هدف: هدف از این پژوهش معرفی و بررسی محتوایی و تاریخی یک فرمان رسمی از دوران سلطنت شاه صفی است.
روش/رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر با رهیافت تاریخی و به روش توصیفی-تحلیلی با استناد بر وقایع نگاری های رسمی و پژوهش های تاریخی، تلاش شده تا به پرسش اصلی تحقیق پاسخ داده شود.
یافته ها و نتایج : یافته ها نشان می دهد که با مرگ شاه عباس اول سیاست حمایت از غلامان گرجی در برابر ترکان قزلباش دچار نقصان گردید، و جامعه صفوی با چالش جدیدی از اختلاف میان امرای بزرگ ترک و غلامان گرجی مواجه شد. بطوری که شاه صفی در مقام پادشاه جدید صفوی در حرکتی نمادین برای جلوگیری از گسترش یافتن دامنه این نوع کشمکش ها، به روشی مسالمت آمیز در چهارچوب یک فرمان حکومتی، با ایجاد پیوند خانوادگی میان دو چهره نیرومند سیاسی و نظامی، یعنی زینل خان شاملو در مقام نایب السلطنه و سپهسالار صفوی، و دیگری صفی قلی خان گرجی در منصب بیگلربیگی بغداد و عراق عرب تلاش کرد به این نوع دشمنی ها خاتمه دهد. اما ماجرای صدور فرمان آن پادشاه در قتل زینل خان که پس از مدتی کوتاه روی داد، و این مسأله ناشی از اهمال زینل خان در اعزام نیرو های قزلباش به غرب ایران، برای حمایت از صفی قلی خان در برابر محاصره بغداد توسط ترکان عثمانی بود، نشان می دهد که حکم پادشاه برای غلبه بر این نوع اختلاف ها تأثیری نداشته است، و شاید همین حادثه موجب گشت تا شاه صفی در شیوه حکومت داری به خشونت و بی رحمی روی آورد.
با ازمیان رفتن حکومت تیموریان و آق قویونلوها، در ایران یک خلاء قدرتی بوجود آمد به طوری که در سرتاسر کشور، انواع و اقسام خاندان های محلی درصدد توسعه و بسط قدرت خود بر آمدند یکی از این خاندان های محلی در دزفول، خاندانی به نام خاندان رعناشی، به سر کردگی، ملأ قوام الدین رعناشی، با بر قراری رابطه نزدیک با مشعشعیان توانست، به عنوان معلّم اولاد سیّد محسن مشعشعی و به نیابت از آنان، در دزفول حکومت کنند. از طرف دیگر این زمان مصادف با آغاز قدرت گیری صفویان، است که آن ها درصدد سرکوبی و به اطاعت در آوردن دیگر حکمرانان محلی در سراسر کشور بودند، به همین دلیل فرصت سروسامان دادن به این نقطه از کشور تا سال 914 ه . ق به تأخیر افتاد. در این سال، دربار صفوی با برنامه ریزی دقیق به مشعشعیان حمله وپس از نابودی آنان، به دزفول آمدند، ملأ قوام الدین رعناشی با پسرانش، تسلیم شاه اسماعیل شدند، با تسلیم شدن آنان، شاه اسماعیل، علاوه بر حکومت دزفول، حکومت شوشتر را نیز به آنان داد. در این پژوهش، با روش توصیفی و بر پایه منابع کتابخانه ای به مسائل تاریخی پیرامون خاندان رعناشی پرداخته ایم و تحولات سیاسی – اجتماعی دزفول در دوره حاکمیت این خاندان را بررسی نموده ایم.
