فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۶۱ تا ۲٬۴۸۰ مورد از کل ۳٬۲۸۷ مورد.
نگاهی به عرفان و ولایت از منظر علامه طباطبایی (ره)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام پیامبرشناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی
این مقاله جستجویی مختصر با ذوق بینش عرفانی و معنوی به مسئلة ولایت از نگاه علاّمه طباطبائی(ره) است که با الهام از «رسالة الولایة» که از آثار گرانبهای ایشان است، نگاشته شده است و اساس آن از لحاظ معرفتی بر این مبتنی است که جوهرة دین، حنیف است و عطر الوهیّت دارد و نیز ازلی و ابدی است و ثبات و جاودانگی دارد؛ به بیان دیگر، برای ظاهر دین، شریعت و برای باطن آن، طریقتی است و نیز صورت حقّة آن را اسرار و حقایقی است که سیر به سوی ملکوت دارد و باطن نبوّت و دین نامیده می شود که به نام «حنیّة لدی حقّی» یا ولایت نامیده می شود؛ بدین معنی که وجهة خلقی رسالت و نبوّت تشریعی پایان یافتنی است و دوران آن به رسالت خاتم الانبیاء بازمی گردد، امّا وجهة حقّی آن که ولایت است، استمرار دارد و بازگشت به وجود خاتم الاوصیاء حضرت امام مهدی(عج) دارد. البتّه مرتبة شدید ولایت در نبی نیز هست و مهم تر اینکه دریافت وجدانی و شهودی از ولایت، از طریق راهیبابی به باطن عالم و سرّ غیبی آن و نیز معرفت شهودی (توحید میسّر است) که البتّه این امر مخصوص انبیاء نیست؛ به عبارت دیگر، سیر و سلوک عرفانی خالصانه و عاشقانه است که سالک را به درک عترت طیّبه می رساند و از انوار جمالیّه و جلالیّة حق و نور ولایت ایشان بهره مند می نماید، چراکه فطرت انسانی با نور ولایت حق عجین شده است و امانتداری انسان از خدای سبحان در آیة «إِنَّا عَرَضنَا الأَمَانَةَ» همان ولایت مطلقة الهیّه است که در بطن نظام تشریع و نظام تکوین نهفته است.
تحلیلی بر روایات خروج دجّال در آخر الزمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۴
27 - 52
حوزههای تخصصی:
دجال از مفاهیم مشهور آخرالزمانی در روایات اسلامی است. مضامین این روایات گاه تنها به اصل خروج موجودی به نام دجال در آستانه رستاخیز تأکید دارند، اما در بخشی از آنها ماجراهای تفصیلی و ویژگی های شگفت انگیزی وجود دارد که موجب طرح دیدگاه های مختلف در این باره و توجیه روایات با هدف پذیرش آنها شده است. از یک سو روایات تفصیلی غالباً در منابع سنی ذکر شده و منابع شیعی تنها حاوی روایات اصل خروج دجال است و از سوی دیگر موضوع دجال به منابع دینی اهل کتاب و راویان اسرائیلیات پیوند می یابد. این امر بررسی دیدگاه ها و تحلیل اجمالی وضعیت دلالی و سندی روایات خروج دجال را ضروری می نماید. طبق این تحقیق اصل خروج دجال از مفاهیم اصیل اسلامی است و حتی فراوانی روایاتی که از جزئیات و تفصیل ماجراهای آن سخن گفته اند، علیرغم لزوم توقف بر آنها، شهرت و استفاضه این موضوع را نشان می دهد.
دکترین آینده جهان در پرتو دعاهای ندبه، افتتاح و عهد؛ دستاورد تحلیل محتوای کیفی(مقاله پژوهشی حوزه)
بازتاب ضعیف روایات مهدویت در «صحیح بخاری» و تحلیل آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حذف و تحریف آثار مهدویت در منابع اسلامى(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سیماى امام على (ع) در قصیده عینیّه شاعر اهل سنّت، عبدالباقى العمرى
حوزههای تخصصی:
امام على بن ابى طالب 7 شخصیّتى است بى نظیر که شاعران بسیارى از مذاهب گوناگون، زبان به مدح ایشان گشوده اند. شاعران اهل سنّت نیز از این امر مستثنا نبوده اند و شخصیّت والاى حضرت على 7 نه تنها شیعیان را به ستایش واداشته، بلکه دانشمندان و بزرگان غیر شیعه نیز، آن گاه که گوشه هایى از عظمت آن حضرت را درک کرده اند، در برابر عظمت شخصیّت ایشان سر تعظیم فرود آورده اند.
