سرزمین ایران که پل پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم شده و به ویژه روسیه شوروی را از شکست در مقابل ارتش هیتلر نجات داده بود، پس از پایان جنگ نه تنها سهمی از پیروزی متفقین نصیبش نشد، بلکه آثار و پیامدهای حضور اشغالگران تا سال ها بعد همچنان ادامه داشت. از جمله اینکه شوروی ها گویی در خاک ایران لنگر انداخته بودند و حاضر نمی شدند با دست خالی و بدون گرفتن امتیازاتی مانند نفت شمال یا خودمختاری آذربایجان، این سرزمین را ترک کنند. ماجرای تخلیه ایران از قوای روسیه با مسائل داخلی و خارجی دیگری هم پیوند خورد که یکی از آنها نخست وزیر شدن قوام السلطنه بود. روس ها نخست وزیری او را پیش شرط هرگونه مذاکره برای تخلیه ایران قرار دادند، اما سرانجام از این سیاستمدار کهنه کار ایرانی رودست خوردند و با دست خالیایران را تخلیه کردند. در مقاله زیر این ماجرای پرفراز و نشیب مرور شده است.
خلیل ملکی فرزند حاج میرزافتحعلی در سال 1280 در تبریز به دنیا آمد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه راهی تهران شد و تحصیلاتش را در مدرسه صنعتی آلمانیها ادامه داد. سال 1307 جزو دانشجویان اعزامی به خارج، راهی آلمان شد و در رشته شیمی به تحصیل پرداخت، ولی به دلیل مخالفت با رژیم رضاخان که منجر به قطع کمکهزینه تحصیلی وی گردید، ناگزیر به ایران بازگشت1 و تحصیلاتش را در دانشسرای عالی ادامه داد و سپس به تدریس پرداخت. در همین ایام با دختر حاج علینقی گنجهای یکی از رهبران انقلابیون مشروطه ازدواج کرد.
غلامرضا تختی فرزند رجب در پنجم شهریور 1309 در خانوادهای مذهبی در خانیآباد تهران پا به عرصه وجود نهاد. دوره ابتدایی را در مدرسه حکیم نظامی گذراند و بعد هم به دبیرستان منوچهری واقع در خیابان خانیآباد رفت ولی به سبب مشکلات مالی تحصیل را در نیمه راه رها ساخت و در یک کارگاه نجاری به شاگردی مشغول شد. از همان هنگام به ورزش باستانی تمایل نشان داد و ابتدا به زورخانه گردان رفت و سپس در باشگاه پولاد که شماری از بهترین کشتیگیران ایران عضو آن بودند، به ورزش پرداخت.
هرچه زمان میگذرد و هر آنچه که پیرامون جلال سخن گفته میشود، باز مطالب خواندنی ناگفتهای وجود دارد که باید گفته آید.آقای غلامرضا امامی که در آغاز جوانی با جلال آل احمد دوستی و قرابت پیدا کرده است در گفتگو با ایام، خاطرات و مطالب جالبی را بیان میدارد که ما را با اندیشه و ویژگیهای اخلاقی آن نویسنده فقید بیشتر و بهتر آشنا میسازد.
سخن از شادروان جلال آلاحمد، جلال آل قلم است؛مردی که در برهه حساس 15 خرداد 42 در صف بندی اردوی حسینی و یزیدی یک سو ملت بزرگ ایران به رهبری امام خمینی و دیگر سو رژیم دیکتاتوری پهلوی با همه امکانات سیاسی و نظامی و تبلیغاتی و خیل روشنفکران سلطنتیاش اردوی حسینی را برگزید، یعنی صف مردم و رهبری دینی آن را و ارزش و اهمیت جلال نیز همه در همین شجاعت و شهامت شگرفی است که در «انتخاب بزرگ» خویش انجام داد؛ در حریت فکری و سیاسی او و به دیگر تعبیر: در «حر» بودن او.
وسوسه نفت ایران، به عنوان اولین کشوری که استخراج نفت آن خصوصیت استراتژیک بین المللی یافته بود، سرانجام امریکاییِ بانجابت و سربه زیر در صحنه جهانی را هم وارد معرکه خود کرد. امریکایی ها، که هم به خاطر پذیرفتن نظریه مونروئه، هم دوری مسافت و هم نوپا بودن قدرت صنعتی خود، در حاشیه روابط استعماری گام برمی داشتند، سرانجام و طی برنامه هایی کاملاً تدریجی، زمینه های نفوذ منفعت طلبانه خود را در مناطق مختلف جهان و از جمله خاورمیانه فراهم ساختند. این حضور تدریجی در ایران، که از حضور مبلغان مسیحی در سال 1831 آغاز شده بود، ناگهان در قضیه ملی شدن صنعت نفت پررنگ شد و امریکا با نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی خود نه تنها دولت ملی دکتر محمد مصدق را با کودتای ننگین 28 مرداد 1332 سرنگون ساخت، بلکه بر سر هم پیمان دیرین خود، یعنی انگلستان، نیز کلاهی بزرگ گذاشت و ایران نفتی را تحت سلطه خویش درآورد. در قضیه ملی شدن صنعت نفت، امریکایی ها گاهی بر نعل می کوبیدند و گاهی بر سندان. گاهی از نهضت ملی مردم ایران در بیانیه های خود دفاع می کردند و گاهی در دیوان داوری در جایگاه حمایت از انگلیس قرار می گرفتند. در مقاله حاضر می توانید جزئیات بیشتری از داستان سیاست های نفتی امریکا در ایران را مطالعه نمایید
هرچند که نباید از شاهان و فرمانروایان توقع نگارش آثار ارزشمند علمی، تاریخی و ادبی را داشت، در دوره معاصر نوشتن کتاب از سوی سردمداران حکومت ها برای کسب موقعیت علمی و فرهنگی رایج شده است. بعضی از این آثار نیز به دوره های کناره گیری یا عزل این فرمانروایان مربوط است که معمولاً در پی موجه سازی یا پرده پوشی اقدامات یا قهرمان سازی از خود هستند، ولی شاه مخلوع ایران در کتابی که با عنوان «پاسخ به تاریخ»، پس از فرار از ایران، نوشت نه تنها در پی موجه سازی و پرده پوشی و تقدیر از خویشتن بوده، بلکه از ایدئولوژی سلطنت و اساس نظام سیاسی نامشروع و مستبدانه ای دفاع کرده است که پدرش با حمایت همه جانبه بیگانگان به وجود آورده بود. بعضی از اشتباهات تاریخی این کتاب به قدری سخیف و کوته بینانه است که آن را در مرتبه بسیار پایینی از آثار تاریخی قرار می دهد. در این شماره و شماره آتی از مجله، نقدها و تاملات یکی از محققان ارجمند بر این کتاب را ملاحظه خواهید کرد و با نکته هایی دراین باره آشنا خواهید شد.