صفویان با تکیه بر عنصر تصوف به عنوان نیروی ایدئولوژی و ایلات قزلباش به عنوان نیروی نظامی موفق به تأسیس حکومت صفویه در ایران گردیدند. ایلات قزلباش متشکل از ایلات ترک ساکن در آناطولی، اران و شام بودند. این ایلات بعد از مهاجرت ترکمانان سلجوقی و حملات مغول در این مناطق ساکن شده بودند. یکی از این ایلات ترک قزلباش ایل بزچلو بود. هدف از این پژوهش شناخت منشاء ایل بزچلو و سپس تبیین و شناخت تاریخی ایل بزچلو در عصر صفویه است. نتیجه کلی این پژوهش که به روش کتابخانه ای صورت پذیرفت نشان داد بزچلوها یکی از تیره های ایل بیات ساکن در مناطق شمال سوریه و جنوب آناطولی بودند که با فعالیت های تبلیغاتی صفویان به قزلباش ها پیوسته سپس به ایران مهاجرت نمودند. بزچلوها که ابتدا در عراق عجم ناحیه ای مابین همدان و اراک امروزی ساکن شده بودند در زمان شاه عباس به قفقاز کوچ داده شده و مصدر فعالیت هایی در عصر صفویان گردیدند.
خاندان اردلان، حاکمیت کردستان اردلان، را که یکی از ایالت های مهم ایران بود، طی قرن های هفتم تا سیزدهم هجری قمری در اختیار داشتند. حکمرانی این خاندان در دوره صفویه، با انتخاب شدن آنان از سوی حکومت مرکزی و تغییر مذهب کاملاٌ تثبیت گردید. با توجه به موقعیت راهبردی منطقه کردستان اردلان، تمایلات گریز از مرکز حکومت ها و خاندان های محلی و نقش حساسی که این خاندان می توانست در روابط میان ایران صفوی و عثمانی ها ایفا کند، حکومت صفوی علی رغم تضاد مذهبی ای که با این خاندان داشت، همواره سعی می کرد در برخورد با حکام این منطقه مهم جانب احتیاط را نگه دارد.
پژوهش حاضر در پی آن است تا با تکیه بر تواریخ دست اول محلی ضمن معرفی اجمالی این خاندان به عنوان یکی از خاندان های مهم حکومتگر عصر صفوی، ساختار سیاسی و اداری این خاندان و میزان نفوذ و تأثیر آنان را در عرصه حکومت مرکزی نشان دهد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که حکام اردلان از قدرت قابل توجهی در منطقه تحت حکومتشان برخوردار بوده اند و شاید اعطای این میزان خودمختاری به آنان از سوی حکومت مرکزی دلیلی بر اهمیت منطقه تحت فرمانروایی شان باشد.
این پژوهش درصدد بررسی سیر ورود و مصرف مواد مخدر در ایران در دوره صفویان می باشد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مصرف دخانیات در ایران عصر صفوی، جزء لاینفک حیات اجتماعی بوده است و با توجه به گزارش های سفرنامه نویسان چنین می توان نتیجه گرفت که شاید اوضاع مساعد اقتصادی شهرها که پس از دوره شاه عباس اول فراهم آمده بود، خود به عاملی برای تن آسایی شهرنشینان بدل شده باشد که برای سوخوشی به مصرف مواد مخدر روی می آوردند. از دید دیگر، خشونت رفتاری بسیار از پادشاهان صفوی و عدم ثبات روانی آن ها که در پادشاهانی چون اسماعیل دوم و شاه سلیمان به وضوح دیده می شود، یکی از علل افزایش اضطراب روانی جامعه صفوی بوده است. اگر بپذیریم که عدم امنیت روحی و آسایش روانی خصوصاً در آنجا که مربوط به رفتار حاکمان با مردم می شود، یکی از علل گرایش جامعه به انواع آرام بخش ها است، باید گفت که اعتیاد در عصر صفوی، احتمالاً با جنس رفتار حاکمان بی ارتباط نبوده است.
