با ورود اسلام به سرزمین های ایران، تغییراتی در ساختار کالبدی شهرهای دوره قبل، یعنی ساسانی، صورت گرفت. ویژگی عمومی شهرهای این دوره، اهمیت ربض و توسعه یافتن این بخش است. به رغم وجود گزارش های جغرافیانگاران مسلمان و شناختی عمومی که از ساختار شهر های نخستین و عناصر شکل دهنده آن ها به دست داده شده است از سیمای برخی از شهرهای تاریخی ایران اطلاعات جامعی در دست نیست؛ یکی از مهم ترین این شهرها، یزد است؛ بر همین اساس، در پژوهش پیش رو که از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی است، وضعیت این شهر براساس اسناد تاریخی و معماری و باستان شناسی بررسی می شود. برآیند تحقیق نشان می دهد که شارستان شهر یزد، اندازه کوچکی داشته و دارای بارویی استوار با دو دروازه بوده است. یکی از دروازه ها با نام «درب مسجد» در جبهه جنوبی قرار داشته و دروازه دیگر «درب ایزد» یا «اندرو» بوده که در سمت شمالی شارستان ساخته شده است. بازار شهر و یکی از مساجد دوگانه در ربض پررونق شهر بوده است. مسجد دیگر، در درون شارستان واقع بوده است. توسعه این شهر، در سمت جنوب و جنوب غرب و جنوب شرق بوده است و محور بازار را در شکل دهی مسیر گسترش آن، به ویژه در دوره های بعد، باید عامل تعیین کننده دانست.
تجار در دوره اول قاجاریه در یک ساختار سنتی به تعامل اقتصادی می پرداختند، از آنجایی که حیطه اقتصادی نتیجه مطلوب را به دست نداد، تجار در حیطه سیاسی واردشده و به ایجاد تشکل های گروهی پرداختند. در واقع این تلاش، کوششی برای دستیابی به هویتی مستقل و آگاه بود، که برای رسیدن به این هویت مستقل نیازمند همراهی گروه قدرتمندی مثل روحانیون بودند. تجار و روحانیون در طول دوره قاجاریه به یکدیگر نزدیک شده بودند و این همکاری در حوادث بعدی که منجر به مشروطیت شد، ادامه داشت. عاملی که این اشتراک را به وجود می آورد و در انقلاب مشروطه، تجار را به طبقه علما و طلاب نزدیک می کرد به جز عامل اقتصادی، عامل مهم مذهبی و فرهنگی بود که نه تنها بازرگانان و طلاب علوم دینی، حتی کشاورزان و کارگران و سایر طبقات را گرد هم جمع می نمود.
همکاری طبقه بازرگانان و روحانیون در منطقه لارستان در دوران مشروطه اهمیت چشمگیری داشت. دعوت از سید عبدالحسین لاری توسط تجار لارستانی و همکاری روحانیت و تجار، منجر به شکل گیری نهضتی شد که سراسر فارس را فرا گرفت. در این جریان، تجار به صورت بازوی مالی نهضت عمل کرده و منجر به موفقیت های جریان مشروطه به رهبری سید لاری در منطقه شدند. اقتدار سید در لارستان و جنوب آن چنان بود که مشروطه خواهان شیراز از سید عبدالحسین لاری دعوت به عمل آوردند. مبارزات و ایستادگی سید عبدالحسین لاری به قدری برای حکومت وقت و مستبدان نگران کننده بود که دستور جنگ مستقیم با وی و غارت لار را صادر کردند.
