شناسایی ویژگیهای انسان از دیدگاه قرآن، همواره مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده است. در قرآن کریم، دو دسته از آیات درصدد تبیین این ویژگیها برآمدهاند. دستهای از آنها به ثناگویی او پرداخته و بهترین سپاسها و ستایشها را در حق او روا میدارند و دستهای دیگر او را سرزنش کرده و بدترین نکوهشها را نثارش میکنند.
هدف از این نوشتار، رازگشایی از این توصیفات دوگانه قرآنی است. تحقیق حاضر با رویکرد نظری و روش کتابخانهای و به منظور نقد و بررسی اقوال و آراء برخی از اندیشمندان اسلامی انجام شده است. تفکیک بین مرحله تکوین که خداوند امکانات و تواناییهای ویژهای در اختیار انسان قرار داده و مرحله ارزشگذاری اخلاقی که همواره با اراده و اختیار و تکلیف همراه است، کلیدی است که میتواند در بازگشایی این راز به ما مدد رساند.
از آنرو که زندگى مسلمانان به شکلهاى گوناگون در تعامل با گروههاى دیگر و پیروان دیگر ادیان بوده و هست، یکى از موضوعات شایسته بررسى، نظر قرآن در مورد روابط خارجى دولت اسلامى است. مقاله حاضر با تکیه بر معارف قرآن، و روش تفسیر موضوعى به بیان اصل اولى در روابط خارجى دولت اسلامى مىپردازد. دانشمندان، چهار نظریه «جنگ»، «صلح»، «دعوت» و نظریه «برچیده شدن حاکمیت کفر» را مطرح کردهاند. از بررسى و تأمّل در آیات مربوط به جنگ و صلح قرآن به دست مىآید که اصل اولى در رفتار دولت اسلامى با دولت و گروههاى غیرمسلمان پس از دعوت آنان به اسلام و نپذیرفتن آن از سوى آنان، صلحى عزتمند است. از دید آیات، جنگ امرى استثنایى و خلاف اصل است و مادامى که اسباب و عوامل جنگ عارض نشده، صلح و همزیستى برقرار است.
معرفت خدا در عالم ذرّ و اقرار بر معرفت، در آیات و روایات مطرح شده و اندیشمندان بزرگ در این مورد سخن گفته اند. در این نوشتار، نظریه های پنج تن از دانشمندان قرن 14 با دیدگاههای مختلف، نقل و نقد و بررسی شده است:سیّد حبیب الله خویی، میرزا مهدی اصفهانی، سیّد عبدالحسین شرف الدین، شیخ مجتبی قزوینی، علاّ مه عبدالحسین امینی.