با ورود نیروهای گرجی به تشکیلات صفویان که عمدتاً از اسرای گرجستان و از عناصر غیرمسلمان و نومسلمان بودند، رقابت در دربار صفویان از حالت سنتی خارج شد. دو گروه پایه گذار سلسله صفویان؛ یعنی ترکان و تاجیکان از ابتدای تشکیل این سلسله دچار تضادها و رقابت هایی بودند. رقابت ترکان و تاجیکان از جمله مشهورترین رقابت های درباری تاریخ ایران محسوب می شود. ماهیت رقابت ها از زمان شاه عباس اول به بعد شکل تازه ای به خود گرفت و ضلع سومی به نام نیروی سوم به این عرصه اضافه شد. این امر سبب اتحاد نیروهای قدیمی گردید.
اوج رقابت های میان گرجی ها و جناح ائتلافی ترکان و تاجیکان در زمان شاه صفی بود. در این مقطع هنوز قزلباش ها و تاجیکان تمام قدرت خود را به نفع گرجی ها از دست نداده بودند. با مرگ شاه عباس اول، راه برای احیای قدرت آنها فراهم گردید. آنها فرصت به دست آمده را غنیمت شمرده، تا با استفاده از آن نیروهای گرجی را به طور کامل از تشکیلات صفوی خارج کنند. این مسأله سبب ائتلافی بی سابقه بین ترکان و تاجیکان شد، که این ائتلاف باعث توطئه های وسیعی از سوی آنها برای براندازی گرجیان گردید. در این میان شاه نیز به دلیل آنکه گرجی ها وابستگان به شخص شاه بودند، از آنها حمایت می کرد. این امر سبب شد تا دامنة توطئه های جناح ترک و تاجیک، خطر را متوجه شاه نیز بنماید. پایان این رقابت ها با پیروزی قاطع جناح گرجیان همراه است. در این پژوهش سعی برآن است تا با تکیه برمنابع تاریخی، به بررسی رقابت های میان جناح گرجیان با جناح ترک و تاجیک پرداخته شود.
در عصر شاه عباس اول، با رشد شهر و شهر نشینی ارتباطات اهالی شهرها و حکومت نیز توسعه یافت. در مقاله حاضر ماهیت و روابط اوباش به عنوان گروهی از جامعه شهری و حکومت در روزگار شاه عباس اول طرح و نتایج حاصل نشان می دهد گروهی از جامعه شهری بودند که در منابع با وجود لفظ یکسان، اَشکال متنوعی داشتند. میان اوباش به عنوان گروهی از جامعه شهری و اوباش به عنوان صفت برای کسانی که اوباش نبودند، تفاوت وجود دارد. اجامره و اوباش در بی ثباتی های سیاسی حضور پررنگ تری در محلات و شهرها داشته اند آنها در کنار ایجاد بی نظمی در شهرها حامی ضعفا نیز بوده اند. شاه عباس اول،توانست با ساماندهی این گروه، از توانایی آنها سود ببرد .
با روی کار آمدن شاه سلطان حسین، سیاست عدم تسامح مذهبی نسبت به اقلیت های مذهبی از جمله ارمنیان در پیش گرفته شد. همین امر منجر بدان شد در آستانه ی حمله ی افغان ها به اصفهان، چنین شایع شود که ارمنیان درصدد گرفتن انتقام از حکومت صفویه می باشند و احتمالاً به افغان ها نزدیک خواهند شد، لذا در تعدادی از گزارش های گردشگران اروپایی و کشیشان کارملیت شایعه ی مزبور دامن زده شده است.این مقاله در پی آن است با استناد به سفرنامه های مختلف و گزارش های شاهدان عینی بیان نماید که برخلاف شیوع چنان خبری در ایام اشغال اصفهان، ارمنیان نه تنها سازش نکردند، بلکه با همکاری ارتش صفویه به مقابله با دشمن مشترک پرداختند