رامتین شهبازی

رامتین شهبازی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۹ مورد.
۸.

دیجیتالیسم در سینما و نمادین شدن «امر خیالی» مطالعه ای بر تصویر «شهر» در فیلم تعطیلات رمی و بلید رانر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مطبوعات متون خبری تحلیل محتوا الشرق الاوسط داعش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۶ تعداد دانلود : ۴۵۸
سینمای کلاسیک با توجه به ابزاری که در اختیار داشت کوشید تا آنجا که می تواند «امر خیالی» لاکان را در کنار این «امر نمادین» بازنمایی کند. با ورود و گسترش علوم دیجیتالی در سینما تخیل از یک سو و تاویل مهار ناشدنی از سوی دیگر بر گستره فیلم ها سایه افکند. یکی از  انگاره هایی که می تواند در همین راستا مورد خوانش واقع شود، مقوله تصویر «شهر» در سینماست. شهری که در سینمای کلاسیک مامنی جهت دست یابی به «امر خیالی» است، در سینمای پست مدرن به مکانی کاملا نمادین بدل می شود. به همین منظور مقاله حاضر با مرور تاثیر دیجیتالیسم بر سینما قصد دارد به این سئوال پاسخ دهد که مفهومی همچون شهر چگونه می تواند از «امری خیالی» به «امری نمادین» تبدیل شود؟ این فرضیه  نیز مطرح می شود که به نظر می رسد به مدد امکان عناصر دیجیتالی در بازنمایی مرز میان «امر خیالی» و «امر نمادین» از میان رفته است و نتیجه اینکه «امر خیالی» خود به عنصری درون «امر نمادین» بدل می شود و به گفته ای دیگر «امر خیالی» خود نمادین می شود و این بازی تا انتها ادامه پیدا می کند. برای عینی تر شدن این پژوهش نگارنده دو فیلم «تعطیلات رومی»( ویلیام وایلر-1953) و «بلید رانر » (ریدلی اسکات-1982) را مورد بررسی قرار داده است.
۹.

واکاوی فرایند نشانگی ابژه در توسعه درام مجموعه های تلویزیونی (مورد کاوی: مجموعه های خانه سبز و تئوری بیگ بنگ)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرایند نشانگی ابژه توسعه درام مجموعه تلویزیونی نشانه شناسی مکان خانه سبز تئوری بیگ بنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۴ تعداد دانلود : ۵۴۹
پژوهش پیش رو به تحلیل فرایند نشانگی ابژه در مجموعه های تلویزیونی می پردازد و با هدف شناخت ظرفیت نشانه شدن ابژه ها و نقشی که در توسعه درام ایفاء می کنند؛ مجموعه های تلویزیونی خانه سبز و تئوری بیگ بنگ را مورد خوانش قرار می دهد. آثاری که بخش عمده روایت پردازی در آنها مبتنی بر مکانی ثابت است و ساختارشان در طول قسمت ها، فصل ها و سال های متمادی با همان مکان پیشین گسترش می یابد. روش تحقیق این پژوهش از نوع کیفی تحلیل نشانه شناسی بوده و جامعه موردبررسی پژوهش نیز به صورت هدفمند از مجموعه های مکان محور تلویزیونی انتخاب شده است. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات شامل فیش برداری از کتاب ها، مقالات و متنی کردن نمونه های مشاهده ای است. با توجه به بررسی انجام شده می توان گفت فرایند نشانگی ابژه در مجموعه های تلویزیونی، ظرفیتی را می آفریند که نشانه در محور طولی درام به صورت متناوب و دنباله دار امکان حضور، نقش آفرینی و همنشینی با سایر عناصر درام را داشته باشد و در محور عرضی نیز موجبات همبستگی بیشتر نشانه ها و درام را رقم بزند. بهره گیری از این فرایند در مجموعه های تلویزیونی، ذخیره نشانه ای و قراردادی را ایجاد می کند که مجموعه در طول قسمت های مختلف خود، به دفعات می تواند از آن در راستای توسعه درام و خلق موقعیت های نمایشی استفاده کند.
۱۰.

