آقای باقی در این نوشتار سه رویکرد متفاوت را در باب دین، حقوق بشر و سکولاریسم در جامعه کنونی ایران مطرح میکند: 1. حقوق بشر در نظام غیر سکولار قابل تحقق نیست؛ 2. مفاد حقوق بشر کاملاً در دین وجود دارد؛ 3. امکان التیام و تلائم بین دین و حقوق بشر و یا دین و سکولاریسم. نویسنده با اعتقاد به رویکرد سوم بین دین (نصوص دینی) و دانشهای دینی (مثل فقه) تفاوت قائل است و بر این باور است که دین با آموزههای حقوق بشر تعارضی ندارد ولی تفکر فقهی و سنتی در مواردی با آن متعارض است و این سازگاری به این دلیل است که اسلام آیینی صرفا اخروی نیست بلکه دینی دنیوی هم هست و سکولاریسم با دولت دینداران هیچ تعارض و مخالفتی ندارد.
در این مقاله، از نسبت میان اسلام و مردمسالاری سخن به میان آمده است. به نظر آقای سروش تمدن اسلامی، فقهمحور است و به همین دلیل با قانون آشناست. اما نقیصه فقه فعلی تکلیفمحور بودن آن است. فقه باید به حقوق نیز توجه کند. در این جهت شیعه و سنی مشترکاند. اما اختلاف آنها، در چند چیز است. یکی در مفهوم ولایت، که در شیعه بسیار پررنگ است و نافی خاتمیت است و دیگری مفهوم مهدویت است که آن نیز مخالف خاتمیت است.
آقاى علیجانى معتقد است که، جنبش زنان اگر چه بخشى از جنبش عام و دموکراتیک است، لکن به لحاظ عملى هویتى مستقل و موازى با آن دارد. اما مرتبط و همراه با جنبش ملى و عام دموکراسىخواهى است، نویسنده ضمن تشریح این مطلب، مذهب، روحانیت، فقه، اسلام و تشیع را به دو قسم تاریخى و متن تقسیم کرده و معتقد است قسم اول به سرآمد تاریخى رسیده و نواندیشان مذهبى باید به تعیین نسبت با مذهب متن پرداخته و جنبش عام دموکراتیک و جنبش خاص زنان را یارى رسانند
دیوان اروپایی حقوق بشر اولین سازوکار منطقه ای حمایت از حقوق بشر و آزادی های اساسی افراد به شمار می رود. دیوان با اتکا به کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و آزادی های اساسی ، و نیز پروتکل های مختلف الحاقی به آن از یک سو رویه قضایی غنی و بی بدیلی را در حوزه حقوق بشر از خود به نمایش گذاشته است ، و از سوی دیگر با احکام صادره دولتهای عضو شورای اروپا را به تمکین در مقابل موازین بین المللی حقوق بشر واداشته است . سازوکار اجرای احکام دیوان اروپایی حقوق بشر موضوعی است جالب و قابل تأمل ، که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است .
نظریة نایدا که بر اساس زبان شناسی گشتاری استوار است ، یکی از پر طرفدارترین نظریه های ترجمه در قرن بیستم است . مقالة حاضر به بررسی و نقد مواردی چون تعریف ترجمه، مفهوم معادل ، تحلیل دستوری و گشتار زدایی در این نظریه می پردازد و برآن است که این نظریه ، به رغم کاستی هایش ، اهمیت فراوانی در ترجمه شناسی دارد ، زیرا هم ابزاری برای تحلیل و طبقه بندی مسائل ترجمه ای فراهم آورد و هم راهکارهای مؤثری در اختیار مترجمان قرار داد .
زبانشناسی که معمولاً به عنوان علم زبان تعریف می شود ، به خاطر مختص بودن زبان به نوع انسان ، با بسیاری از حوزه های دیگر مطالعات و علوم انسانی ارتباط نزدیکی دارد. مطالعات ترجمه را با توجه به ماهیت مسایل مورد بحث در آن می توان نزدیکترین حوزه به زبانشناسی یا مطالعة علمی زبان دانست . مشترکات زبان و ترجمه آن قدر زیاد و پیوندشان چنان محکم است که در موارد زیادی نمی توان آنها را بی نیاز از هم دانست .
ارتباط بین زبان و ترجمه حقیقی انکار ناپذیر است . آنچه در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته نحوة این ارتباط است . برخی از صاحبنظران بر این عقیده اند که هر ترجمه ای بطور ضمنی مبتنی بر نظریه ای از زبان است و لذا ترجمه در واقع تمرینی در زبانشناسی کاربردی است . اما برخی دیگر عقیده دارند هر نظریه ای از زبان مبنی بر نظریه ای از ترجمه است . نظریة سومی هم مطرح است و آن اینکه خود زبان در اصل ترجمه ای از تصورات و مفاهیم ذهنی انسان است و بنابراین انسان در زندگی روزمرة خود بطور همزمان با هر دو مقولة زبان و ترجمه سروکار دارد.
اصولاً بعد از طرح های آمایش سرزمین و طرح های منطقه ای، طرح های ناحیه ای یا به تعاریفی طرح جامع شهرستان جای دارد . این طرح ها به استناد "آیین نامه مربوط به استفاده از اراضی، احداث بنا و تأسیسات در خارج از محدوده قانونی و حریم شهرها " مصوب 22 اردیبهشت سال 1355 و الحاقی 5/11/73 تهیه می شوند. ساماندهی به نظام فعالیت انسان در فضای ناحیه ای به منظور استفاده بهینه از زمین یا به عبارتی سازماندهی فضایی اسکان و فعالیت در چارچوب ساختار فضایی ناحیه، هدف نهایی این قبیل طرح هاست. ارزیابی های انجام شده بر اساس مدل برنامه ریزی ارتباطی حکایت از موفقیت اندک این قبیل طرح هاست. براین اساس در پیش گرفتن راهبردهایی با تأکید بر اصلاح روابط سطوح برنامه ریزی، فرایند تهیه و تدوین، نحوه نگرش و کاربست دانش بومی و بنیان های جغرافیایی، تقویت نظام ارتباطی بین عوامل ذیربط و ذی نفوذ در فرایند تهیه تا اجرا مورد تأکید است و جزو اولویت های کاری محسوب می شود.
