در جامعه شهری خانواده عبارت است از زن و شوهر و فرزندان، هرکدام از اعضای خانواده در مقابل دیگری وظایف و مسئولیت هائی دارند که انجام آنها باعث دوام و استمرار این نهاد می شود. در جامعه دوره قاجار، زنان شهری نسبت به زنان روستائی محدودیت های اجتماعی بیشتری داشتند، لیکن از نیمه های این دوره، مطالب فراوانی درباره ضرورت تغییر جایگاه زن به مثابه کانون نهاد خانواده مطرح شد. برای این منظور مفهومی جدید از تدبیر منزل ارائه گردید که طبق آن، مدیریت خانواده برعهده زن بود. در همین راستا تعاریف نوینی از مفاهیم مادری و همسری شکل گرفت که نقش مهمی در تحولات آتی حقوق بانوان برعهده داشت. مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی و با استناد به برخی مطبوعات دوره مشروطه به بعد، تلاش می کند عوامل این تحول را مورد بحث قرار دهد. پرسش اصلی مقاله این است که چه عوامل محیطی در ارائه تعریفی نوین از خانواده اثر داشت و مفهوم تدبیر منزل چه معنی جدیدی یافت؟ فرضیه مقاله حاضر این است که عرف و عادت بود که مانع از حضور جدی زنان در عرصه های مدنی می شد، با ارائه تعاریف نوین از وظایف نهاد خانواده و ارائه مفهومی جدید از تدبیر منزل، این عرف و عادت تا حدی به حاشیه رانده شد.
مقاله حاضر به بحث در باره مفهوم حکومت قانون از نظر میرزاملکم خان ناظمالدوله میپردازد. با اینکه درباره زندگی، روزنامه و آثار او کتابها و مقالات زیادی نوشته شده، لیکن تاکنون به این پرسش اصلی پاسخ داده نشده است که آیا ملکمخان به ماهیت، مبانی حقوقی و الزامات سیاسی حکومت قانون نظیر حقوق اساسی و تفکیک قوا آگاهی داشت یا خیر؟ تاکنون گفته شده او و برخی دیگر از روشنفکران عصر قاجار تحت تأثیر اندیشههای دوره روشنگری فرانسه قرار داشتهاند. فرضیه مقاله حاضر این است که چنین چیزی وجود خارجی نداشته است، برای تبیین موضوع یکی از مهمترین منابع آن عصر یعنی روح القوانین معیار قرار داده شده، تا معلوم شود برخلاف اصحاب دوره روشنگری که مبانی فلسفی، حقوقی و سیاسی مشخصی برای نظریات خویش داشتهاند، روشنفکرانی مثل میرزاملکم خان بنیاد فکری استواری در زمینه ارائه نظریه حکومت قانون ارائه ندادهاند. روش تحقیق این مقاله مبتنی بر تحلیل گفتار(Analyze of Discourse) و بررسی تطبیقی اندیشههای منتسکیو و ملکمخان است تا نشان داده شود اندیشه حکومت قانون در نزد این دو تفاوت ماهوی با یکدیگر داشتهاند و ملکمخان به الزامات فلسفی و مبانی سیاسی نظریه حکومت قانون آگاهی نداشته است.
مقاله حاضر علل و عوامل و نتایج مهاجرتهای روستائی به شهر تهران در دهه های چهل و پنجاه شمسی را مورد ارزیابی قرار میدهد و نقش عامل اصلاحات ارضی را در این زمینه مورد بحث قرار میدهد. در این مقاله نشان داده شده برنامه ریزیهای نامتوازن توسعه اجتماعی، تضعیف اقتصاد کشاورزی، به همراهی بی توجهی به روستا و تأکید بیش از حد بر گسترش، عمران و نوسازی بافتهای شهری تهران، نقشی کلیدی در این مهاجرتها ایفا کرده است. یکی از نتایج این موضوع، زایش و گسترش پدیده حاشیه نشینی در شهر تهران بود که پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زیادی برجای گذاشت. در این مقاله منابع و مأخذ گوناگون آرشیوی مورد مطالعه قرار گرفته اند و از گزارشهای آماری استفاده فراوان شده است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و جامعه آماری پژوهش هم شهر تهران است. تاکنون در باره مهاجرتهای شهر به شهر و روستا به شهر تحقیقات زیادی انجام شده، لیکن به شکل آماری تبعات مهاجرتهای روستائی به شهر تهران در مقطع زمانی مورد بحث، مورد ارزیابی قرار نگرفته است، پس ضرورت نگارش این مقاله در بررسی زمینه های شکل گیری کلانشهر تهران و نقش مهاجرتها در این فرایند خلاصه میشود.