تحلیل نشانه شناختی ارزش های دینی در آگهی های تجاری شبکه یک سیما

کلیدواژه‌ها: نشانه شناختی آگهی های تلویزیونی شبکه یک سیما ارزش های دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۴ تعداد دانلود : ۴۸۱
در ایران آگهی های تلویزیونی به عنوان پر طرفدارترین وسیله تبلیغاتی به حساب می آید. آگهی های تجاری تلویزیون از ابعاد مختلفی قابل بررسی و واکاوی است. می توان مفروض دانست که سازمان صدا و سیما هدف انعکاس و باز آفرینی ارزش های دینی و اخلاقی را در تمامی فعالیت ها و برنامه های خود از جمله تبلیغات تجاری مد نظر دارد. از این رو، هدف اصلی از پژوهش حاضر تحلیل نشانه شناختی آگهی های تجاری  شبکه یک سیما از منظر ارزش های دینی است. روش تحقیق از نوع کیفی است و اختصاصاً از روش نشانه شناسی جان فیسک استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر شامل آگهی های تجاری شبکه یک سیما در بازه زمانی فروردین و اردیبهشت ماه سال  1399 که به تفکیک استخراج گردیده است. تعداد کل آگهی های فروردین ماه 43 مورد و آگهی های اردیبهشت ماه  62  مورد و روش نمونه گیری پژوهش از نوع نمونه گیری هدفمند بود. در این پژوهش22 آگهی انتخاب شده است که حاوی ارزش های دینی بودند. به منظور نشانه شناسی آگهی های مذکور از ابزار کدنامه و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد جان فیسک بهره گرفته شد. بر اساس یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، ارزش های دینی استخراج شده از آگهی های تلویزیونی شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی فروردین و اردیبهشت 1399 شامل کمک به فقرا و پرداخت صدقه، توجه به خانه و خانواده و احترام به بزرگترها، ارزش کار و تلاش و خودباوری ملی،  فرزندپروری و صرف وقت برای فرزندان،  مقوله کمک به همسر، وجدان کاری،  مقوله عبادت، ایمان ، تقوا و عمل صالح،  صرفه جویی،  صدق و راستگویی، توجه به توصیه بهداشتی و سلامت و ارزش مشورت  بود. بنابراین می توان عنوان کرد که آگهی های بازرگانی ظرفیت بازنمایی ارزش های دینی را دارند، در نتیجه این ابزار رسانه ای می تواند نقش مهمی در انتقال ارزش های دینی در جامعه اسلامی داشته باشد.    
۱۱.

سازوکار «بازی زبانی» ویتگنشتاین به مثابه نقد اجتماعی قدرت در نمایش آیینی – سنتی سیاه بازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ویتگنشتاین بازی های زبانی انتقاد اجتماعی حاشیه مرکز نمایش سیاه بازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۷۶۹
ویتگنشتاین متأخر عقیده دارد که زبان در شکلی نامحدود دارای انواعی است که این عدم محدودیت می تواند به بازی های زبانی منجر شود. از منظر ویتگنشتاین متأخر، در یکی از این شکل های بازی با زبان، زبان کلامی در بازشناسی ارتباط، نه تنها عامل بازنمایی اندیشه که در تعاریف گسترده تر و اجتماعی می تواند به نشانه ای برای بیان تسلط قدرت به شمار آید. بازتاب این تفکر را می توان در گفت و گوی میان نیروهای مسلط در جامعه جست و جو کرد. در این گفت و گو قدرتی که از عامل زبان کلامی سود می جوید، به منزله مرکز بازشناسی شده و می کوشد تفکر خود را بر حاشیه ها تحمیل کند؛ اما در راستای همین بازی زبانی، مرکز همیشه ثابت نمی ماند و حاشیه ها به تناوب با جای گیری در مرکز سبب ساز واسازی آن می شوند. یکی از اشکالی که می توان بازتاب این نظریه را در آن جست و جو کرد، شکل نمایشی تخت حوضی به مثابه یکی از گونه های نمایش های آیینی سنتی ایرانی است. در این شکل از نمایش ارباب نماینده و کنشگر جایگاه قدرت (مرکز) است که برتری قدرت مدارانه خود را در گفت و گو با سیاه شکل می دهد. سیاه نیز به منزله تیپ حاشیه ای جامعه سنتی، با تمهیداتی زبانی در مقابل مرکز/ ارباب مقاومت می کند. این مقاله قصد دارد با مطالعه نمایش نامه بازی سلطان و سیاه، اثر علی نصیریان با روش توصیفی تحلیلی پس از تعریف و تبیین نظریه بازی های زبانی ویتگنشتاین متأخر، با پرداختن به کنش زبانی موجود در نمایش تخت حوضی نشان دهد که چگونه انتقاد اجتماعی به واسطه این انگاره شکل گرفته است و از سوی بازی حاشیه و مرکز در زبان کلامی بازنمایی می شود.
۱۲.

