آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۸۹

چکیده

صدرالمتألهین در جای جای آثار خود در کنار استفاده از عقل نظری و روش بحثی، از راه وجدان سخن به میان می آورد. از منظر او وجدان، شهودی است بر پایه علم حضوری؛ بنابراین می تواند راه گشای بسیاری از مسائل دشوار مبدأ و معاد باشد. در مقابل میرزامهدی اصفهانی مبانی اعتقادی خود را تنها بر اساس ادراک وجدانی استوار ساخته است. در این ادراک، حقایق خارجی بدون هیچ گونه اتصال وجودی، همان گونه که هستند کشف می گردند. هدف از این نوشتار بررسی رابطه متقابل عقل و وجدان از منظر این دو متفکر است. روشن خواهد شد که اگرچه صدرالمتألهین کارکردهای متقابل مهمی را برای عقل و وجدان قائل است؛ اما این دو مسیر معرفتی را در کنار هم می داند؛ در مقابل، میرزای اصفهانی اساساً این دو مسیر را جدا نمی داند، بلکه از نظر او معقولات بخشی از متعلقات وجدان هستند و به تعبیر دقیق تر، بخشی از وجدانیات ما در مشهد عقل حاصل می گردد.

تبلیغات