این مقاله با استفاده از روش تحلیلی تاریخی و با استناد به منابع کتابخانه ای در پاسخ به پرسش های متنوع درباره علل بروز قحطی و بحران نان در دوره مظفری، این فرضیه را مطرح می نماید که علاوه بر خشکسالی و بلایای طبیعی، مهم ترین عاملِ بروز بحران نان عوامل سیاسی و اجتماعی و ناتوانی حکومت در مدیریت صحیح بازار داخلی و سوءاستفاده بعضی از حکومتگران از شرایط به وجودآمده بود. این مسئله خود پیامدهای ناگواری ازجمله رکود دادوستد و تجارت، کاهش شدید کشت و زرع، شیوع بیماری های واگیردار، مهاجرت، مرگ ومیر و ناامنی را درپی داشت. به همین دلیل شاهد اعتراض های شهریِ گوناگون و مستمری در دوره مظفری هستیم. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که مشکلات اقتصادیِ عصرِ مظفری اساس جامعه و حکومت وابسته به آن را با چالش شدید و تغییرات بنیادین مواجه ساخت.
مؤلفه دین و مذهب، همواره نقش عمده ای در زیر ساخت فکری جامعه ایرانی داشته است و تأثیر مستقیم آن در بیشتر تحولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه چشمگیر است. ازاین رو در طول تاریخ، حکومت ها توجه خاصی به مذهب و مراسم آیینی داشته اند. در دوره قاجار در کنار تداوم شکل برگزاری مراسم مذهبی و آیینی، یک نوع تحول هم در آنها صورت گرفت. ایالت خراسان و به ویژه شهر مشهد به سبب موقعیت خاص خود، یکی از مراکز اصلی این تحول بود. مقاله پیش رو با روش وصفی - تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که مراسم آیینی وسوگواری در مشهد به عنوان مهم ترین شهر مذهبی ایران به چه میزان تحت تأثیر عوامل مختلف، به ویژه رویکرد سیاسی حاکمان قاجار و عوامل اجرایی آن دچار تحول شد؟
مقاله حاضر مبانی و ریشه های تاریخی نظریه آریائی گرائی در تاریخ نگاری و تاریخ نگری برخی روشنفکران ایرانی را مورد بررسی قرار می دهد و نقش کنت گوبینو در تکوین این نظریه را بررسی می نماید. فرضیه مقاله این است که دیدگاه یاد شده ریشه در نظریات خاص کنت دوگوبینو درباره تاریخ ایران باستان داشته و از طریق عده ای از نویسندگان تا نیمه دوم سلطنت رضاشاه تداوم و تحول داشته است. هدف پژوهش این است تا به شکلی توصیفی-تحلیلی نشان دهد نگرش آریائی گرائی به تاریخ ایران، آن هم در نیمه نخست قرن نوزدهم متناسب و متناظر با اوضاع و احوال سیاسی آن دوره، و به ویژه واکنشی در برابر شکست های ایران در دو دوره جنگ با روسیه بود. همچنین نظریه آریائی گرائی اهداف سیاسی خاص خود را در دوره رقابت اروپا با روسیه برای تسلط بر ایران پیگیری می کرد. با به قدرت رسیدن نازیها در آلمان و طرح شعار آریائی گرائی، دیدگاههای گوبینو بار دیگر در تفسیر تحولات تاریخی ایران پیش از اسلام هوادارانی یافت. مقاله حاضر زمینه های تاریخی شکل گیری مکتب آریائی گرائی در تفسیر تاریخ ایران را مورد بحث قرار میدهد و تداوم و تحول آن را ارزیابی میکند و یکی از پیامدهای این نظریه یعنی انحطاط ایران را مورد بررسی قرار میدهد.