مطالعه ی نظریه های شناختی در درک مخاطب از تخیل براساس آرای دیوید بوردول و گریگوری کوری

کلیدواژه‌ها: تخیل شناختی تماشاگر بوردول کوری لینچ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۱ تعداد دانلود : ۴۵۶
نظریهه شناختی یکی از مهم ترین نظریات معاصر در حوزه سینما و رسانه است که تلاش می کند از طریق تلفیق دستاوردهای شناختی (نحوه ادراک و تفکر افراد)، فلسفی و سینمایی درک مخاطب را در مواجهه با فیلم مورد ارزیابی قرار دهد و با این رویکرد ضمن مخالفت با نظریات روانکاوی و کلاسیک سینما، توجه خود را بر فعالیت ذهنی مخاطب در حین تماشای فیلم متمرکز سازد. بدین صورت که با تمرکز بر چگونگی درک تماشاگر از تصاویر سینمایی و به شکل کلی روایت، ثابت کند که مخاطب دست به فعالیتی خودآگاهانه می زند. این مقاله، با تبیین و بررسی الگوهای شناختی پژوهشگرانی چون دیوید بوردول و گریگوری کوری درباره درک و تحلیل انگاره های تخیل شناختی معاصر، در نظر دارد از طریق مواجهه ی مخاطب با فیلم سوررئالیستی کله پاک کن 1977، به ارزیابی درک و کاکرد تخیل بپردازد. پژوهش حاضر برای نیل به هدف مذکور روش پیمایشی را اتخاذ نموده است: پنجاه شرکت کننده بر اساس تحصیلات و سن طبقه بندی شدند و به طور اتفاقی در دو گروه قرار گرفتند و به سؤالات مطروحه پاسخ دادند. یافته های حاصله نشان می دهد نظریات شناختی بوردول به نحوی پراکنده شکل می گیرند اما به درک روایت منتهی نمی شوند اما با توجه به مشخصه های قوه ی تخیل امکان گسترش آن ها به فرمی پیوسته و منجسم وجود دارد، در مقابل نظریه شناختی کوری در حالت آزمایشی به درک روایت منتهی می شود و از آنجاییکه قوه تخیل نقش کلیدی در نظریه او ایفا می کند این امکان وجود دارد این نظریه را به شکل جدید و کامل تر تبیین کرد.
۱۳.

از تصویر سازی ذهنی تا عینیت بخشی در جهان فیلم های پویانمایی بر اساس نظریه گیرایش مادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دکوپاژ تصویرسازی ذهنی ذهنیت عینیت بخشی جهان فیلم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۵۸۹
دکوپاژ را جدا از اصول شناخته شده می توان به منزله شیوه بیانی انحصاری میان کارگردان و اثر شناخت؛ به گونه ای که فراتر از فن، وضعیتی را پیش از قواعد و چارچوب های قراردادی میان کارگردان و روایت متنی ایجاد می کند. این پژوهش باهدفی بنیادین اجراشده و مسئله اصلی، بررسی عملکردی است که فرایند دکوپاژ از آن برای عینیت بخشیدن تخیلات و تصویر ذهنی بر اساس روایت در ذهن سازنده اثر بهره می برد. روش این پژوهش، کیفی و با رویکردی علوم شناختی و بر اساس نظریه گیرایش مادی و با استفاده از مطالعه منابع کتابخانه ای و آرشیوهای شنیداری و دیداری انجام گرفته است. پژوهشگر برای امکان سنجی و آشکارسازی بحث، به شیوه مطالعه موردی سه اثر سه کارگردان که در کشورهای گوناگون و در سال های متفاوت از داستان «مسخ» کافکا ساخته شده است را به دقت بررسی  و تجزیه تحلیل کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد نما در وضعیت اجرایی شکل می گیرد که به طور کامل متأثر از شرایط ذهنی لحظه ای، وابسته به تجربه های زیسته، ماده پیش رو و توانمندی های کارگردان است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که کارگردان با انتخاب شیوه و سبک سینمای موردنظر، از قابلیت ها و امکانات موجودش استفاده کرده و در وضعیت اجرایی دست به خلق نماهایی می زند که درعین حال که برگرفته از شیوه سینمایی مشخص است، متعلق به خود اوست و درنتیجه اثر او را از سایرین متفاوت می کند. 
۱۴.