به رغم آنکه اطلاعات و آگاهی های ما از حرمسرا در عصر عباسی بسیار اندک است و نیز حضور زنان مسلمان در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تا پیش از عصر دوم عباسی، چندان که باید نظام مند نیست، در عصر دوم عباسی (232 - 334 ق)، به ویژه ایام خلافت مقتدربالله (295 - 320 ق)، با پدیده ای به نام قهرمانگی مواجه می شویم. قهرمانه عنوان زنانی بود که واسطه حرم با دربار خلفا بودند و بسته به توانایی و نفوذشان، وظایف گوناگونی به آنان محول می شد. آنان (قهرمانه ها) با بهره گیری از ضعف خلافت و وجود خلأ قدرت، موفق شدند به اعمال نفوذ در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بپردازند. روش تحقیق در این نوشتار، روش تاریخی با رویکردی اجتماعی مبتنی بر بهره گیری از اطلاعات منابع، مقایسه آنها با یکدیگر و تحلیل متون است. در این مقاله سعی بر آن است با بررسی این پدیده و معرفی چندتن از قهرمانه های معروف عصر خلیفه مقتدربالله، به موضوع حضور زنان در عرصة سیاست و ملکداری پرداخته شود
با تأسیس سلسلة صفوی، اتحاد سیاسی کشور و رونق تجارت و امنیت جاده ها، بازرگانی و تا حدی صنایع پیشه وری به ویژه در ربع اوایل قرن یازدهم گسترش یافت. همگام با حمایت سلاطین از منسوجات پارچه ای، این صنعت به تدریج به اوج اعتلای خود در تاریخ ایران نایل گردید. در این میان، یزد که قدمتش در بافت انواع پارچه های مرغوب، به روزگاران اولیة اسلامی می رسید و از دوره ایلخانان به بعد، نام آن در کنار چند مرکز مهم پارچه بافی ایران شهرت یافته بود، به چنان جایگاهی رسید که مأموری با عنوان کِرکِ یراق، مسئول تهیة پارچه های مورد نیاز دربار از این شهر شد. حمایت حکومت مرکزی از کارگاه های نساجی موجب رونق اشتغال در صنعت نساجی شد و طراح برجسته ای همچون غیاث الدین یزدی که در تاریخ نساجی ایران بدیل نداشت، ظهور یافت که با عزیمت به اصفهان و ریاست بر کارگاه های سلطنتی به عنوان برجسته ترین طراح پارچه در تاریخ نساجی ایران شهرت یافت. در عصر صفوی دو ابتکار فنی در طراحی و بافت پارچه چندتایی و مخمل رخ داد که وی پرچمدار و برجسته ترین استاد هر دوی آنها بود.
واکاوی رابطة میان روحانیان، در مقام نیروی مهم اجتماعی، با دولت صفوی می تواند ما را از درک بسیطی از رابطه به سوی درک دقیق آن سوق دهد. موضوع این مقاله، مناسبات میان دولت و روحانیان است؛ بنابراین فراز و فرود روابط میان روحانیان و حکومت،شکل های مشارکت آن ها در سیاست و چگونگی تحول آن در دورة صفوی و عوامل مؤثر بر این تحول بازکاوی شده است. مناسبات میان دولت و روحانیان براساس دیدگاه نظری چارلز تیلی به جامعة سیاسی مطالعه شده است.در این پژوهش، روش کتابخانهای به کار رفته است. نتایج نشان می دهد رابطة روحانیان با دستگاه سلطنت به سه شکل عضویت در دستگاه سلطنت،نفوذ در سیاست و کناره گیری از دستگاه سیاسی است و از میان این سه شکل، رابطة غالب عضویت در دستگاه سیاسی است.
سیاست های توسعه طلبانه عثمانی در دوره سلطان مراد سوم، پای خانات کریمه را ـ با همه بُعد مسافت ـ به عنوان متحدان عثمانی، به تحولات تاریخ سیاسی ایران در دوره صفویه باز کرد. ضعف اقتدار مرکزی ایران در دوره حکومت سلطان محمد خدابنده موجب شد تا با مساعدت خانات کریمه، نتیجه نبردهای عثمانی و ایران بر سر شروان به نفع عثمانیان خاتمه یابد.خانات کریمه دو اسیر ارزشمند (برادران خان کریمه) به ایرانیان تسلیم کردند.از این دو یکی در دربار کشته و دیگری پس از مدتی زندگی در دربار و حبس در قلعه الموت موفق به فرار از ایران و پیوستن مجدد به عثمانیان شد. تاثیر حضور و نحوه رفتار دربار ایران با این دو اسیر در کنار عملیات نظامی آنان در قلمرو ایران موجب پر رنگ شدن نقش خانات کریمه در تاریخ ایران شده است. اقدامات خانات کریمه هر چند برای خود آنان جز غنائم جنگی دستاورد چندانی نداشت،اما در جدایی مقطعی قفقاز از ایران و تصرف بیست ساله آن توسط عثمانی ها تأثیر گذار بود. علیرغم اهمیت موضوع هنوز پژوهشی در این باره در ایران صورت نگرفته است.