با پیروزی نهضت مشروطه ایران و تأسیس مجلس شورای ملی، الگوبرداری از برخی دستاوردهای تمدن غرب شتاب بیشتری گرفت. این الگوبرداری در زمینه علوم پزشکی، اعم از استفاده از داروهای جدید، توجه به بهداشت عمومی و ارتقای سلامت عمومی، مورد توجه حکومت قاجار و اقشار تحصیل کرده قرار گرفت. با این وصف دوره شکل گیری طب نوین را در ایران می تواند در سال های 1300 تا 1320شمسی دانست. در این دوره پزشکی نوین در مطبوعات ایران بازتاب فراوان یافت و نهادهای ذی ربط پزشکی، از جمله درمانگاه های زنان و مردان، مراکز بهداشت عمومی، بیمارستان ها و دانشکده طب دانشگاه تهران شکل گرفتند. مقاله حاضر تلاش می کند در باره این دوره تاریخی بحث کند.
در مقاله حاضر به مسئله آموزشگاه ها و هنرستان های فنی و حرفه ای مخصوص رشته آهن طی سال های 1304-1320ش پرداخته شده و ضرورت های تأسیس این مؤسسات و نقش آنها در تربیت نیروی انسانی برای صنعت راه آهن به بحث گذاشته شده است. فرضیه اصلی مقاله این است که به دلیل حضور افرادی مثل علی اکبرخان داور که به مقوله اقتصاد ملی به مثابه تأمین کننده دولت ملی تأکید می کردند، مقوله راه آهن به عنوان مصداق بارز شکل گیری اقتصاد ملی مورد توجه قرار گرفت. بنابراین به منظور توسعه این صنعت، تربیت نیروی انسانی از طریق شکل گیری آموزشگاه های تخصصی سرلوحه برنامه ریزی ها قرار گرفت. پرسش اصلی مقاله این است که نقش آموزشگاه های فنی و حرفه ای در گسترش شبکه سراسری راه آهن چه بود؟ با توجه به منابع اصلی این مقاله، نظیر «نشریه تخصصی راه آهن» و مصوبات مجلس و برگه هایی از اسناد و همچنین کتاب های منتشر شده، تلاش شده است به پرسش مزبور پاسخ داده شود.
مقاله حاضر به موضوع سهم صنعت چای در دوره ملی شدن نفت ایران اختصاص دارد و نقش این صنعت را در تحقق اقتصاد بدون نفت ارزیابی می کند. این مقاله بر اساس اسناد منتشرنشده سازمان اسناد ملی ایران و اسناد وزارت امور خارجه تدوین شده و برای فهم بهتر موضوع به روزنامه ها و برخی منابع منتشرشده تکیه کرده است. بر اساس روش توصیفی-تحلیلی، مطالعه حاضر نشان می دهد که فرازوفرود واردات محصول چای در زمان تحریم های اقتصادی دوره ملی شدن صنعت نفت چگونه بوده و دولت وقت برای صرفه جویی در مصرف ارز، از چه راه هایی برای گسترش تولیدات داخلی نائل آمده و چگونه توانسته است کمبودهای ارزی خود را جبران کند. بنابراین، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که آیا سیاست محدودکردن واردات و توسعه تولید داخلی محصول چای، توانسته است معضلی مهم از مشکلات عدیده دولت را برطرف کند یا خیر. نتایج تحقیق نشان می دهد علی رغم اقدامات دولت در زمینه افزایش تولید چای و ممانعت از ورود بی رویه آن به کشور، این محصول نتوانسته است نقش شایان توجهی در اجرای برنامه اقتصاد بدون نفت ایفا کند.
