این مقاله به دنبال آن است که با توجه به تحقیقات انجام شده درخصوص وضعیت موجود تربیت دینی در مدارس و با نظر به شاخص های برگرفته از آموزه های دینی (اعم از قرآن و سنت)، به آسیب شناسی تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور بپردازد. در این مقاله ابتدا با استفاده از روش فراتحلیل و اسنادی، مجموعه ای از تحقیقات انجام گرفته در عرصه تربیت دینی در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش تحلیلی ـ استنتاجی تلاش گردیده است با بررسی متون دینی، شاخص هایی جهت نقد وضعیت موجود استخراج گردد و در پایان جهت اصلاح و بهبود کمی و کیفی روند تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور در مقاطع مختلف تحصیلی، با عنایت به مشکلات و آسیب های مطرح شده، راهکارهایی جهت نزدیکتر شدن به وضعیت مطلوب در پنج محور رویکرد و برنامه ریزی، اهداف، محتوا، روش و معلم مورد نظر قرار گرفته است.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه توکل به خدا و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه پیام نور است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. بدین منظور، 177 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور (98 دختر و 79 پسر) به طور تصادفی به پرسشنامه های راهیابی در حوادث و رخدادهای زندگی (توکل به خدا) و سلامت عمومی (GHQ) پاسخ دادند. یافته ها: داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، Z فیشر و تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد بین خرده مقیاس توکل پرسشنامه راهیابی در حوادث با خرده مقیاس های اضطراب، علائم جسمانی و افسردگیِ سلامت روان، همبستگی منفی معنی دار وجود دارد؛ ولی همبستگی سایر ابعاد پرسشنامه راهیابی در حوادث با سلامت روان، معنی دار نشده است. بین دختران و پسران در تمام زیرمقیاس های سلامت عمومی تفاوت معنی دار وجود دارد؛ در حالی که بین این دوگروه در ابعاد پرسشنامه راهیابی در حوادث، تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد توکل به خدا می تواند به عنوان یک راهبرد مقابله ای، نقش موثری در افزایش سلامت روان داشته باشد.
هدف این پژوهش عبارت است از یک بررسی تطبیقی میان سبک زندگی خانوادگی از دیدگاه قرآن و مدرنیته؛ سؤال اصلی این است که نقاط اصلی تمایز میان آن دو کدام است؟ به این منظور، با تکیه بر روش توصیفی−تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای و رویکرد علمی−دینی به مطالعه آموزه های قرآن کریم و دیدگاه های اندیشمندان مدرنیته و آمارهای جوامع متأثر از آن، پرداختیم. دستاورد اصلی این تحقیق این است که هفت تفاوت عمده بین آن دو، کشف شد؛ بعضی از آن تفاوت ها عبارت است از: 1. سبک زندگی قرآنی، بر آزادی «خدامحور» و سبک زندگی مدرنیته، بر آزادی «انسان محور» مبتنی است؛ 2. خانواده، در سبک زندگی قرآنی، برخلاف سبک زندگی مدرنیته، جایگاهی والا دارد؛ 3. ساختار خانواده اسلامی بر ازدواج «شرعی و قانونی»، «خانواده دوجنسیتی» و «خانواده تک شوهری»، تأکید دارد، در حالی که در سبک زندگی مدرنیته، خانواده، از ارزش چندانی، برخوردار نیست و بشر در ساختار خانواده، آزادی کامل داشته و خانواده «هم بالینی»، خانواده «تک جنسیتی» و خانواده «چندشوهری» تجویز می گردد. براساس این تفاوت ها، تفاوت های دیگری نیز شکل می گیرد.
یکی از مهم ترین نیازهای بشر دست یافتن به آرامش روحی و روانی است و بسیاری از اقدامات و کارهایی که انجام می دهد برای پاسخ به این نیاز است. مسأله ای که همیشه برای آدمی به عنوان دغدغه مطرح بوده این است که راه رسیدن به آرامش واقعی روح و روان در چه چیز یا چیزهایی است؟ پرسشی که در متون دینی ما به روشنی بدان پاسخ داده شده و آن این که آرامش واقعی تنها با یاد خداوند میسر است و بالاترین مرتبه یاد خداوند با نماز حاصل می شود. مسأله ای که این مقاله در صدد پاسخ به آن است این که از نگاه قرآن کریم چگونه با نماز می توان آرامش یافت؟ و با چه اسلوب و روشی این مهم حاصل خواهد شد؟ روش تحقیق در این نوشته شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است.
در ادامه بحث از ویژگیهای عبادالرحمان، در این قسمت با اشاره به آیه 72 سوره مبارکه فرقان به دو ویژگی دیگر پرداخته شده است؛ یکی اجتناب از شهادت باطل و دیگری برخورد کریمانه.
در خصوص «شهادت زور» در «وَ الَّذِینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ» بین مفسّران اختلافنظر وجود دارد؛ برخی آن را به معنای خودداری از شهادت باطل تفسیر کردهاند، برخی به معنای خودداری از حضور در مجلس گناه و برخی نیز هر دو معنا را محتمل دانستهاند.
از دیگر ویژگیهای عبادالرحمان، برخورد کریمانه هنگام مواجهه با کسانی است که با سخن لغو خود قصد تضعیف ایمان آنان را دارند. اهمیت این مسئله زمانی دوچندان میشود که بدانیم انسان به واسطه یک عامل درونی تمایل دارد همرنگ گروه سنی و دوستان خود بشود. از اینرو، چنانچه با کسانی نشست و برخاست داشته باشد که اهل لغو هستند، به تدریج همانند آنها میشود؛ رفاقتی که چه بسا به نفاق میانجامد. بنابراین، بندگان شایسته خدا باید از رفیق بد نیز اجتناب ورزند.
نوشتار حاضر می کوشد مسئله نفس را از دیدگاه علامه طباطبایی با بهره گیری از شیوه ی توصیفی تحلیلی، مورد بررسی قرار دهد و مسائلی چون حقیقت نفس، تجرد نفس، مراتب نفس و رابطه نفس و بدن از دیدگاه ایشان را روشن سازد، سپس با توجه به دیدگاه های وی، برخی از دلالت های تربیتی آن را تبیین نماید. با توجه به مبانی نظری علامه در شناخت نفس، برخی از دلالت های تربیتی آن عبارت است از: اصالت بُعد معنوی انسان در برابر بعد مادی و تقدم رتبی تزکیه بر تعلیم؛ جاودانگی و فناناپذیری نفس و مادام العمر بودن امر تعلیم و تربیت؛ تأثیر تکوینی علم و عمل در سعادت یا شقاوتمندی نفس؛ تأثیر ژرف کنترل هواهای نفسانی و خواهش های حیوانی بر شکوفایی قدرت شگرف نفس؛ ارتباط وثیق ظاهر و باطن و لزوم آغاز اصلاح و تربیت از ظاهر به باطن و ... .