دعائم الاسلام نام مجموعه ای است حدیثی که مؤلف آن ابوحنیفه نعمان بن محمد از دانشمندان قرن چهارم است. از ویژگی های کتاب دعائم الاسلام اشتمال آن بر نقل بعضی منفردات خصوصاً در حوزه فقه است که در سایر مجامع حدیثی مانند آن یافت نمی شود، لذا پذیرش و یا طرد روایات دعائم الاسلام اثر غیرقابل انکاری در فرایند استنباط احکام شرعی خواهد داشت. در اعتبار احادیث این کتاب و وثاقت مؤلف آن اختلاف نظر وجود دارد. این کتاب در نزد اکثریت صاحب نظران نمی تواند در شمار دلیل و حجت قرار گیرد، بلکه حداکثر اینکه در نزد تعدادی از آنها به عنوان مویّد شمرده می شود. مختار نگارنده با گامی نو، امامی و ثقه بودن مؤلف و اعتبار کتاب بر پایه وثوق به صدور احادیث آن البته با در نظر گرفتن صحت و حجیت ذاتی آن احادیث است. این مقاله بر مبنای یافته فوق به صورت مستدل و نقد و بررسی اقوال و مستندات رقیب به همراه پاسخ به اشکالات مقدر سامان یافته است.
حدیث شیعه در قرن ششم، همزمان با حکومت دولت سلجوقیان در ایران، دوران فترت خود را میگذراند. سبک های جدید نگارشی در دوران فترت کمتر رخ می نمایاند. بنابراین تألیفات شیعه در دوران سلجوقیان کمتر از دوره های پیشین انجام شده است. گونه های نگارشی این دوران در میان شیعه شامل اربعین نگاری، مناقب نویسی، فضایل نگاری ائمه، کتاب های دعا، مزارنویسی و تداوم برخی سبکهای دوره های پیشین است. شاید اثر تخریبی سلجوقیان و هجوم اهل سنت به باورهای شیعی نیز در رویکرد مناقب نویسی مؤثر بوده باشد. دراین دوره غریب نویسی و شرح نویسی و نوشتن تفاسیر روایی نیز رواج داشته است.
قرن ششم در میان اهل سنت، دوره پردازش های تکمیلی و جانبی کتاب های حدیثی است. در این مرحله اطراف نگاری، تخریج نویسی، جامع نویسی(کتاب های فراگیر) و مرتب سازی کتاب های پیشینیان رواج داشته است. گونه های غریب نویسی و شرح نویسی بر متون دینی و امالی نویسی بین عالمان اهل سنت و عالمان شیعه مشترک است.
در این سده، حوزه های حدیثی متعددی در ایران فعال بوده اند. به نظر می رسد که فعالیت محدثان شیعه در حوزه ری نمود بیشتری دارد. حوزه های حدیثی اهل سنت نیز در بیشتر مناطق سنی نشین خراسان پررونق بوده است و شیعیان در بعضی از شهرهای خراسان، همانند سبزوار اکثریت داشتند. مبادلات حدیثی بین شیعه و اهل سنت نیز در این دوران دیده می شود.