مقاله حاضر در چارچوب جنگ اول جهانی، برای نخستین بار به بررسی
تحرکات و فعالیتهای سیاسی نظامی قوای مسلح مسیحی در آذربایجان و
بهویژه در ارومیه میپردازد. و با تکیه بر معتبرترین منابع و شواهد و با روش
تحلیلی توصیفی ضمن پرداختن به زمینهها و دلایل شکلگیری این نیرو و
اهداف آن، در تلاش است روشن سازد که تشکیلات مسیحی چه ماهیتی
داشت.حامیان آنان کدامها بودند و با چه اهدافی به همکاری با مسیحیان
میپرداختند. این مقاله نشان میدهد برخلاف ایدهای که قوای مسیحی از
سازماندهی قوا و اهداف مورد نظر خود داشتند، فعالیتهای آنان جزئی از
دغدغه تاریخی بریتانیا درخصوص حفظ هندوستان بود. اگرچه آسوریها
اهداف خاص خود را دنبال میکردند اما با کشته شدن مارشیمون بهدست
سمکو، برنامههای آنها بهطور کامل دچار شکست شد. درواقع، انگلیسیها
که با خروج روسها از جبهههای جنگ درنتیجه انقلاب اکتبر تنها مانده
بودند، میبایست برای جلوگیری از پیشروی قوای ترک و آلمانی به سوی
هن د د ر شمال غرب ایرا ن و قفقا ز خطو ط دفاعی تشکی ل میدادند.
انگلیسیها دیگر کشورهای متفق را نیز درگیر برنامههای خود کردند. ژنرال
دنسترویل با بهکار گرفتن قوای مسیحی در حفظ مرزهای شمال غرب
ایران، خود را به قفقاز رساند و به مقابله با پیشرویهای دشمن شتافت.
تلاشهای بریتانیا و مسیحیان برای جلوگیری از پیشروی عثمانیها اگرچه
به پیروزی نینجامید اما با پایان یافتن جنگ، قوای عثمانی نیز بهرهای از
پیروزیهای خود نگرفتند. در این میان مسیحیان بودند که هزینه حفظ
منافع انگلیس را پرداختند و برای همیشه آواره و بی خانمان شدند.
شمال ری به دلیل کوهستانی و صعب العبور بودن، در آشوب ها پناهگاه ساکنان مناطق رودبارقصران خارج و مخالفان سیاسی خلافت اموی و عباسی قلمداد می شد. اخلاف پیامبر، نوادگان امامان شیعه و علویان، بزرگ ترین گروه مهاجران معارض خلافت به این منطقه بودند. در این ناحیه بیش از سی امامزاده وجود دارد که نیمی از آن ها در رودبارقصران واقع شده اند. در پژوهش حاضر، یازده نمونه از آرامگاه های منسوب به اخلاف امام موسی کاظم (ع) در منطقه ی رودبارقصران را بررسی می کنیم. داده های پژوهش را با روش مطالعات اسنادی و بررسی های میدانی گردآوری کرده ایم. نتایج نشان می دهد که کتب نسب شناسی از یک سو منابع انتساب این امامزادگان به امام موسی کاظم (ع) به شمار می روند و از سوی دیگر سرشار از تناقض هستند. اشتباه در خوانش کلمات و نام جای ها موجب انتساب نادرست برخی امامزاده ها به برخی مناطق شده است. تشابه اسمی امامزادگان نسب شناسی آن ها را با مشکل مواجه کرده و وجود نام های ایرانی نشان دهنده ی تغییرات اساسی در این منابع است.
قدرت گیری علویان در شمال ایران معلول تحولات سیاسی،فکری و نظامی مناطق غربی طبرستان،گیلان و دیلمان دربرابرِ عباسیان بود. این پهنهگسترده به دلیل بهره گیری از شرایط طبیعی نه تنها دربرابر اعراب مسلمان، بلکه در مقابلِ حکومت های مرکزی ایران نیز توانستند پایدار باشند؛ اما از سدهسوم هجری به علت بهره گیری عباسیان از خاندان های ایرانی برای دست یابی بر مناطق فتح نشدهگیلان و دیلمان، امکان مقاومت دربرابرِ آنان بسیار دشوار شد.بدین جهت مردم طبرستان غربی و گیلان برای نشان دادن مخالفت خود دربرابرِ عباسیان با انگیزهسیاسی و نظامی از مدعیان حکومت عباسی به ویژه علویان حمایت کردند.حکومت های محلیِ این سامان با دعوت از علویان از آنان به صورت ابزاری برای مخالفت با عباسیان استفاده کردند. براساسِ یافته های پژوهش می توان این گونه استنباط کردکه برخلاف پژوهش هایی که تأسیس حکومت علویان درطبرستان را نتیجه تلاش های حسن بن زید می دانند،منافع مردم گیل،دیلم وطبرستان غربی موجب شکل گیری علویان در این سامان شد. هرچند این اقدامِ خاندان های کهن دیلمی درنهایت به نفع علویان تمام شد،اما بعدها دودمان های دیلمی با رنگ و لعاب اسلامی از درون علویان سر برآوردند. در پژوهش حاضر با استنادبه منابع و داده های تاریخی ضمن بررسی تعامل و تقابل دودمان های گیل و دیلم با علویان نقش شاخص های فرهنگی،نظامی و سیاسی مؤثر در روابط بین علویان و دیلمیان تحلیل و ارزیابی شده است.