تحلیلی انتقادی از دیدگاه های داور درباره فرهنگ عمومی و دولت ملی زهرا طاهری[1]، حسین آبادیان[2] چکیده مقاله حاضر دیدگاه های علی اکبرخان داور را درباره ضرورت استقرار دولت ملی، با اتکاء به شکل گیری اقتصاد ملی مورد بررسی قرار می دهد و بی توجهی او را به مقوله فرهنگ در این باره نقد می کند. فرضیه مقاله این است که داور در طرح های خود، از سیاستمداری همچون کلمانسو در فرانسه و پیش از آن، متفکران اقتصادی ای همچون فردریک لیست در آلمان متأثر بوده است. به رغم تلاش داور برای تشکیل دولت ملی، برخلاف کلمانسو و دیگر رهبران کشورهای اروپائی که بعد از جنگ اول جهانی روح همبستگی و حمیّت ملی را تقویت می کردند، نوشته های او خواسته یا ناخواسته، متضمن نوعی تحقیر ملی بود. یکی از دلایل امر آن بود که داور به مقوله فرهنگ، هویت ملی و تاریخی و نقش دولت ها در پرورش روحیه همبستگی ملی بی اعتنا بود. این موضوع باعث شد که او به نوعی تقدم و تأخر منطقی و تاریخی بین اقتصاد و فرهنگ روی آورد و ضمن تأکید بر مقوله اقتصاد، به فرهنگ به کلی بی اعتنا شود. مطالعه حاضر بر اساس روزنامه مرد آزاد، نشان می دهد که علت این بی اعتنائی به فرهنگ، در چه نوع طرز فکری ریشه داشت و نتایج این طرز فکر چه بود. واژه های کلیدی: داور، دولت ملی، اقتصاد ملی، فرهنگ عمومی، هویت ملی [1] . دانشجوی دکترای تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین (نویسنده مسئول) Zahra.taheri68@yahoo.com [2] . استاد گروه تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین abadian@hum.ikiu.ac.ir
پیدایی حکومت صفوی به پشتوانه تشیع اثناعشری، زمینه هایی برای گسترش و رسمی شدن این مذهب در ایران فراهم آورد. دیدگاه علمای شیعه درباره حکومت در دوره غیبت در این دوره بسیار مهم بود؛ یعنی بحث مشروعیت سیاسی و دینی شاهان صفوی از مسائل کانونی اندیشه های علمای شیعه به شمار می رفت؛ چنان که به اعتراض ها و گاهی جنبش هایی در برابر حکومت صفوی دست زدند. هدف اصلی این مقاله، بررسی علل و عوامل فکری و نظری این اعتراض ها و جنبش هاست. به رغم پرداختن بسیاری از پژوهش ها به موضوع تعامل علما با حکومت صفوی، بدین موضوع کم تر اشارتی رفته است. روش تحقیق این مقاله تحلیل محتوای منابع و مآخذ عصر صفوی و سفرنامه های اروپاییان در این دوره تاریخی است.
مقاله حاضر مبانی فقهی مخالفت مراجع با قیمومیت انگلستان بر عراق را مورد بحث قرار میدهد و نسبت این مبانی با حوادث رویداده شده را در حد امکان مورد بررسی قرار میدهد. در این راستا قاعده نفی سبیل، حدیث اعتلاء، بیعت شرط و مبحث احکام ثانویه به عنوان مبانی جنبش مزبور به اختصار بررسی شده اند و بازتاب آن جنبش در تهران مورد بحث واقع شده است. مقاله تلاش کرده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی بین قرارداد سایکس-پیکو به عنوان زمینه جنبش با موافقت نامه سن رمو به مثابه تصمیم نهائی قدرتهای بزرگ ارتباط برقرار کند و نشان دهد هدف مقاله نشان دادن این است که موضوع انقلاب عراق در دوره بعد از جنگ اول جهانی، صرفاً امری سیاسی نبود؛ بلکه از زمینه های فقهی برخودار بود که همه مستند به سیره حضرت رسول و ائمه در تاریخ صدر اسلام بودند؛ در نتیجه جنبشهای اسلامی بعدی هم بر همان مبانی شکل گرفتند.