سادات به عنوان گروهی با منزلت اجتماعی انتسابی، بنابر اتخاذ رویکردهای مذهبی شیعی از سوی حاکمان صفوی که خود نیز داعیه سیادت داشتند، در ابعاد مختلف سیاسی، اداری، اقتصادی و اجتماعی عصر صفوی، حامل نقش و جایگاه تاثیرگذاری بودند . با وجود این، در همین عصر شاهد مهاجرت معنادار آنها از ایران به هند هستیم . این پژوهش تلاش دارد تا علل و عوامل این مهاجرت را بررسی و تبیین نماید . یافته های این پژوهش که بر مبنای تبیین تاریخی انجام شده است، نشان می دهد، گرچه عوامل عمو می همچون تنگ نظری های فکری و مذهبی صفویان در قیاس با وسعت نظر گورکانیان، عدم اقبال مناسب حکام صفوی به مقوله هنر و ادبیات فارسی و در مقابل استقبال حکام گورکانی از ادیبان و هنرمندان، وجود جاذبه های اقتصادی در هند و حاکمیت خاندان های شیعی در دکن در مهاجرت فوق بی تاثیر نبوده، اما تنش های سادات با یکدیگر و تنش با حکومت صفوی نقش روشن و برجسته ای در شکل گیری این مهاجرت داشته است .
بقعه ی شیخ صفی الدین اردبیلی یکی از مکان های مذهبی و زیارتی مهم در دوران حکومت صفوی به شمار می رفت.امور مربوط به این بقعه تا پیش از تأسیس حکومت صفوی اغلب مستقیماً توسط شیوخی که رهبری طریقت صفوی را بر عهده داشتند، اداره می شد.بعد از تأسیس حکومت صفوی هر چند که پادشاهان صفوی عنوان مرشدی کامل را حفظ کرده بودند، اما دیگر شخصاً بقعه را اداره نمی کردند، بلکه افرادی را به عنوان متولی انتخاب و به این کار می گماشتند. در این جا ما با این پرسش روبرو هستیم که با توجه به اهمیت این بقعه، وظایف و جایگاه متولیان در طی دوران حکومت صفوی چه بوده است؟آیا آنان از طبقه اجتماعی خاصی انتخاب می شدند؟و آیا آنان در اداره بقعه اختیاردار بودند و یا تنها اوامر و دستورات شخص شاه را اجرا می کردند؟با توجه به موقعیت و اهمیت اداره بقعه اختیاردار بودند و یا تنها اوامر و دستورات شخص شاه را اجرا می کردند؟با توجه به موقعیت و اهمیت بقعه، به نظر می رسد افرادی که منصب تولیت را در اختیار گرفته اند از موقعیت ویژه ای در دستگاه حکومتی صفوی برخوردار بوده اند تا جایی که حتی گاه این سمت را همزمان، همراه با منصبی سیاسی چون حکومت اردبیل و گاه کل آذربایجان، برعهده داشتند. تحقیق حاضر در پی شناسایی متولیان و اقدامات آنها و نیز مشخص کردن وظایف متولیان، جایگاه و میزان مشارکت آنان در امور سیاسی می باشد.روش تحقیق در این پژوهش از نوع کتابخانه ای و اسنادی است.در این جا همچنین اسامی متولیانی که بر اساس منابع شناسایی شده اند به ترتیب زمانی در جدولی تنظیم و سعی شده است مشخص گردد که هر یک به چه گروه اجتماعی تعلق داشته اند و احیاناً در طی حکومت صفوی چه تغییر و تحولی در انتخاب افراد مذکور ایجاد شده است.