در این مقاله، سعى شده تا با بررسى قصیده عینیّه شاعر اهل سنّت، عبدالباقى العمرى، دورنمایى از چهره تابناک امام على 7 را به نمایش بگذاریم و دیدگاه عمرى و میزان معرفت وى را نسبت به امام اوّل مسلمانان با الهام از قرآن کریم و حدیث شریف بکاویم.
شئون امام در اندیشه شیخ مفید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرنوشت اخروى مستضعفان از مسائلى است که همیشه درباره اش سؤال شده است. پاسخ به این سؤال نه تنها موجب حل این معضل علمى شده است، بلکه روشن خواهد کرد که چه گروهى از مستضعفان مشمول عنایت و رحمت الهى شده، در قیامت به بهشت وارد مى گردند؟ با توجه به اینکه این بحث نقلى است، با مراجعه به آیات و روایات، به روش تحلیلى توصیفى به این سؤال پاسخ مى گوییم. در روایات و آیات قرآن، سرنوشت هاى متفاوتى براى مستضعفان ذکر شده است؛ مثل امتحان آنها در قیامت، نوید رحمت الهى، در گرو عمل خود بودن، واگذارى به مشیت الهى یا خادم اهل بهشت بودن. وجه جمعى که مى شود درباره اینها بیان کرد این است که این سرنوشت هاى متفاوت بستگى به نوع مستضعفان دارد. همچنین ممکن است در مواقف قیامت وضعیت ایشان فرق کند.
بررسی فقه الحدیثی روایت «اذا غضب الله علی خلقه نحانا عن جوارهم» بر مسئله غیبت
منبع:
مطالعات مهدوی سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۷
7-32
حوزههای تخصصی:
روایات معصومان% دربرگیرنده ژرف ترین معارف اسلامی است. فهم دقیق این معارف در گرو بررسی های مدقانه یا همان فقه الحدیث است. حدیث «اذا غضب الله علی خلقه نحانا عن جوارهم» از جمله احادیثی است که در معارف مهدوی به کار می رود. با توجه به کاربرد این حدیث به عنوان یکی از علل غیبت امام عصر4 عیارسنجی سندی و محتوایی از جمله ضرورت های بررسی آن است.نوشتار پیش رو که با روش توصیفی – تحلیلی به فرجام رسیده است، تلاش دارد به بررسی فقه الحدیثی این روایت بپردازد. کاوش پیرامون این حدیث حاکی از آن است که اسناد آن با معیارهای رجالی، قابل خدشه است؛ اما اعتماد اهل قم می تواند پناهگاهی بر اعتبار آن تلقی گردد. در مواجهه این حدیث با آموزهای وحیانی و احادیث هم خانواده تلازم بین غضب الهی و محروم ماندن از حجت خداوند نشان داده شده است.
بررسی و نقد ایده تعدد قائم در جریان احمد اسماعیل بصری با تاکید بر روایات عصر ظهور(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۴
125 - 152
حوزههای تخصصی:
واژه«قائم» یکی از پربسامدترین واژگانی است که درروایات مهدوی منعکس شده است. در دوران پس از ائمه یازدهگانه تنها مصداق آن بر امام عصر4 قابل تطبیق است. جریان احمد بصری در صدد است این واژه را که در روایات اشاره شده بر او تطبیق دهند. آنان با استناد به برخی از روایات متشابه و غیرمتشابه و تاویلگرایی به طرح آموزههایی مانند «قائم اول»؛ «قائم قبل از ظهور» بستری را جهت جایگزینی احمد بصری به جای امام مهدی4 ایجاد کرده؛ به گونهای که حجم عظیمی از روایات اختصاصی امام مهدی4 را در شأن وی میدانند. نوشتار پیشرو که با روش توصیفی _ تحلیلی به فرجام رسیده است استنادات این جریان را به نقد کشانده است. استناد به روایات ضعیف، تقطیع برخی روایات، تعارض ادله آنان با اصول پذیرفته شده از جانب این فرقه از جمله نقدهای روشی به آنان است. مهمتر از آن در تعیین مصداق تنها ادعای شناسایی آن مصداق و تطبیق بر احمد بصری صورت گرفته است که از نوع مغالطه دلیل نامربوط است.