کاشان از شهرهای تاریخی ایران زمین است که همواره در دو عرصه مذهب و صنایع دستی از آن یاد می شده است؛ دو عرصه ای که دانشمندان پرشمار و کاشیهای بی مانند، دو عنصر اصلی و برجسته آن اند. این مقاله کوتاه در صدد است، افزون بر اشاره به جغرافیای کاشان، به نقشی که محدثان این سامان – از میان اصناف دانشوران این دیار – در بلند آوازه کردن نام کاشان داشته اند، بپردازد و گوشه هایی از پرونده این تلاشگران عرصه نقل و نشر حدیث را بازخوانی کند.
لقد تنبه الباحثون القدماء الى وجود بعض عبارات قرآنیه متصله بما قبلها وما بعدها اتصالا معنویا، فهی مفتقره الى النص الذی هی فیه من جهه المعنى. لکنها تختلف عن عموم النص القرآن الکریم فی کونها موزونه باوزان البحور الشعریه، فدعاهم ذلک الى رصد هذه الظاهره ومتابعتها، وقد انتهى بهم ذلک الى ان هذه العبارات القرآنیه الموزونه تستغرق جمیع اوزان بحور الشعر العربی، لذلک ذکروا لکل بحر شعری عباره او اکثر اقتطعوها من وسط الکلام المعجز، الا انهم – کما یبدو – لم یذکروا للبحر المتدارک مثالا من تلک العبارات، لذلک کان من الطبیعی ان یفرض السؤال التالی نفسه: هل یمکن ان تکون هذه الظاهره دلیلا علمیا صحیحا على ان القرآن الکریم من نمط الشعر – کما ذهب الى ذلک بعض من یدعی العلم – او ان ذلک یدل على امر آخر؟ وانی سانقل – فیما یلی – تمهیدا لبیان الاجابه المبسوطه، اغلب تلک العبارات الموزونه ثم اتلوها ببیان اختلاف من مثلوا لکل بحر بعباره او اکثر منها، فی الغرض من قیامهم بهذا العمل الذی قد یبدو غریبا مفتقرا الى توجیه، ثم اذکر فی النهایه الادله العلمیه القاطعه التی تثبت ان القرآن الکریم لیس بشعر.
Two oriental and western symbols are recorded in the memory of the world. Kamal Al-din Behzad (1460-1535.A.D./ 865-942 A.H.) is the painter of Iran's golden era and Leonardo da Vinci (1452-1519.A.D./ 857-925 A.H.) is the verstile artist of Italian Renaissance. The life stories of these two artists are more or les similar. During childhood, both experienced a hard time and during youth and adulthood their artistic styles not only changed the art of their own time but have greatly influenced the future generation. Aim: Finding the common artistic opinions, thoughts and behaviors of the two contemporaries but with two quite different artistic, social and cultural styles. Method: In this study, attempt is made to review the works and approaches of the two artists, comparatively and analytically using the archive method. Findings: The common and coincidental features being observed are as follows: 1-Applying dramatic expressionism 2-Applying intuitional and emotional expressionism, particularly in portraiture (expression) 3-Creating emotional relationship among the figures 4-Associating the figures with architectural and natural backgrounds 5-Creating extraordinary figures 6-Directing conflicts 7-Giving conscious attention to war themes (More than a typical narration of an exciting event) 8-Employing spiral infrastructure in composition Conclusion: Some basic common changes occurred simultaneously at two distant places in the Iranian and Italian arts. Although the two artists had been living in two completely different geographical and cultural environment, even working with two different styles in the visual arts, they had rather similar features regarding their ideas and artistic issues. By comparing the works of these two artists, we can find their imaginative behaviors in terms of visualizing ideas and themes as well as narrating religious and war subjects.
محدوده مادون قرمز طیف الکترومغناطیس، باند بسیار مناسبی جهت کشف و تعقیب اشیاء گرما زا و یا حرارت دیده می باشد . فناوری بکارگیری محدوده مادون قرمز به طور قابل توجهی رشد یافته و در حال حاضر کشف کننده های فناوری یادشده برای کاربردهای نظامی در ابعاد سامانه های فضا پایه، پیشرفت شایان توجهی داشته که در همین رابطه امروزه فناوری مادون قرمز توسط ماهواره ها ، هواپیما ها و پرنده های هدایت پذیر از دور جهت اهداف نظامی به طور وسیعی بکار گرفته می شود .
سازمان ها باید به سرعت با محیط متحول ، سازگاری یافته و یادگیری سازمانی را به منظور تغییر پایگاه معرفتی خود پیش گیرند. مدیریت دانش جزئی از فرآیندیادگیری پیوسته تبدیل شده است . در جهان پرشتاب کنونی، نوزایی و آفرینش دانش نوین تنها مزیت های رقابتی پایدار برای پیشرفت و بقاء سازمان ها در عصر دانایی و اطلاعات هستند. در این مقاله تلاش گردیده است تا فرآیند یادگیری سازمانی ومدیریت دانش، به عنوان راهبردی برای ایجاد تحول سازمانی ، افزایش بقاء پذیری و ظرفیت زایی فکری مورد کنکاش قرار گیرد.