گونه ای از خطاب قرآن، خطاب با قل است که 332 بار آمده است. چنین خطابی ساختار شش بخشی دارد و از حیث پیام قل، فراپیام و مخاطب آن گوناگون است. کاربرد قل در آیات مکی بیش از آیات مدنی است. تناسب بین پیام و مخاطب آن و رصد کردن فراپیام و نیز جستجو از سرّ کاربرد قرآنی قل مسایل تحقیق حاضر است. خطاب قل، بر حسب مخاطب آن پیام، مضمون های گوناگونی از مسایل فقهی و اخلاقی مؤمنان تا پاسخ به اشکال ها و خرده گیری های یهود، کافران، مشرکان و منافقان دارد. خطاب با قل فضای گفتگوی نزدیک خدا و انسان را ترسیم می کند. ترویج فضای گفتگوی نزدیک بر اصول اخلاقی و مبانی کلامی استوار است. مهمترین مبنای کلامی آن، نظریه اسلامی اوصاف باری تعالی بویِژه سه صفت سمیع، بصیر و مکلّم بودن را است. این سه صفت را می توان در تعبیر جامع خدای گفتگو جمع کرد. این دیدگاه، فرضیه های دیگر، چون خطاب تشریف و تاکید رد انگاره بشری بودن قرآن نیز فرا می گیرد.
از جمله سبک های تفسیری نوپدید، تفسیر قرآن به ترتیب نزول است. درخصوص اعتبار و روایی این روش و پیامدهای آن، داوری هایی شده است. بخش عمده ای از این داوری ها مربوط به پذیرش وجود یا عدم وجود مبانی و پیش فرض های محکم در باره این روش است. تدریجی بودن نزول قرآن و تناسب آن با روش تفسیر نزولی، توقیفی بودن ترتیب نزول به استناد مصحف امام علی×، اجتهادی بودن ترتیب کنونی، سازگاری تفسیر موضوعی با ترتیب نزول و امکان تعیین ترتیب نزول به استناد روایات ترتیب نزول، به عنوان پیش فرض های اصلی این روش مطرح است. درباره فواید ادعایی این روش و مبانی و پیش فرض های آن نقدهایی انجام یافته است. اگرچه برخی از ایرادهای مربوط به فواید این روش، به جا و صحیح است؛ اما بخش عمده ای از ایرادهای مربوط به مبانی و پیش فرض های روش مزبور، وارد نبوده و قابل نقد است؛ چنانکه بدون پذیرش این پیش فرض ها، اقدام به تفسیر ترتیب نزولی، موجه نیست.
آثار شهید مطهری با مباحث قرانی عجین است این مباحث از گوناگونی و تنوع ویژه ای برخوردار می باشد قران نخستین منبع مطهری در شناساندن فرهنگ اسلامی است و از این جهت مباحث تفسیری و استنباطهای قرانی در آثار شهید مطهری امری شاخص ونمایان است شهید مطهری از جهت وسعت مباحث قرانی آنهم با توجه به نیازهای فرکی دوران معاصر از پیشگامان تفسیر عصری و منادیان بازگشت به قران به شمار می رود
مفسران،درارتباط با آیه 68 سوره قصص،پیرامون بحث جبر و اختیار،تفاسیر گوناگونی به دست داده اند.برخی با توجه به اعتقادهای یک مذهب،همه اختیار را از آنِ خداوند دانسته و برخی دیگر به عکس.این اختلاف در تفاسیر،پایه اختلاف،در تعیین موضع وقف و ابتدا،از سوی قاریان قرآن کریم گشته است.از آن جا که تفاوت در انتخاب موضع وقف و ابتدا،در این آیه،سبب القای معانی گوناگون به شنونده می گردد،بررسی ارتباط یادشده ضرورت دارد.بدین سان،تا از یک سو می توان،به کمک شواهد و دلائل،تفسیر درست ترـ که درجهت اعتقاد شیعه است ـ به دست داد،از سوی دیگر،قاریان نیز،بر اساس تفسیر درست، تلاوتی را اجرا کنند که القاکننده هدف قرآن است.
آیه 3 سوره مائده یکی از آیات مورد بحث در تفاسیر فریقین است. بررسی رویکرد مفسران در تفسیر این آیه به روشنی بیانگر آن است که مفسران برای بازکاوی و فهم مدالیل کلام الهی از روش های مختلفی بهره جسته و در این زمینه از روش و الگوی مشخصی پیروی نکرده اند بلکه هرکدام براساس مبانی و اصول مورد پذیرش در نزد خود به روشی روی آورده اند. این تحقیق با نگرش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی روش مفسران در تفسیر آیه اکمال در تفاسیر: التبیان، روض الجنان، البرهان و المیزان از شیعه و تفاسیر: جامع البیان، مفاتیح الغیب، روح المعانی و المنیر از اهل سنت پرداخته است. بررسی ها نشانگر آن است که در میان تفاسیر فریقین تفسیر المیزان از جهت غنای مباحث و در نظر گرفتن جوانب مختلف و نقد و بررسی آنها و ارائه نظر مختار مبتنی بر آیات قرآن جایگاه ممتازی دارد.