بی شک، پرداختن به تبیین و تشریح مراد حدیث، مبتنی بر احراز صحت صدور و نیز احراز صحت متن قابل استناد به معصومین(ع) و به دیگر عبارت، بررسی میزان انطباق متن نقل شده با متن اصلی است. در این خصوص، اهتمام عالمان دین از گذشته تا حال پوشیده نیست، به گونه ای که می توان نقد حدیث را همزاد تقریبی نقل حدیث دانست؛ اما روش اصحاب در نقد حدیث به خصوص از ناحیه صدوری، در مقابلِ روشی که می-کوشد تا از راه بررسی سند یک نقل، میزان اعتبار آن نقل را مشخص سازد، روش واحدی نبوده است. برخی، مواردی همچون تواتر، محفوف بودن به قراین و در باب فقه، روش عملی اصحاب ائمه(ع) و شهرت فتوایی را نشان اعتبار حدیث دانسته و به این ترتیب، روشی جداگانه در نقد حدیث اتخاذ نموده اند. از سالکان قسم دوم، می توان سید عبدالله شبر از دانشمندان پرکار امامیه را نام برد که روش ایشان در دو حوزه نقد صدوری و متنی، موضوعی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
با توجه به آسیب پذیر بودن احادیث، استفاده از این گنجینه پربها نیازمند مقدماتی است.یکی از این مقدمات، شناسایی آسیب هاست؛ بدان منظور که حدیث پروژه پیامدهای نامطلوب آن ها را در حوزه فهم حدیث از میان ببرد.یکی از آسیب های عارض بر احادیث، ادراج در متن آن ها، یعنی آمیختن کلام راوی با سخنان معصوم(ع) است.از آنجا که گاه اندک تغییری در حدیث، ما را در رسیدن به مقصود اصلی معصوم(ع) ناکام می گذارد واختلاف دیدگاه را در پی دارد، توجه به آسیب ادراج متنی، اهمیت بسیار دارد.در این نوشتار، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، به این نتیجه رسیده ایم که در فرض علم به ادراج، این پدیده، از تمسک به ظهور بدوی حدیث جلوگیری می کند و در فرض شک، اصل عدم با پشتوانه سیره عقلا، بر الغای هرگونه احتمال خلاف ظاهر، حاکم است
در کنار همه آیاتی که قدرت یکسان زنان و مردان را در رسیدن به کمال و فضیلت ها مطرح می کنند، روایاتی وجود دارند که از نقص استعدادی زنان در رسیدن به کمال یا وجود ارزش های متفاوت مردانه و زنانه حکایت می کنند. از آنجا که مهم ترین کمال در اندیشه دینی، نزدیکی به خداوند و دست یافتن به ایمانی ناب، قرب الهی و رسیدن به رستگاری است، وجود متونی که توان زن را در رسیدن به حقیقت ایمان ناقص می دانند، بسیار مهم خواهدبود. یکی از احادیث در این موضوع، حدیثی از پیامبر اکرم است که در کافی، من لایحضر و بعضی دیگر از منابع معتبر شیعی بدین مضمون آمده است: «الناجی من الرجال قلیل و من النساء اقل و اقل». براساس این روایت، زنان از نظر دستیابی به سعادت ناتوان تر از مردان معرفی شده اند. این مقاله با تحلیلی سندی و متنی به ارزیابی این روایت پرداخته و اولاً نشان داده است که هیچ یک از طرق این حدیث، خالی از ضعف نیست. سپس متن حدیث نقد و تحلیل شده و با فرض صدور حدیث از سرچشمه علم نبوی، این روایت از نوع قضیه خارجیه خاص زمان صدور تلقی شده است که قابلیت تعمیم به عموم مردان و زنان را ندارد.
عمده منابع رجالی، محمد بن احمد شیبانی را چونان یک راوی ناشناس از مشایخ شیخ صدوق شناسانده اند که از او جز روایاتی در ضمن آثار شیخ صدوق، اثری بر جا نمانده است. این مطالعه بنا دارد با آزمون روش های مختلف نقد متون، داده های تاریخی پنهان در همین اندک شواهد بازمانده را استخراج کند و از این طریق، روشی نو برای شناسایی راویان تاثیرگذار و ناشناس جهان اسلام جوید؛ راویانی اثرگذار در بوم هایی که گذشت زمان، بقایای وجود تعالیم و مکاتبشان را محو کرده است.
انتشار نهج البلاغه مترجم که نسخه خطی آن اهدایی شاه عباس صفوی به آستان قدس رضوی بوده است از افتخارات دانشگاه تهران محسوب میشود اما نظر مصحح محترم این نسخه در انتساب این ترجمه به قرن 5 و 6 نارواست و دلایل و شواهد علمی این تاریخ گذاری را تائید نمی کند به عقیده نگارنده این ترجمه پس از تحریر نهج البلاغه یاد شده در سال 973 ق به صورت حاشیه نویسی بر متن انجام پذیرفته است