سرزمین گیلان همواره در طول تاریخ برای حاکمان مرکزی ایران
سرزمینی ثروتمند و دور از دسترس بود. همین مسئله نیز موجب
مهاجرت اسماعیل میرزا به سرزمین گیلان گشت. اما در دوره شاه
تهماسب وشاه عباس اول این شاهان دلایل و بهانههای متعددی
جه ت تسل ط ب ر ای ن سرزمی ن داشتند . همسایگ ی گیلا ن ب ا قفقاز،
روسیه و، همچنین، ارتباط با عثمانی از مسیر قفقاز، ذخایر ارزشمند
ابریشم، ارتباط آبی با اروپا، تبدیل این سرزمین به مخفیگاه فراریان
و مخالفان صفوی و تسلط سادات شیعی و رقابت آنان با صفویان
موجب گشت تا آنان حاضر به تداوم این حکومت ها بر گیلان
نباشند و درصدد تضعیف و حذف آنان بر آیند. نگارنده در پژوهش
حاضر سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه
ای و تحلیل داده های مورد اشاره به بررسی روابط مورد اشاره
بپردازد.
این مقاله به قلم ینس شاینر، اسلام پژوه آلمانی و استاد تاریخ و رییس گروه پژوهشی تاریخ دانشگاه جورج آگوست گوتینگن آلمان، نوشته شده است. او رساله دکتری خود را پیرامون نقد روایت های فتح دمشق نوشت و مقاله حاضر نیز برگرفته از همین رساله است که به بررسی و نقد قدیمی ترین روایت های اسلامی درباره فتح دمشق می پردازد. شیوه تحلیل در این مقاله، شیوه «تحلیل متن و سند» است که پیشتر در مورد حدیث و سیره پیامبر به کار گرفته می شد و شاینر از آن برای تحلیل روایت-های تاریخی استفاده کرده است. این مقاله در مجموعه مقالات جشن نامه هارالد موتسکی در سال 2011 انتشار یافته است.
بحران سالار در خراسان از مهم ترین بحران های دوره قاجار است. با توجه به گستردگی و ابعاد گوناگون، می توان آن را از زوایای مختلف مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار داد. در تحقیق حاضر تلاش شده است زمینه ها و مراحل شکل گیری بحران سالار مورد بررسی قرارگیرد و به این پرسش پاسخ داده شود که مهم ترین زمینه ها، ابعاد و مراحل شکل گیری این بحران چه بوده است؟ نکته بارز و قابل توجه در این مقاله، بهره گیری از چارچوب نظری در مبحث بحران و مدیریت بحران و تلاش برای تجزیه و تحلیل وقایع تاریخی در چارچوبی بین رشته ای مرکب از تاریخ، جامعه شناسی و علوم سیاسی است. تأکید نگارندگان بر پررنگ نشان دادن مباحث نظری و تبیین و تعریف ابعاد مفاهیم بحران و مدیریت بحران با هدف افزودن بر غنای مباحث و بهره گیری از دیگر دانش ها در مسیر تقویت تحلیل های تاریخی صورت گرفته است. بخش عمده ای از گسترش بحران سالار را می توان ناشی از ضعف عملکرد و مدیریت بحران غلط دولت مرکزی در دوره محمدشاه و صدارت آقاسی دانست. کارکرد منفی دولت مرکزی در این مقطع تأثیر قابل توجهی بر گرایش بخش هایی از نخبگان و جامعه به سالار و آصف الدوله و تعمیق بحران و افزایش شکاف بین حاکمیت و جامعه داشته است. از دیگر نکات قابل توجه این که بحران سالار بر زمینه ای از اختلافات و منازعات درون ایلی و درون حاکمیتی شکل گرفت و در بستر قدرت طلبیِ برخی نخبگان سیاسی درون حاکمیت از جمله آصف الدوله و سالار و هم چنین نارضایتی اهالی از عملکرد دولت مرکزی رشد کرد و در چارچوب سیاست انگلیس برای تشکیل دولت های کوچک در شرق ایران و تضعیف دولت مرکزی ایران و شخص امیرکبیر، قوت یافت و در نهایت با مدیریت دولت مرکزی بر محور میرزا تقی خان امیرکبیر، که می توان از آن با عنوان یک مدیریت بحران موفق یاد کرد، مهار شد.
