موقعیت حساس ایران و افغانستان در دوره ناصری و حضور فعال نیروهای انگلیسی و روسی در منطقه که سودبران بزرگ آن دوره در عرصه تحولات بینالمللی بودند دولتمردان ایرانی را برآن میداشت که نسبت به فعل و انقعالات سیاسی منطقه واکنش نشان دهند. از جمله برخورد اعتراضی آنان با حضور ژنرال اسمیت که در راس 2هزار نیرو قصد رفتن به افغانستان را داشت. گزارشی که در ذیل میخوانیدشرح نامهای است که از سوی دولتمردان به ناصرالدینشاه نگاشته میشود و آنان اعتراض خود را به این مساله اعلام میکنند.
تاکنون حسب عادت، درباره مشروطیت به موضوع علل و انگیزههای وقوع چنین رخدادی بیشتر توجه میشد اما با عنایت به اهتمام کتابخانه مجلس به انتشار اسناد مربوط به عملکرد نمایندگان ادوار مختلف مجلس، ضرورت تاریخنگاری این دورهها که حاصل مشروطیت است بیش از گذشته احساس میشود. به همین منظور با دکتر علی ططری، مدیر اسناد کتابخانه مجلس شورای اسلامی درباره اسناد و مدارک تازه به دست آمده و ضرورت پژوهش ادوار مجلس گفتگو کردیم.
در تاریخ معاصر ایران، تجدد یکی از مهمترین مفاهیم در حوزه اندیشه سیاسی و اجتماعی است که هر چند ریشههای آن را بهطور محدود میتوان در عصر صفویه جستجو کرد، اما عصر قاجاریه و مشروطیت را باید سرآغاز جدی تجددگرایی در ایران به شمار آورد. تکوین و شکلگیری اندیشه تجدد در ایران از پیوند تنگاتنگی با اندیشه ترقی در ایران برخوردار است. اندیشهها وتکاپوهای تجددطلبانه در ایران عصر قاجاریه و مشروطیت از همان آغاز با مخالفت جدی و سرسختانه گروههای مختلفی از جامعه سنتی ایران روبهرو شد.
نقلاب مشروطه شاهد حضور شخصیتهایی بود که از اقشار مختلف اجتماعی برخاسته و هریک در حد خود برای محو استبداد و برقراری حکومت مردمی جنگیدند و جان بر سر عقاید خویش نهادند. مردانی که بسیاری از آنان نقشی تعیینکننده در پیروزی این انقلاب داشتند اما آنگونه که شایسته بود، معرفی نشدند و تنها در منطقهای خاص نامشان محدود ماند. آنچه امروز بهعنوان حزب در ایران شناخته میشود، اولین بار توسط تاجری روشنفکر از اهالی تبریز شکل گرفت؛ مردی که شناخت او از جهان، اراده و پاکباختگیاش وی را به صف مجاهدان آزادی و رهبران انقلاب مشروطه در تبریز بدل ساخت. کربلایی علی موسیو، یکی از رهبران جنبش آزادیخواهانه مردم در تبریز از مبارزان انقلاب مشروطه بود که متاسفانه اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست.
از اوایل دوره قاجار، سه نهاد آموزشی ـ فرهنگی فرانسه، که با اهداف جهانی در پاریس شکل گرفته بودند، به تدریج یکی پس از دیگری ایران را نیز تحت پوشش خود قرار دادند. این سه نهاد عبارت بودند از مدارس میسیونرهای لازاریست ها، مدارس آلیانس فرانسه و مدارس آلیانس یهود. اما چگونگی و گستره فعالیت های فرهنگی ـ آموزشی هر یک از این نهادها که بخشی از تاریخ فرهنگی ناشناخته دوره قاجار را تشکیل میدهند، چندان مورد مطالعه و تحلیل قرار نگرفته و بازتاب نیافته اند. هرچند که لازاریست ها جامعه مسیحیان ایران و آلیانس یهود جامعه یهودیان را مد نظر داشته اند، لیکن آلیانس فرانسه نهادی غیر مذهبی به شمار میرفت. با این همه، آن دو نهاد نیز به تدریج رویکردی عرفی و همگانی به خود گرفته و توانستند بسیاری از مسلمانان را نیز جذب نمایند. این نوشته پس از نگاهی به اهداف و آرمان های این نهادها، چگونگی برپایی این مدارس، گستردگی و کم و کیف فعالیت های آموزشی آن ها را بررسی میکند.