تحلیل نشانه-معناشناختی مکان و فضا در سریال های تلویزیونی (مطالعه موردی: سریال «خانه سبز»)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشانه - معناشناسی مکان و فضا استعلا روح مکان سریال تلویزیونی خانه سبز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۴۳۴
امروزه بسیاری از سریال های تلویزیونی مکان محور، تنها دارای یک لوکیشن اصلی هستند. در برخی از آثار موفق این گونه نمایشی، به نظر می رسد عدم تنوع و تغییر مکان (لوکیشن)، نه تنها مانعی برای روایت پردازی و زایش امکانات معنایی مرتبط با مکان نشده، بلکه فرصت های تازه ای را نیز فراهم آورده است. هدف مقاله حاضر، واکاوی جلوه های استحاله مکان و فضا در سریال های تلویزیونی با رویکرد نشانه معناشناختی است. بر اساس یک انتخاب هدفمند، سریال «خانه سبز» از میان سریال های مکان محور به عنوان نمونه مطالعاتی مورد خوانش قرار می گیرد تا به این پرسش پاسخ داده شود که یک مکان ثابت در سریال های تلویزیونی چگونه دستخوش تغییرات معنایی گوناگون می شود. روش تحقیق این پژوهش از نوع کیفی و تحلیل نشانه معنا شناختی بوده و ابزار گردآوری داده ها شامل فیش برداری از منابع مکتوب و متنی کردن نمونه مطالعاتی است. نتیجه ای که از تحلیل یافته های مقاله حاصل گردیده، نشان می دهد که یک مکان واحد علی رغم ثابت بودگی می تواند وجوه استعاری متعدد بیابد و تغییرات معنایی گوناگونی را تجربه کند. همچنین مکان در این قبیل سریال ها می تواند تا رسیدن به وضعیت استعلایی پیشروی کند و در فرآیند تبدیل مکان به فضا، جلوه های معنایی گسترده ای از جمله کیفیت «روح مکان» را به اثر ببخشد.
۱۵.

بازنمایی شهر در رمان های فارسی دهه 40(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تهران شهر رمان مسائل اجتماعی دیستوپیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۳۳۲
پرسش اصلی مقاله این است که تهران چگونه در دهه ۴۰ از خلال رمان ها تصویر شده است؟ و به طورکلی شهر تهران حول چه مضامینی و چگونه صورت بندی شده است؟ شش رمان شهری در سالهای دهه ۴۰بر اساس روش تحلیل کیفی مطالعه شده اند. تصویر شهر به عنوان نماد مدرنیته تحول یابنده با عناصر دیستوپیایی اش برجسته شده است، در همه این رمانها، شهر پلید، فرد معصوم را به آدمی بی عاطفه و دلال و در عین حال دلزده و ناراحت تبدیل می کند. ما این مطالعه را با کشف پنج مضمون اصلی شرح خواهیم داد: فضاهای شهری، گروه های اجتماعی، روابط انسانی، مسائل اجتماعی و نگرش ها و افکار شهری. در میان این مضامین فضاهای سرخوشانه چون خیابان نقشی کلیدی در بازنمایی شهر داشته است و از سویی دیگر فضاهای رنج چون بیمارستان و تیمارستان نیز صورتی دیگر از شهر را تجسم بخشیدند. این وجوه دوگانه شهر یعنی سرخوشی و رنج در سایر مضامین تکرار شده است و درمجموع فردی که درگیر شهر می شود را در تناقض هایی بی پایان گرفتار می سازد.
۱۶.

