ظهور تمدن جدید در اروپا و انتشار آن به ماورای اروپا از مجرای استعمار، به اجبار نوسازی را بر جوامع شرقی و از جمله ایران، تحمیل کرد. اما نوسازی اجباری به جای تاسیس تمدن جدید به دوگانگی و التقاط تمدنی منجر شد. رفع این نقیصه جز با نوسازی اختیاری و انتقال کامل تمدن جدید ممکن نبود. اما، انتقال تمدن جدید بدون الگو و طرح معین نظری و عملی ممکن نمیشد. یافته های این تحقیق نشان میدهد که امیرکبیر از کلیت تمدن جدید درک و تصویر ذهنی مشخصی داشت و اقدامات نوسازانه او براساس الگو و طرح معینی در نظر و عمل آغاز و هدف اصلی او تاسیس تمدن جدید بود. اما، شکست اقدامات او نه به دلیل مشکلات و نقائص شناختی و ادراکی از تمدن جدید، بلکه، به علت غلبه مدافعان شرایط و مناسبات جاری و مخالفت آنان با اصلاحات و نوسازی همه جانبه بود.
به نظر می رسد که روابط ایران و روسیه از دوران جنگ های معروف دوره قاجاریه تا هم اکنون همواره از الگویی سنتی پیروی کرده که مبتنی بر توسعه نفوذ در غرب و جنوب از سوی روس ها و استفاده از روس ها برای مهار غرب از سوی ایرانیان بوده است. هرچند در بعضی از برهه های تاریخی مثلاً 1962 تا 1979 یا اوایل پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و همچنین پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، روابط تا سطح صلح سرد بهبود یافت، در این مقاطع نیز روابط ایران و روسیه عمیق و استراتژیک نگردید و گویی در بیشتر دوره ها ایران و روسیه به بالا بردن سطح روابط با یکدیگر تمایلی نداشته اند. در نوشتار پیش رو چند دوره از روابط ایران و روسیه با توجه به تحولات داخلی و محیطی این دو کشور مرور شده که امید است مورد توجه محققان و علاقمندان عزیز قرار گیرد.
آشنایی با فرهنگ و تمدن جدید غرب و نفوذ تدریجی آن در جامعه ایرانی در طی دهه های نخستین قرن نوزدهم و نقش عوامل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و تجاری آن قرن از سویی به بیداری زن و مرد ایرانی کمک شایان نمود، و از سوی دیگر زمینه های همفکری و همیاری گروه های صنعتگر و مترقی را فراهم آورد. در دورانی که زن در جوامع پیشرفته جهان، دوشادوش مردان چون نیرویی مؤثر به حقوق مسلم و انسانی خود دست یافته، و به عنوان فردی از جامعه انسانی نقش سازنده خود را ایفا می کرد و صفحات درخشانی از ابتکارات و اختراعات را به نام خود در تاریخ بشر ثبت می نمود. زن ایرانی همچنان دست و پا بسته و مقید به سنت های دست و پاگیر و کهنه نظام حاکم بود، و به عنوان موجودی ضعیف و ناتوان و متعلقه مرد، فعالیت دیگری در جامعه نداشت. چنانکه اگر فرد یا گروهی هم گاهی در صدد در هم شکستن این حریم پرده نشینان بر می آمدند و در مجامع و رسانه ها به آنها اشاره می کردند. می بایست چماق اتهام و تکفیر و تبعید را به جان می خریدند. از این رو هدف از این مقاله ارائه تصویری از اولین زنان شجاع و بلند همت آذربایجانی است، که با آغاز نخستین نغمه های آزادیخواهی پای در میدان عمل نهادند و دوشادوش مردان به اثبات توانایی های خود پرداختند.
سفر حج از راه روسیه و عثمانی، که اغلب صاحب منصبان، اعیان و اشراف و دیوان سالاری بلندپایه قاجار آن را برای ادای این فریضه برمی گزیدند، جنبه بسیار مهم در خود داشت: اول اینکه سبب می شد نوعی حلقه معنوی میان مردم و مقامات محلی در طی مسیر به وجود آید و به ویژه در قسمت هایی که طی جنگ های ایران و روس از ایران جدا شده و تحت حکومت روسیه غیرمسلمان قرار گرفته بودند، نوعی حس نوستالژیک دینی و ملی در این مسافران حج به وجود می آورد؛ دوم اینکه به نوعی سبب گسترش و تعمیق اندیشه اتحاد مسلمانان می گردید؛ سوم اینکه نخبگان ایرانی، در مسیر عبور خود از شهرهای روسیه، عثمانی و مصر، با مهم ترین تحولات منطقه آشنا می شدند و درجه پیشرفت و شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشورها را از نزدیک می دیدند؛ چهارم اینکه امنیت بالای این مسیر برای شاهزادگان و اشراف ایرانی دلیل اصلی انتخاب آن بود و اگرچه سبب می شد هزینه ها و مدت مسافرت نسبت به دیگر راه ها افزایش یابد، آرامش خاطر بیشتری را به همراه داشت. در مقاله حاضر با مسیر کاروان حج از خاک روسیه از طریق پنج سفرنامه ایران آشنا خواهید شد.
مرحوم آیتالله خراسانی (1329 1255 ق) فقیه اصولی و مرجع تقلید شیعه و رهبر سیاسی عصر مشروطیت بود. وی در عین اشتغال دائم به کارهای علمی و تربیت طلاب و اداره حوزه علمیه نجف، رویدادهای سیاسی ایران را نیز دنبال میکرد فیالمثل در جنبش مشروطیت به همراه دو مجتهد بزرگ معاصر خویش میرزا حسین تهرانی و شیخ عبدالله مازندرانی با ارسال نامه و تلگراف برای رهبران دینی و سیاسی و عموم مردم در داخل کشور و نشر اعلامیه در راس رهبران جنبش قرار گرفت. (سند شماره 1)