جستجو و تامل در آثار میرزا ملکم خان ارمنی و کاویدن اندیشه های سیاسی و اصلاح گرایانه وی با حیرت و شگفتی های نسبتا فراوانی روبروست. از یکسو اعتقادات دینی و روحیات وی به حوزه خارج از اسلام مربوط بود و از سوی دیگر اشتغالات اجرایی و حکومتی وی در سرزمینهای دور دست و از جمله عثمانی و فرنگستان مجالی برای او در تعلق به حوزه اسلامی و اندیشه ورزی در سیاسیات اسلام باقی نمی گذاشت. با این همه در اغلب مواقع ارتباط نزدیکی بین او و شخص شاه (ناصرالدین شاه) برقرار بوده و بنابر روایتی در اولین لژ فراموشخانه میرزا ملکم، شاه عضویت داشت. همچنین در سفرهای خارجی شاه و انعقاد قراردادهای تجاری-اقتصادی همچون رویتر، تنباکو، و لاتاری جز ملازمان و کارشناسان موثر حضور داشته است. معذلک این شخصیت با چنین پیشینه و سوابق در مواقعی که از حکومت فاصله میگرفت و فرصت نشر و پراکندن اندیشه و ایده های خود را در راستای اصلاح حکومت به دست می آورد، توانایی خود را در ایده پردازیهای نوین و مبتکرانه و به دور از انتظار به نمایش می گذاشت.
فاصله و مغایرتی که میان کشورهای استعماری و کشورهای تحت سلطه در اندیشه و منش وجود داشته، «تاثیرگذاری» را به عنوان اولویت نخست آن ها مطرح کرده و چگونگی تحقق آن، همچون یک دستور کار، همواره توان فکری و عملی آنان را به خود مشغول کرده است. فرقه گرایی به جهت فقدان اصالت و پیوستگی با بیگانگان، اهرمی مورد اعتنا در این مسیر تلقی شده است و ازهمین رو، فرقه هایی چون بهائیت مورد توجه، نفوذ و استفاده قدرت های استعماری اعم از شرقی و غربی بوده اند. مقاله پیش رو با استفاده از کتاب مشهور اسماعیل رائین «انشعاب در بهائیت» مروری بر این موارد دارد.