یکی از پیامدهای جنگ اول جهانی در ایران آسیبهای اجتماعی اقشاری از شهروندان به ویژه در شهر تهران بود. بنابراین بلدیه تهران برای کاستن از بحرانها، اطفال بی سرپرست را مدیریت کرد، تعداد زیادی از زنان آواره تحت پوشش قرار گرفتند، برای تحکیم پایه های خانواده و نظارت دقیق تر بر امور چهارگانه نکاح، طلاق، ارث و مالکیت مقررات قانون سجل احوال جدی تر گرفته شد و برای کسانی که از ثبت احوال خویش خودداری میکردند، مجازاتهائی در نظر گرفته شد. تا سالهای بعدی که به مرور اداره سجل احوال، بهداریها و مدارس شبانه روزی از بلدیه منتزع شدند، وظایف مزبور برعهده این بود. بنابراین پرسش اصلی مقاله حاضر این است که نقش بلدیه در مهار آسیبهای اجتماعی در مقطع زمانی سالهای 1300 تا 1320 چه بود و این نهاد با چه ابزارهائی میخواست تقویت نهاد خانواده و فرایند کاستن از آسیبهای اجتماعی را بین اقشار فرودست اجتماعی تحقق بخشد؟ این مقاله بر اساس روش توصیفی-تحلیلی نشان میدهد که بلدیه تهران در این دوره بر اساس سیاست تمرکزگرائی و با اختیارات وسیعی که داشت، توانست تا حد زیادی برخی آسیبهای اجتماعی را مهار نماید. اما با محدود شدن اختیارات این نهاد، بحرانهای سابق کمابیش ادامه یافتند.
در تاریخ ایران اسلامی، عصر قاجار یکی از دوره هایی است که تأثیرات عمیقی بر ارزش های دینی و فرهنگی ایران از خود به جای گذاشته است. مراسم آیینی که در دوره قاجار به طورکلی بر اساس عقاید و افکار مذهبی سیاسی شکل گرفته بود چنان تداوم و تحول یافت که در کمتر دوره ای از تاریخ ایران، در زمانی چنان کوتاه بدان پایه رسیده است. بررسی و شناخت روند تداوم و تغییر مراسم آیینی و سوگواری در ایالت خراسان عصر قاجار به عنوان یک مسئله بنیادی، از اهمیت زیادی برخوردار است. مسئله تحقیق، بررسی برخی عوامل اقتصادی تأثیرگذار بر روند مانایی و تحول مراسم های آیینی و چگونگی و نحوه تحول آن است. این مقاله به بررسی وضعیت مراسمات در یکی از برجسته ترین ادوار تاریخ شیعیان یعنی قاجاریان در منطقه خراسان با تأکید بر شهر مشهد و علل اقتصادی تحولات آن با روش توصیفی و تبیینی می پردازد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در تداوم و تغییر مراسمات اگرچه عوامل اقتصادی دخالت داشته است اما عوامل وقف و بازیگران اقتصادی تأثیر بیشتری داشته اند.
