آنچه پیشنیان به صورت دست نویس برای ما به یادگار گذاشته اند، هر کدام گنجینه ای است که باید در نگهداری و شناسایی آن کوشید. با وجود آن که در سال های اخیر کوشش و کاوش های فراوانی دربارة شناسایی دست نویس های کم شناختة نفیس و ارزنده انجام گرفته، ولی هنوز کار ناکرده بسیار است و آثار دست نویس شدة بسیاری در کتابخانه های عمومی و خصوصی در گوشه و کنار جهان نهفته که برای تصحیح و شناسایی آن اقدامی صورت نگرفته است. یکی از این آثار ارزشمند، دیوان شاعری ناآشنا و در عین حال توانا به نام میرزا عظیمای اصفهانی متخلّص به «اکسیر» است. محمّد عظیم اکسیر اصفهانی معروف به میرزا عظیما (متوفّی1169ق) شاعر پارسی گوی شبه قارّه است که به دلیل دوری از وطن در خمول و گمنامی باقی مانده است. وی در سال 1135ق به هند رفت و در بنگاله ساکن شد و همان جا درگذشت. از دیوان وی که بیش از 9000 بیت بوده، تنها سه دست نویس باقی مانده است: یکی در کتابخانة مجلس شورای اسلامی و دیگری در کتابخانة ملّی ایران و دیگری در کتابخانة موزة بریتانیا محفوظ است. این مقاله بر آن است تا برای نخستین بار به معرّفی شاعر، زندگی، دست نویس ها و مضامین اشعار وی بپردازد.
میرنصیرخان تالپوری متخلص به جعفری شاعر و نویسنده قرن 13هجری درحیدرآباد سند حکومت داشت. با انگلیسی های امپریالیست جنگید و اسیر گشت و از حیدر آباد به بمبئی و کلکته فرستاده شد. مدتی همچون اسیران با او رفتار می شد و سرانجام غم غربت و دوری از خانواده در سال 1261 دردمدم او را از پا در آورد. او به هر دو زبان فارسی و اردو دیوان شعر دارد. اشعارش دارای سوز وحال خاصی است چرا که غم غربت و اسارت و دوری از خاندان، قدرت عاطفی زیادی به ابیاتش بخشیده است. لحن حبسیات او در مثنوی تاثرانگیز است که باوجود داشتن بحر متقارب، غم و اندوه تراژ یکی را به خواننده القا می کند. علاوه بر آن زبان شاعر ساده است و ترکیبات و عبارات و کلام او خوشاهنگ می باشد. صورت های خیالی جذاب به ویژه انواع تشبیه در سخن او دیده می شود. یکی از ویژگی های مهم سخن او سهل و ممتنع بودن کلام اوست که شباهتی به شعر فرخی سیستانی پیدا می کند. او نویسنده ای شیوا سخن نیز بوده است. مکاتیب او از این لحاظ دارای نثری بلیغ و فصیح و استوار است که حسب حال این حاکم گرفتار را به شیوایی و رسایی نقش می زند.
این مقاله درباره یکى از سخن سرایان سده سو م هجرى قمرى نوشته شده است. نام وى على بن عباس بن گریگوریوس مشهور به ابن الرومى مى باشد. در این نوشتار به مسأله بیمارى روانى ابن الرومى پرداخته شده است. همچنین به تناسب بحث به هجا و رثاى شاعر اشاره رفته، و به پار ه ا ى از ابهامات در این رابطه پاسخ داده شده است. در این مقاله دیدگاههاى برخى از ناقدان بزرگ قدیم و جدید نیز مورد ارزیابى قرارگرفته است. در پایان به این نتیجه خواهیم رسیدکه واقعیت و مجموعه قراین بدست آمده نشان مى دهد که ابن الرومى از شخصیتی متوازن و متعادل، بلکه در حد نبوغ برخودار بود.