"توانمند سازی زنان یکی از اهداف توسعه انسانی است و به معنای افزایش شناخت و خود آگاهی، قابلیت اعتماد و گسترش آزادی انتخاب زنان توسط خودشان است. برخی اندیشمندان توانمند سازی را به معنای افزایش مشارکت می دانند، در عین حال مشارکت نیز به عنوان یکی از عوامل تسهیل کننده توانمند سازی به کار می رود.
مبنای نظری مربوط به توانمندسازی زنان برای مشارکت در توسعه با نظریه های فمینیستی، بخصوص نظریه فمینیست های لیبرال که از برابری فرصت ها برای زنان، همانند مردان، سخن می گویند و نیز نظریه تواناسازی نشات گرفته از تلاشهای فمینیست ها در کشورهای جهان سوم در ارتباط است. تحقیق حاضر بر اساس یک نمونه 300 نفری به روش پیمایشی در شهر اصفهان انجام گرفته است. برای بدست آوردن اطلاعات این تحقیق از پرسش نامه استفاده شده است.
یافته های پژوهش حاکی از آن است که عواملی مانند بالا بردن تحصیلات، افزایش سلامتی، اعطای استقلال مالی و حق مالکیت قانونی به زنان، رفع تبعیض در بازار کار و حذف باورهای سنتی به توانمندسازی زنان کمک می کند."
در این مقاله به تعریف «خشونت» با توجه به چهار حوزه فلسفه، سیاست، جامعه شناسی و روان شناسی پرداخته می شود و این که آیا منشأ و ریشه اش در نهاد انسان است و یا بیرون از آن. ابزارهای اِعمال خشونت (حوزه فکر، زبان و عمل) مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین در این باره بحث می شود که راه مبارزه با خشونت، سرکوب غرایز انسانی نیست، بلکه کنترل و هدایت آنهاست. سپس تعریفی از مدارا و ظرایفی که در مفهوم آن قرار دارد ارائه میگردد. محور اصلی مقاله بررسی خشونت و مدارا در ادبیات کودک است. نگارنده همچنین بر آن است که نشان دهد افسانه های اژدها، و دیو و جن، پری مصداق خشونت در ادبیات کودک نیستند. در خاتمه به تحلیل و بررسی خشونت در دو نمایشنامه کودکانه پرداخته می شود.