تشبیه و تنزیه از پیچیده ترین مباحث عرفانی و یکی از مسائل مهمّ اعتقادی مرتبط با عقیدة توحید اسلامی است که مورد توجة اکثر متفکّران و اندیشمندان مسلمان است. صورت مادی و انسانی دادن به خدا در طول تاریخ همواره وجود داشته و برخی برای شناخت خدا او را به انسان یا موجودات دیگری تشبیه می کرده و حتّی قائل به تجسّم خدا می شده اند و در مقابل عدّه ای دیگر نیز برای در امان ماندن از تشبیه به تنزیه مطلق پناه برده و شناخت خدا را امری محال و دست نیافتنی می دانسته اند. امام علی (ع) با ارائة دلایلی چند نظیر همتا و همانند نداشتن خدا و مکان مند نبودن او تشبیه و تجسیم خداوند را رد کرده است. ایشان همچنین به تنزیه مطلق باور نداشته و قائل به شناخت خدا از طریق آیات و افعال اوست، اما در عین حال معتقدند به کنه ذات حق راهی نیست. گفتار حاضر بر آن است که به بررسی مسالة تشبیه و تنزیه از دیدگاه امام علی(ع) بپردازد.
بازشناسی مکی از مدنی خواه سوره باشد یا آیه، درباره اسباب النزول، همچنین در زمینه هایی مانند شناخت ناسخ و منسوخ، مطلق و مقیّد، عام و خاص و مانند آن ها سودمند است. از این رو در گذرگاه تاریخ، پیوسته محققان تلاش کرده اند سوره های مکی را از مدنی بازشناسند. در تشخیص مکی یا مدنی بودنِ بیش از سی سوره میان محققان، از جمله جلال الدین سیوطی اختلاف نظر وجود دارد. او درکتاب الاتقان فی علوم القرآن، برای اثبات عقیده خود به روایاتی استناد کرده که در کتب روایی و تفسیری اهل سنت ذکر شده است. در این جستار، با بررسی اسناد و متن این روایات، نشان داده شده است که این روایات هم از لحاظ سند و هم از جهت محتوا با ضعف های جدّی روبه رو هستند.
یکی از قرائن مهم در فهم هر آیه، توجه به سیاق آن است. مفسران آنجا که پیوستگیِ نزول آیات ثابت گردد، در حجیت سیاق و تأثیر معنائیِ آیات در یکدیگر هم داستانند. اما آنجا که پیوستگی اثبات نشود، یک آیه یا یک مجموعه ایات را مستقل از سیاق شمرده و بدون توجه به بافت، تفسیر می کنند. گذشته از این دو، مقالة حاضر به شاخة سومی پرداخته که هر دو قسم فوق را شامل می شود. این پژوهش با روش تحلیلی ثابت می کند که در پرتو تعالیم اهل بیت(ع) هر پاره و بخشی از یک آیه، می تواند فارغ از کلِ آیه، مفید معنای دیگری هم باشد؛ و نیز هر آیة مرتبط با مجموعه ای از آیات که با هم نازل شده اند، می تواند علاوه بر مفادی که در کنار مجموعة خود دارد، مفیدِ معنای مستقل دیگری هم باشد. البته در هر دو مورد، عدم تناقض معنای جدید با قرآن و سنت شرط اساسی است. این نظریه، که خود یک اصل و قاعدة تفسیری مهم است، توسط اهل بیت(ع) طراحی و آموزش داده شده، و شواهد روائیِ فراوان دارد و عرصة تازه و بدیعی را در مباحث وجوه قرآن و باطن آن می گشاید. اگرچه سازوکارهائی دارد که باید مراعات شود و لذا در همه جا و همة گزاره ها، نمی توان چنین تعمیمی داد