فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
تحولات ساختار شهری فسطاط در دورة سفیانیان(40 تا 64 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فسطاط، نخستین شهر اسلامی در آفریقا، پس از گشودن مصر، با ویژگی های یک شهر اسلامی و برای رفع نیازهای جهادگران مسلمان ایجاد شد و به عنوان مرکز ولایت مصر و «مغرب» نقشی تأثیرگذار در دوران صدراسلام برجای گذاشت.
ترکیب اجتماعی شهر و تحولات عمرانی و اقتصادی آن در دوره های مختلف همواره مورد توجه مورخان و محققان بوده است.
تغییراتی که در دورة سفیانیان در این شهر پدید آمد، موجب آغاز روند گذار از یک «شهر نظامی» به سمت یک شهر تجاری و اداری گردید و در پایان حکومت سفیانیان، این شهر به صورت مهم ترین مرکز سیاسی و اداری شمال آفریقا درآمد و بازار، فعالیت های اقتصادی و ترکیب اجتماعی آن موجب گردید طی سده های متمادی و علی رغم تغییر حاکمیت ها، همچنان اهمیت خود را حفظ کند.
تلاش برای یافتن علل و چگونگی تحولات این شهر، درعهد سفیانیان، موضوع این نوشتار است. پرسش اصلی پژوهش این است: شهر فسطاط در این دوره چه تغییراتی کرد و تأثیر این تحولات در ساختار شهری به چه میزان بود؟ نزدیک شدن به پاسخ هایی برای پرسش اساسی این تحقیق، نیازمند پژوهشی تاریخی با شیوه های توصیفی- تحلیلی است.
کوی (محله) در شهرهای ایرانی سده های نخستین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کوی (محله) در کالبد معماری، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اداری شهر در ایران، اهمیت بسیاری دارد. محله ها بر پایة هر کدام از عوامل فوق، شهرت و اعتبار می یابند و از همین منظر هویت محله ای پیدا می کنند. در منابع تاریخی، از آن میان تاریخ نوشته های محلی و جغرافیایی، آگاهی های بسیاری دربارة محلاتِ شهرهای گوناگون و وضعیت زندگی در هر محل ارایه شده است. محله از طریق برخی عوامل و یا اماکن و فضاهای عمومی و شاخص، پیوند میان گروهی از جامعه را در خود و در ارتباط با دیگر محله ها و همة شهر برقرار می کند. این ویژگی ها در محله های شهرهای ایران بویژه در قرون نخستین اسلامی وجود داشته و بنیان محله بر اساس ریشة ایرانی پیش از اسلام و توأمانی با الگوهای دورة اسلامی از آن زمان نهاده شد. این مقاله بر آن است تا ویژگی های محله در شهرهای ایران سده های نخستین اسلامی را بر اساس تاریخ نوشته های محلی و جغرافیایی و با تأکید بر عناصر هویت بخش، ترکیب اجتماعی و مذهبی و فضاهای عمومی مانند مسجد، بازار و میدان بررسی کند.
بررسی مولفه های دین عامه در جنبش سیاه جامگان خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس الگوی جامعه شناسی دین عامه، که از تحقیقات جامعه شناسی دینی ماکس وبر ریشه می گیرد، می توان مولفه هایی همانند عقاید التقاطی، اولویت دین زندگی شده بر دین توصیه شده، اسطوره گرایی و اعتقاد به منجی زمینی را در باورهای توده های مردم جستجو کرد.
در یک تحلیل تاریخی ـ جامعه شناختی، می توان پی برد که نمود این مولفه های دینی در افکار مذهبی توده های مردم، یعنی عنصر اصلی جنبش سیاه جامگان، بیش از این که ناشی از نوع دینِ لایه های پایین جامعه ی ایران آن عصر باشد، نشات یافته از شرایط سیاسی ـ اجتماعی آن عصر است، که با آغاز هجوم عرب و برخورد دو فرهنگ، دو نژاد و دو دین (نسبتا مشابه) دوره گذاری را ایجاد کرد که سبب تغییرات اجتماعی پردامنه ای شد. اگر نهضت شعوبیه را در دو قالب کلی تند (نظامی) و ملایم (سیاسی ـ فرهنگی) قرار دهیم، مبارزات اقشار پایین جامعه در دوره ی مورد نظر را می توان در جبهه ی شعوبیه ی تند قرار داد و کنش آن ها، نه از سر دلتنگی برای ساسانیان و دفاع از هویت ایرانی، بلکه نوعی مبارزه منفی در برابر حاملان غیر راستین دین اسلام بود. در واقع، بیرق داران مبارزات اجتماعی، اقتصادی، آموزه های مزدک را در دین اسلام جستجو می کردند، و در تعبیری جدید می توان چنین پنداشت که آموزه های دین مبین اسلام، خود بزرگ ترین موجد این جنبش ها بود.
