به تصریح روایات، خدا در قرآن تجلی یافته است. این تجلی می تواند به دو صورت متنی و روحانی باشد. تجلی روحانی در ابعاد گوناگون، به مقاله هایی دیگر با محوریت «اعجاز تأثیری» موکول است و این مقال، تنها تجلی متنی را دنبال می کند. تجلی خدا در متن با نشانه هایی در آن همراه است که از طریق شناخت نشانه ها می توان بدان راه جست. برخی این فرایند را انتساب متن به خدا و به اختصار «نظریه انتساب» نام نهاده اند. نظریه پرداز مورد بحث در این مقال، اعجاز قرآن را به نشانه های متنی خدا مربوط دانسته و در مسیر تبیین و تثبیت دیدگاه خویش شبهه هایی بر نظریه مشهور که اعجاز قرآن را به فرابشری** بودن متن قرآن از جهت بیان و محتوا نسبت می دهد، وارد کرده و نظریه خویش را تنها راه پاسخگویی به آنها دانسته است؛ ازاین رو نگارنده در این مقاله ضمن واکاوی این نظریه بر اساس نوشته های نظریه پرداز اشکالات آن را آشکار کرده و به شبهه های وی پاسخ داده است. درضمن نگارنده کوشیده صورتی از نظریه یاد شده یا تجلی متنی خدا در قرآن را که درست و حقیقت می داند، با تبیین مناسب تری ارائه کند.
مسئلة شناخت نخستین انسان و چگونگی پیدایش او، از مسائل مهم انسان شناختی مطرح در آیات قرآن و روایات است. برخی دانشمندان علوم تجربی نیز در این زمینه فرضیه هایی ارائه داده اند که به ظاهر با مفاد آیات و روایات نوعی تعارض دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، به دنبال شناخت نخستین انسان و چگونگی پیدایش او از دیدگاه قرآن است که به تبع آن دیدگاه قرآن نسبت به این گونه فرضیه ها نیز روشن خواهد شد. حاصل پژوهش نشان می دهد که بیشتر آیات، ظهور قوی و برخی از آنها، صراحت دارند که نخستین انسان، آدم علیه السلام است و نسل انسان های کنونی، به او می رسد. پیدایش او، به صورت مستقل و از خاک و گِل بوده است نه از موجودی دیگر. مفاد روایات نیز این مدعا را به روشنی مورد تأیید و تأکید قرار می دهند.
بر اساس آموزه های دینی ما، قرآن کتاب هدایت بشر و نجات انسان است و مخاطبان بی واسطه آن، همه آدمیان می باشند. البته دایره تأثیرگذاری آن، منحصر به انسان نیست؛ زیرا اگر انسان که لیاقت و صلاحیت بار امانت الاهی را یافته، به درستی به وظایف الاهی و انسانی خود عمل نماید، نه تنها خود او به کمال نهایی می رسد، که بسیاری از موجودات دیگر نیز از طریق او، از آثار هدایتی این کتاب آسمانی بهره مند خواهند شد؛ چه این که بسیاری از آسیب های پدید آمده در جهان طبیعی، پیامد رفتارهای نادرست انسان با محیط طبیعی است. پژوهش پیش رو با توجه به جایگاه بی بدیل انسان در نظام آفرینش که برخوردار از سنت های الاهی است و همچنین شایسته دریافت های تشریعی شده است تلاش دارد با سود جُستن از متون دینی به ویژه قرآن کریم، بیان کند که یکی از بنیادی ترین اصول اخلاقی، «اعتدال» و «میانه روی» است. مدعا این است که اگر انسان که شاکله اصلی او بر اساس اعتدال و میانه روی است شکل نهایی خود را بیابد، در پرتو این اصل زیستی و اخلاقی، نه تنها خود به سعادت که آرمان نهایی بشری است دست می یابد، بلکه دیگر موجودات (اعم از همنوعان و دیگر آفریده های مادون او) نیز از آسیب اخلاقی و محیطی حفظ می شوند.