به دنبال شکل گیری مبلغین تبشیری در غرب، انجمن تبلیغی کلیسا با تکیه بر نفوذ انگلیس در ساختار سیاسی ایران؛ اصفهان را کانون استقرار خود ساخته و پس از تعیین سرحدات تبلیغی با پرزبیتری ها، درصدد بسط قلمرو به یزد، کرمان و شیراز برآمد. در این میان گرچه بُعد مسافت یزد از مراکز تحول خیز و امنیت نسبی؛ تضمینی بر حضور و بقای سه اقلیت زرتشتی، یهودی و بهائی بشمار می رفت، اما در خلأ وجود هم کیشان مسیحی، انجمن تبلیغی کلیسا جذب اقلیت های مذکور و خاصه زرتشتیان را فرصتی مغتنم شمرده؛ برای جلوگیری از تحریک احساسات دینی مسلمین، اهداف تبلیغی خود را در قالب ارائه ی خدمات درمانی و آموزشی پوشیده داشت. باوجود حمایت سیاسی انگلیس و حکومت مرکزی در تضمین بقای انجمن، اوج درخشش مبلغین را می توان تا وقایع مشروطیت دانست که با ساخت بیمارستان، مدرسه و توزیع اعانه میان مستمندان شیوه های مختلفی را برای جذب نوکیشان به آزمون گذاردند. بر این اساس پژوهش حاضر می کوشد تا کارکرد این انجمن در حوزه های درمانی، آموزشی و دیگر تدابیر جذب نوکیش را به بحث گذارد.
گفتمان مذهبی عهد قاجار متاثر از عوامل مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی از طرفی دچار نوعی عوام زدگی و شعارگرایی و از طرف دیگر، بیگانه با وضع جدید اجتماعی شده بود. در این میان، اماکن مذهبی در نگاهی کلی، با وجود تعدد و تنوع درخور تامل، چندان قادر به ایفای رسالت ذاتی خود در هدایت و اصلاح و ارتقاء گفتمانی جامع و مانع، در عرصه مذهبی نبودند؛ مگر مساجدی که در کنار کارکرد عبادی خود، فعالیت های علمی و آموزشی در قالب مدرسه علمیه را نیز برعهده گرفته بودند. این پژوهش با تکیه بر منابع کتابخانه ای و رویکرد توصیفی تحلیلی، درصدد پاسخ به این پرسش است که این اماکن چه سهمی در اصلاح و ارتقای گفتمان دینی تهران در دوره قاجار داشته اند. از نتایج این پژوهش، نقش آفرینی مسجدمدرسه ها در محورهایی همچون تقویت ابعاد علمی و استدلالی آموزه های دینی در بستر جامعه، آشنا شدن صاحبنظران و محصلان علوم دینی با نیازها و مطالبات اجتماعی، مستند شدن باورهای مذهبی، خرافه زدایی و صیانت از آموزه های دینی، پاسخگویی به سوالات و شبهه های دینی و نیز اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط های دینی است.