منازعه های اجتماعی درون شهری شیراز در قرن هشتم و نقش عوامل بیرونی در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تا پیش از دوره مغول منازعه های درونی شهرهای ایران بیشتر جنبه مذهبی داشت، اما پس از یک دوره استیلای مغولان چنین منازعه هایی صورت اجتماعی به خود گرفت. آنچه بیش از همه حیات اجتماعی این دوره را تحت تأثیر خود قرار میداد، قدرت فراوان ایلات بود که به صورت واحدهای لشکری در داخل شهرها یا نواحی پیرامون آنها مستقر بودند. در نتیجه، رابطه اقتصادی قدیمی میان شهر و نواحی پیرامونی آن با امنیت عمومیشهرها نیز گره خورد و در این شرایط جدید دروازه شهر نسبت به دورههای قبل اهمیت و حساسیت بیشتری یافت؛ زیرا محلههایی که دروازه های شهر را در اختیار خود داشتند، از این پس، بیش از آنکه با دیگر محلات پیوند داشته باشند، با یک پدیده بیرون از شهر مرتبط می شدند و از این طریق قدرت خود را برای هماوردی با دیگر محلات که آنها نیز چنین شرایطی را داشتند، مهیا میکردند. شیراز قرن هشتم هجری، تحت تأثیر این شرایط، شاهد کشمکشهای پرخسارتی میان محلات بود که با دخالت نیروهای بیرون از آن فزونی می یافت و با جای سپردن یک دودمان به جای دودمانی دیگر همراه بود.
جغرافیای تاریخی ولایات ماسبذان و مهرجانقذق و حاکم نشین آنها
حوزههای تخصصی:
ولایات ما سبذان و مهرجانقذق و حاکم نشین های آنها یعنی سیروان و صیمره هرکدام به نوبه خود در تحولات سیاسی ایران دوران اسلامی نقش بسزا داشته اند. آنچه که به اهمیت این ولایات افزوده، این است که ماسبذان و حاکم نشین آن محل ییلاق خلفای عباسی و مدفن مهدی خلیفه عباسی و مهرجانقذق و حاکم نشین آن صیمره، محل استقرار و موطن هرمزان معروف و همچنین زادگاه دانشمندان بزرگی در جهان اسلام بوده است. با عنایت به این مسأله که بعد از تصرف تیسفون بدست اعراب مسلمان، ولایات ماسبذان و مهرجانقذق به عنوان ولایات سرحدی به شمار می آمدند. از اینرو برای رخنه و نفوذ و همچنین بسط قدرت اعراب به داخل سرزمین ایران این مناطق خالی از اهمیت نبوده و نقشی کلیدی در فتح دیگر نواحی شاهنشاهی ساسانی داشته اند.
این مقاله بر آن است تا به جغرافیای تاریخی ولایات ماسبذان و مهرجانقذق و حاکم نشین آنها و چگونگی فتح آنها را بدست اعراب مسلمان بپردازد.
نیشابور در قرون سوم و چهارم هجری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نیشابور، یکی از چهار تختگاه خراسان بزرگ، و از شهرهای قدیمی ایران زمین بوده و در سده های نخستین اسلامی نیز دارای اهمیت سیاسی و فرهنگی بوده است. اهمیت این شهر به حدی بود که برخی از دولتها آن را به عنوان پایتخت حکومت خود برگزیدند. جایگاه علمی و سیاسی نیشابور و عبور امام رضا (ع) از این شهر و بیان حدیث سلسلة الذهب بر اهمیت آن در تاریخ افزوده است. نیشابور در قرن اول و دوم اسلامی جایگاه مهمی دارد. اما اهمیت این شهر تاریخی در دو قرن سوم و چهارم هجری دو چندان است. از این رو در این پژوهش تلاش شده است تا به اهمیت سیاسی نیشابور، وضع شهر نیشابور، مذهب، آداب و رسوم، زبان، کشاکش ها و درگیری ها، مدارس، اوضاع اقتصادی، و فرق مذهبی این شهر در قرن سوم و چهارم پرداخته شود.
تعیین حدود مغستان، خاستگاه ملوک هرموز
حوزههای تخصصی:
تعیین حدود مناطق جغرافیایی در ادوار مختلف تاریخی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مرزبندی های سیاسی – جغرافیایی گاه بر اتفاقات تاریخی اثر گذارده است. از این رو تعیین حدود یک ایالت یا منطقه، رسالتی بر تاریخ نگاران و مورخان است. مغستان از جمله نواحی خاص جغرافیایی است که حدود آن در منابع به طور دقیق مشخص نگشته است. غالب منابع و تحقیقات جدید، مغستان را تنها حاشیه ساحلی می دانند. این مقاله در صدد است تا ضمن بررسی وجه تسمیه مغستان، حدود و موقعیت دقیق جغرافیایی این ناحیه را تبیین کرده، پاره ای از وقایع سیاسی – اجتماعی ناحیت را بررسی کند.
خاندان بنوالیاس در کرمانو مناسبات آنها با سامانیان و آل بویه (357-317ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوعلی محمد، فرزند الیاس (و از نوادگان احمدبناسدبن سامان)از جمله فرماندهان امیر نصردوم سامانی بود که توانست در اوایل قرن چهارم هجری قمری با استفاده از خلاء قدرتی که در نواحی جنوب شرقی ایران ایجاد شده بود، علم طغیان برافرازد. وی به سال (317ق) وارد کرمان شد و حکومتی بهنام آلالیاس یا بنوالیاس تأسیس کرد. حکومتی که تا سال (357ق)تداوم یافت. در این زمان بهدلیل حضور دو قدرت آلبویه و سامانیان، بنیالیاس در طول مدت فرمانرواییشان با این دو حکومت درگیر بودند تا اینکه سرانجام کرمان ضمیمه حکومت آل بویه گردید. نوشتار حاضر بر آن است تا در حد توان دو مسئله اساسی را مورد تحلیل و تبیین قرار دهد: نخست بررسی زمینههای قدرتگیری خاندان بنیالیاس در ایالت کرمان و سپس بیان چگونگی روابط این حکومت محلی با دو حکومت قدرت مند آل بویه و سامانیان.