کارآمدی مفهومی است که اگر چه با حوزه های اقتصادی و مدیریتی دارای پیوستگی است٬ لیکن به واسطه پیوند مستحکم تر با مفهوم قدرت٬ در علم سیاست نیز دارای مصادیق بارز و قابل اهمیتی است. کارآمدی نظام های سیاسی٬ اصلی ترین عامل ثبات و تاب آوری آنها٬ و عامل کلیدی فائق آمدن دولت ها بر بحران های سیاسی پیرامونشان است. زمانی که در یک ساختار سیاسی٬ فروپاشی رخ می دهد٬ در گام نخست آن نظام٬ مجموعه ناکارآمدی بوده و عامل اصلی سقوط آن٬ پیش از هر عامل دیگر٬ همین مسئله می باشد. فروپاشی حکومت پهلوی یکی از سوژه های جذابی است که می توان آن را از این منظر مورد مطالعه قرار داد و بحران های سیاسی موجود در این عصر را از این زاویه تحلیل کرد. در این مقاله کوشش خواهد شد تا با مددگیری از نظریه نظام ها٬ در چارچوب رهیافت های ساختاری– کارکردی٬ به شاخصه های قابل اتکایی برای ارزیابی کارآمدی دولت و نظام سیاسی در عصر پهلوی دست یافت و ظرفیت های شش گانه ای که برای سنجش کارآمدی دولت ها از آن سخن به میان آورده اند (انحصار کاربرد زور٬ استخراجی٬ شکل دادن به هویت ملی٬ تنظیمی٬ حفظ انسجام درونی و بازتوزیعی) را٬ با ساختار سیاسی این عصر٬ مورد تطبیق قرار داد و در نهایت سقوط حکومت پهلوی را با توجه به نتایج این تطبیق٬ تحلیل کرد.
مقاله حاضر مبادی و نتایج تاریخ نگری ایران مبتنی بر نظریه برتری نژادی برخاسته از ایدئولوژی آریایی گرایی را بررسی و نقد می کند و انگیزه های شکل گیری این اندیشه و پیامدهای آن را به بحث می گذارد. در این پژوهش نشان داده می شود که این نظریه هیچ مصداقی در تاریخ باستانی و دوران ایران بعد از اسلام ندارد؛ بنابراین برخورد نژادی با پیروان مذاهب و قومیت های دیگر هرگز عمومیت پیدا نکرد. فرضیه مقاله این است که عبدالرحمن سیف آزاد برای انگیزه های شخصی و بهره گیری از امتیازات اقتصادی به ویژه در آلمان بود که به نظریه آریایی گرایی توجه کرد، به همین دلیل او قادر نبود برای دیدگاه خود بنیادی فکری بیابد و نظر به اینکه ایدئولوژی مدنظر وی بی ریشه بود، هیچ اقبالی در جامعه فرهنگی و روشنفکری ایران پیدا نکرد. روش تحقیق این مقاله توصیفی است و سپس براساس توصیف های به عمل آمده، تحلیلی مشخص از ماهیت جنبش آریایی گری ارائه شده است. منابع اصلی مقاله برخی مطالب نشریه نامه ایران باستان و همچنین دیدگاه های معارض با اندیشه آریایی گرایی است و برای فهم بهتر موضوع به برخی منابع فرعی هم ارجاع داده شده است.
به دنبال جنبش روشنگری و سپس انقلاب فرانسه، رقابت بین قدرت های بزرگ اروپائی برای دسترسی به ایران شدت گرفت، در سوی دیگر طیف هم روسیه تزاری قرار داشت. برخلاف روسیه که با ابزار نظامی راه خود را به سوی اروپا و شرق دور باز می کرد، قدرت های اروپائی با اندیشه های عصر روشنگری و سرمایه گذاری اقتصادی اهداف خود را به پیش می بردند. همزمان در ایران برخی روشنفکران ظهور کردند که همان اهداف جنبش روشنگری را سرلوحه فعالیت های خود قرار دادند. آنها با هدف پیشرفت ایران تلاش می کردند برخی آموزه های جدید مثل حکومت قانون را در ایران رواج دهند. تصور بر این بود که اگر ایران هم راهی را بپیماید که در اروپا پیموده شده، به زودی ترقی و تعالی از راه می رسید. این دسته افراد نه تنها نسبت به الزامات تمدن جدید توجه لازم را نداشتند، بلکه به این مقوله توجه نکردند که تمدن جدید سویه ای استعماری هم دارد که مقارن و ملازم اندیشه های جدید است. مقاله حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که این دسته روشنفکران با این مقوله ها، برخوردی انتقادی نداشتند و در نتیجه به جای تأسیس اندیشه طبق الزامات کشور، راه تقلید از چیزی را در پیش گرفتند که در صورت موفقیت هم نمی توانست ایران را نسبت به خطر استعمار بیمه کند.