نیشابور در دورة اسلامی بر سر راه های ارتباطی شرق و غرب واقع بود و بخش عمده ای از اهمیت سیاسی و رونق اقتصادی خود را وامدار این جایگاه جغرافیایی خاص بود. هر کاروانی که قصد گذر از شرق به غرب یا بالعکس داشت، ناگزیر باید از این شهر می گذشت. در گذر از ایالات فارس و جبال به شرق ایران دو راه عمده به نیشابور می رسید؛ راه قهستان و راه قومس. مسیر کاروان امام رضا (ع) به سوی مرو از این دو طریق تنها از نیشابور می گذشته است. علیرغم شواهد و قراینی ناچیز و غیر قانع کننده دربارة عزیمت کاروان رضوی به نیشابور از طریق قومس، به نظر می رسد این کاروان راه فارس قهستان را طی کرده است.
نگارنده در پژوهش حاضر تلاش دارد پس از شرح مختصری ازموقعیت خاص جغرافیایی شهر نیشابور در دورة اسلامی، در وهلة نخست راه های ایالات واقع در غرب خراسان و به طور مشخص، ایالات جبال، فارس و گرگان به سوی نیشابور را نشان داده، آنگاه در پی پاسخ به این پرسش برآید که کدامیک از دو راه اصلی فارس و جبال به سوی نیشابور در حدود اواخر سدة 2ق و اوایل سدة 3ق پر رفت و آمدتر بوده است؟ ورود امام رضا (ع) به نیشابور در سال 200ق در همین محدودة زمانی جای می گیرد. بررسی حاضر تا حدودی ازرونق نسبی رفت و آمد در راه قهستان نسبت به راه قومس در این زمان حکایت دارد؛ رونق نسبی همان راهی که امام رضا (ع) از طریق آن به نیشابور وارد شد.
بیهق از نخستین خاستگاه های مذهب تشیع در ایران است که پیش از هجوم مغولان به تشیع اشتهار یافته بود. در پژوهش های مربوط به تاریخ تشیع در ایران، به زمینه ها و اسباب گسترش این مذهب در منطقه مذکور توجه لازم به عمل نیامده است؛ مقاله حاضر به بررسی علل رواج تشیع در بیهق اختصاص دارد یافته های این پژوهش نشان می دهد که رواج تشیع در بیهق افزون بر جاذبه های عقیدتی این مذهب، حاصل کارکرد عوامل و کنش نیروهای مختلفی بود که در میان آنها سیاست حاکمان خراسان و شرایط سیاسی- اقتصادی بیهق نقشی محوری داشت.