تاریخ نویسان عصر قاجار از آغاز ورود ایران به میدان سیاست جهانی در سال های نخست قرن 19م./13ق. با پدیدهٔ اروپا و فرنگ روبه رو شدند که به سرنوشت ایران و دولت قاجار مربوط می شد. شناخت اروپا و تمدن جدید غرب برای تاریخ نویسان آن دوره دشوار بود، اما آنها به ضرورت زمانه باید علاوه بر آشنایی با دستاوردهای اقتصادی، نظامی و فکری غرب به برنامه های استعماری شان که جنبهٔ دیگر تمدن آنها بود نیز توجه می کردند. ازاین رو رویکردهای متفاوت و حتی تک بعدی ای برگزیدند که از نبود شناخت درست و دقیق ناشی می شد. این مقاله به بررسی رویکردهای تاریخ نویسان قاجاری نسبت به اروپا و جنبه های مختلف تمدن آن می پردازد.
این مقاله در صدد است تا نشان دهد که می توان شکوائیه های زنان دوره مشروطه، مبتنی بر اسناد به جامانده از دوره های دوم و سوم مجلس شورای ملی را با ارجاع به ارکان چهارگانه حقوق شهروندی، یعنی برابری، آزادی، امنیت و مالکیت، تحلیل کرد. در جهت اثبات چنین ادعایی و یا روشن ساختن چنین تحلیلی، مقاله در دو بخش سامان داده شده است، در بخش نخست بحثی عرضه تاریخی ـ نظری در باره چیستی و تاریخ شهروند و حقوق شهروندی شده است و از آن دو نتیجه اصلی برکشیده شد: نخست این که اهم حقوق شهر وندی مبتنی بر بند دوم اعلامیه 1793 حقوق انسان و شهروند در چهار حق اصلی، یعنی حق برابری، حق آزادی، حق امنیت و حق مالکیت قابل تلخیص هستند؛ دوم اینکه حقوق فردی و حقوق شهروندی هم به لحاظ ذاتی و هم همانگونه که از عنوان «اعلامیه حقوق انسان و شهروند» بر می آید، حقوقی درهم تنیده هستند. تا حدی که می توان گفت هر حقی در این حوزه ها هم فردی و خصوصی است و هم در عین حال حقی شهروندی. مبتنی بر چنین نتایجی، به ویژه نکته دوم است که قسمت دوم مقاله سامان یافته است: در این قسمت برجنبه هایی از شکوائیه های زنان تأکید شده است که در آنها پی گیری حقوق خصوصی صراحتاً یا تلویحا در متن بزرگتری یعنی در متن حقوق شهروندی نهاده شده است. آنچه از بخش دوم این مقاله حاصل شده است این است که خطاب هایی مانند«امنای ملت،» «نمایندگان محترم و حافظین حقوق ملت» و به کار گیری اصطلاحاتی نظیر «حقوق ملت،» «خدمت به عالم انسانیت،» «تجویز قانون،» «عموم ملت،» تابعیت ایرانی،» «تساوی تمام افراد در حقوق،» «ضرورت سلب آزادی از حکام ستمگر،» تاکید بر حق مالکیت و امنیت و اصطلاحاتی مشابه که در متن عریضه ها به کار گرفته شده است، که همگی نشانه آشنایی زنان با مفاهیم حقوق شهروندی بوده است.
انتشار روزنامه ها در دوره قاجاریه باعث شد که بسیاری از مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اداری و نیز ابعاد گوناگون زندگی مردم در ولایات مختلف انعکاس یابد و دست کم قشر باسواد از وضعیت شهرهای گوناگون مطلع شوند. در این میان روزنامه هایی چون وقایع اتفاقیه و دولت علیه ایران، اخبار گوناگونی را از اوضاع شهرها ارائه کرده اند و از آن جمله به ولایت کرمان پرداخته اند. کرمان پیش از مشروطه بنا به دلایل گوناگونی زمینه ساز حرکت اجتماعی بود که سرانجام به مشروطه خواهی انجامید، از این رو علاوه بر منابع محلی این ولایت، روزنامه ها می توانند سیمای آن روزگار کرمان را نشان دهند. مسأله اصلی این مقاله بررسی وضعیت سیاسی، اقتصادی، نظامی، قضایی، امنیتی، دینی و مذهبی، فرهنگی، خدماتی، و نیز حوادث طبیعی کرمان از منظر مطبوعات دوره قاجاریه است. بررسی مطبوعات بر اساس روش پژوهش تاریخی و بر پایه تحلیل داده ها، نشان می دهد که اوضاع این ولایت در اخبار روزنامه های پیش از مشروطه به خوبی بازتاب داشته و می توان از طریق این منابع رخدادهای آن ولایت را بازشناسی کرد.