واژه تاریخ را در زبان فارسی به دو معنا به کار می برند: 1- مجموعه فعالیت های مکتوب علمی، نظری و فکری مورخان که همان "علم تاریخ" نامیده می شود؛ 2- مجموعه حوادث و رویدادهای انجام شده توسط انسان که از آن تاریخ در معنای متعارف مستفاد می شود و بدون افزون کلمه "علم" به کار می رود. اگر بتوانیم نحوه کسب شناخت یا علم به تاریخ از نوع دوم، یعنی علم به تاریخ در معنای مجموعه رویدادها را مشخص کنیم، وجود چیزی به نام "علم تاریخ" نیز به اثبات خواهد رسید و آن گاه می توانیم بگوییم که علم تاریخ واقعا یک "علم" است. این مقاله با نظر به آرای اندیشمندان و مورخان از قدیم ترین روزگاران تا اوایل قرن بیستم، ضمن متمایز کردن دو مفهوم متفاوت از تاریخ، سیر تحول دیدگاههای موجود درباره تاریخ، قانونمندی و غایتمندی آن را پی می گیرد.
نیکولاس رشر، استاد فلسفه و مدیر مرکز فلسفهى علم در دانشگاه پیتربورگ آمریکاست و در زمینهى منطق، فلسفهى علم و تاریخ فلسفه، کتب و مقالههاى بسیارى نوشته است . وى در مقالهى حاضر، الگوى تبیین در علم تاریخ را مىکاود و تمایزات و تشابهات الگوى تبیین علم تاریخ با علوم اجتماعى و علوم طبیعى را آشکار مىسازد . این مقاله با ارائهى بحثى روشن و دقیق در مورد علوم مصرفى، نهتنها بر تاریخ پرتو مىافکند، بلکه خوانندهى آزموده مىتواند با استفاده از اصول و مباحث مطروحه در این زمینه، به توضیح و تبیین نسبت علوم مصرفى دیگر با علوم تولیدى توفیق یابد و بدینترتیب با یکى از مدخلهاى ارتباط علوم مختلف به خوبى آشنا خواهد شد .