در عهد سلطنت مظفرالدین شاه، حکومت قاجار تحت تاثیر عوامل متعددی، همچون نبود منابع مالی مناسب و فساد اداری و مالی گسترده و نیز اعمال نفوذ افراد و گروه های متنفذ، درصدد برآمد اراضی شولستان را به معین التجار بوشهری واگذار کند. معین التجار بنا به عللی که در این پژوهش بیان شده است در کنار تجارت، به زمینداری روی آورد تا قدرت و ثروت خویش را تحکیم بخشد. وی برای تثبیت مالکیت خویش بر اراضی شولستان، یا شهرستان ممسنی، به زمینه ها و عوامل محلی و ایالتی و مرکزی توجه کرده و برای به کارگیری این عوامل، به سود خود سعی کرد. زمینه اصلی تحقق اهداف معین التجار، ایجاد تفرقه بین خوانین و کدخدایان منطقه و تضعیف مقام کلانتری یا جایگاه مدیریت ایلی بود. ایشان با تکیه بر حمایت حکومت قاجار، برای دستیابی به نیات خویش، منطقه را با بحران مواجه کرد. حکومت قاجار نیز برای حمایت از معین التجار، بارها نیروی نظامی به شولستان گسیل کرد که نتیجه ای جز شکست برای قدرت مرکزی به همراه نیاورد. بی تردید، مقاومت اهالی منطقه در برابر واگذاری اراضی ممسنی به معین التجار، باعث شد که وی دست به راهبرد جدیدی، برای سلطه بر این سرزمین بزند. او برای جلب حمایت نظامی ایل قشقایی مجبور شد بخشی از اراضی را به صولت الدوله، ایلخان قشقایی، اجاره دهد. نهایتاً در اواخر حکومت قاجار و اوایل حکومت پهلوی اول، خوانین بویراحمد به طرفداری از امامقلی خان رستم که از سران ایلات ُلر ممسنی بود، به صحنه کشمکش های شولستان و جنگ با نیروهای دولتی کشیده شدند. این اقدام جز گسترش ناامنی، قتل افراد بی گناه، آسیب رساندن به مردم و ایجاد اختلافات قومی بین مردم منطقه نتیجه دیگری نداشت.
تحول در راه سازی شوسه در ایران، از دوره قاجار شروع شد. در این تحول، نقش روشنفکران، قدرت های خارجی و پیوستن ایران به اقتصاد جهانی، بسیار مشهود بود. در این دوره توسعه راه سازی در کشور، به طور مستقیم با اقتصاد، رشد اجتماعی، بهداشتی و در نهایت توسعه و پیشرفت کشور در رابطه بود. ایجاد راه شوسه متناسب با اقتصاد و جمعیت منطقه مازندران، از دوره صفویه به عنوان یکی از اهداف نظام حاکمه مطرح بود تا اینکه در دوره ناصرالدین شاه قاجار(1264-1313ه .ق)، این طرح عملیاتی شد و راه شوسه مازندران ساخته شد. از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی و در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، با رشد جریانهای اقتصادی و سیاسی جهان غرب و پیوستگی روزافزون اقتصاد و سیاست کشورها با یکدیگر، حکومت ایران متوجه نیاز به راه های نوین شد؛ ولی در این راستا مشکلات و چالشهای جدی فراروی شاه قاجار برای ایجاد راههای شوسه وجود داشت که مهمترین آنها نگرانی های سیاسی و نظامی از ایجاد چنین راه هایی بود. راه های جدید می توانست ساختار سنتی ارتباطات در ایران را به نفع قدرت های خارجی همسایه تغییر دهد، قدرت قبایل و طوایف ایلی را گسترش داده و در نهایت پایتخت سیاسی کشور را در معرض هجوم نظامی آسانتر قرار دهد. ناصرالدین شاه برای غلبه بر این نگرانی ها، سیاست توسعه تدریجی راه ها و حرکت توام با احتیاط را در پیش گرفت. وی اولین سعی جدی خود برای ساخت راه شوسه را معطوف به ساخت راه مازندران کرد. زیرا در مازندران، نفوذ قدرت های خارجی کمتر بود، طوایف رقیب نیرومندی وجود نداشت و طوایف ساکن منطقه روابط تنگاتنگی با دولت قاجار داشتند و از نظر اقتصادی نیز می توانست پایتخت سیاسی را در مسیر رشد و شکوفایی قرار دهد. در این مقاله مشکلات و فرایند راه سازی شوسه را در منطقه مازندران با تاکید بر سیاست های داخلی و خارجی ناصرالدین شاه مورد بررسی و تبیین قرار می گیرد.