در کشور ما ضرورت تربیت دینى به عنوان وظیفه مهم و اصلى آموزش و پرورش مورد پذیرش است. بنابراین، باید تلاش نمود تا به شیوهها و روشهاى موجود در این فرایند کیفیت بخشید و آن را بهتر و زیباتر به نسل جوان ارائه داد. نوآورى در تربیت دینى از جمله امورى است که این مسیر را هموار مىسازد. این مقاله با روش مطالعه موردى و با استناد به منابع روایى معتبر و دست اول تلاش مىکند تا با استفاده از احادیث و آیات قرآن کریم، به تطبیق عواملى که در تربیت دینى و نوآورى مؤثر هستد، بپردازد. نتیجه این پژوهش، اشتراک مؤلفههاى نوآورى و تربیت دینى را در بعد فکرى و خصوصیات شخصیتى مورد تأکید قرار داده و ثابت مىکند که مبناى فکرى نوآورى و تربیت دینى با هم همخوانى و تطابق دارند.
مسئله حجاب، یکی از مسائل مهم حوزه زنان است. حجاب یعنی پوششی که وقار و شخصیت و کرامت و عفت زن را تضمین می کند و به زندگی او آرامش می بخشد و این وجود ارزش مند را از دستبرد نااهلان مصون می دارد. حفظ حجاب در عین این که جسم و ظاهر زن را محدود و محصور می کند به روح و عقل او آزادی و حریت می بخشد و فکر او را از بسیاری از دغدغه های مزاحم و وقت گیر رها می سازد و در عوض، بی حجابی و بدحجابی، حقیقت گوهر وجودی زن را در پوشش جاذبه های جنسی، پنهان می دارد.
آن چه یک زن بی حجاب یا بدحجاب به نمایش می گذارد زیبایی های انحصاری اوست که به محارم او تعلق دارد، اما آن را در معرض دید همگان قرار می دهد. به قول چارلی چاپلین: برهنگی و بدحجابی، بیماری قرن معاصر است که در «روح و افکار» افراد «جامعه هدف» رسوخ نموده و آنان را بیمار می کند.
زنان در عرصه بهداشت روانیِ جامعه نقش بزرگی را ایفا می کنند. حجاب آنان پرده ای سیاه بر چشم هوس بازان می کشد و خود و جامعه را از آفت و آلودگی نجات می دهند و آنان فرصت می یابند که سرمایه وجودی و زینت های خدادادی خویش را در کانون مقدس خانواده متمرکز کرده و خانواده را که اولین هسته اجتماعی است، با پاکی و طهارت، پایه گذاری کنند.
سنگر حجاب، پاسدار گوهر حیا و عفت و حرمت زن است. زن در حجاب به مانند گوهر در صدف می باشد؛ همان گونه که گوهر و مروارید تا هنگامی که در صدف قرار دارند آسیب نمی بیند، زن نیز با پوشش و حجاب خود، از آزار و اذیت ناپاکان و چشم چرانی هوس رانان در امان می ماند
چکیده: در جامعه معاصر، فرایند تربیت دینی نیز باید همگام و متناسب با تغییرات روز پیش رود تا بتواند جوابگوی نیاز مخاطبان خود باشد. این امر، بازنگری، تجدیدنظر و نوآوری در شیوه ها و روش های تربیت دینی را ضروری می نماید. هدف از تدوین این مقاله، بررسی دلایلی است که وجود نوآوری در روش های تربیت دینی را ثابت می کند. روش پژوهش در قالب مطالعه موردی با استناد به منابع روایی و علمی است و تلاش شده تا با استفاده از این منابع، ضرورت نوآوری در تربیت دینی از منظر مبانی دینی، فلسفی و علمی مورد بررسی قرار بگیرد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که نوآوری در تربیت دینی به لحاظ دینی، فلسفی و علمی مورد تأکید است و بر اساس این مبانی، لازم است که به بحث نوآوری در تربیت دینی بیشتر توجه شود.