مطالعه د گرد یسی بیان تخیل د ر پرد ه خوانی براساس آراء ژیلبر د وران (مطالعه مورد ی: تصویر بهشت و جهنم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخیل ژیلبر د وران پرد ه خوانی منظومه شبانه و روزانه نقاشی قهوه خانه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۲ تعداد دانلود : ۴۵۲
نقاشی قهوه خانه ای به عنوان یکی از مهم ترین شاخه های نقاشی عامیانه ایران، ارتباط تنگاتنگی با هنر عامیانه نقالی و پرد ه خوانی د ارد ، د رونمایه مفهومی هرد وی این هنرها پیرامون مساله خیر و شر و همچنین روایت و به تصویرکشید ن بهشت و جهنم است. این پژوهش با هد ف شناخت نحوه ارتباط مفهومی میان ساختار روایت پرد ه خوان و نقاشی قهوه خانه ای به بیان تطبیقی د گرد یسی تخیل د ر د و حوزه نقاشی و نمایش می پرد ازد . د ر این راستا ضمن تحلیل عناصر تصویری یکی از آثار نقاشی قهوه خانه ای و استناد  به روایت های پرد ه خوانان معروف، از آراء ژیلبر د وران د ر ارتباط با منظومه روزانه و شبانه استفاد ه شد ه تا به مساله اصلی مقاله یعنی چگونگی د گرد یسی تخیل مابین نقاشی و کنش نمایشی د ر پرد ه خوانی پرد اخته شود . طبق نظر د وران علاوه برنتایج منجر به تصویر که تخیل را شکل می د هند ، فرآیند  تخیل از لحظه د ریافت ابژه تا زمان شکل گیری د ر ذهن آغاز می شود ، محاکاتی شد ن روایت پرد ه توسط نیروی نمایشگر به مد د  کنش انسانی آن را از محد ود ه ناخود آگاه منظومه روزانه تخیل به منظومه شبانه که خود آگاه است می رساند . نتیجه حاصل مشاهد ه پویایی تخیل د ر نزد  مخاطب به واسطه اجرا، د گرد یسی منظومه ها از روزانه به شبانه د ر سه نوع روایت و د رنهایت مشاهد ه تأثیرگذارتر بود ن منظومه شبانه نسبت به روزانه د ر پرد ه خوانی بود .
۱۷.

سپهر نشانه ای نگارگری ایرانی در دوران پهلوی اول براساس نظریه یوری لوتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سپهر نشانه ای نگارگری هنر پهلوی اول یوری لوتمان نشانه شناسی فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۳ تعداد دانلود : ۵۵۱
فروپاشی سلسله ی قاجار و برآمدن سلسله ی پهلوی شروع یک نظام جدید فرهنگی در ایران بود. تجدد گرایی و گفتمان های برآمده از آن مانند ملی گرایی، سکولاریسم و باستان گرایی منجر به تحولات متعدد فرهنگی شدند که بخش مهمی از آن گرایش به غرب بود؛ ولیکن با وجود تمایل به تجدد و غرب گرایی، این دوران شروع تازه ای برای هنرهای سنتی به ویژه نگارگری ایرانی بود. حال مسئله اینجاست که چه عواملی باعث شد تا در فضای تجددگرایانه ی فرهنگی پهلوی اول توجه به نگارگری شدت گرفته و موج تازه ای از تحولات سبک شناختی در آن شکل بگیرد؟ با این پرسش و با هدف شناخت سیر تحول و نوگرایی در نگارگری دوران پهلوی اول، این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی و اسنادی به مطالعه و بررسی عوامل تأثیر گذار در تحولات نگارگری دوران پهلوی اول می پردازد که برای این منظور از نظریه ی سپهر نشانه ای یوری لوتمان برای ترسیم سپهر نشانه ای استفاده می شود. آنچه منتج به طرح الگویی با هسته ی نگارگری مکتب اصفهان و لایه های تراوایی تأثیر پذیری از نقاشی اروپایی، فرد گرایی و قرار گرفتن در افق معنایی غالب آن دوران می شود. بر اساس این الگو نگارگران عصر پهلوی اول، با مرکز قرار دادن مکتب اصفهان به مثابه امر اصیل و ملی، مجموعه تحولاتی را در نگارگری آن دوران به وجود آوردند که همه ی آن ها مبتنی بر گفتمان های متعدد فرهنگی دوره ی پهلوی اول بود. در این میان همراهی با گفتمان تجدد گرایانه ی پهلوی در قالب تأثیر پذیری از نقاشی غرب، فردگرایی و هماهنگی با افق معنایی غالب آن دوران، باعث تحول در ساختار نگارگری شد، آنچه به مشروعیت و رونق بیشتر این هنر در عصر پهلوی اول منجر شد.
۱۸.

دستور زبان تخیل ویتگنشتاین به مثابه روش در گسترش درام (با نگاهی به فیلم نامه «وقت دیگر، شاید»)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخیل ویتگنشتاین متأخر بیضایی فیلمنامه «وقت دیگر شاید» فلسفه زبان درام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۰ تعداد دانلود : ۴۵۷
در قرن بیستم، چرخش های مطالعات زبانی در حوزه فلسفه زبان، بر بسیاری از شاخه های دیگر فلسفه، همچون مطالعات تخیل در هنر نیز تأثیر گذاشت. لودویک ویتگنشتاین در جایگاه یکی از چهره های فلسفه زبان در قرن بیستم،کوشید فلسفه زبان را از حوزه نظریه برهاند و به روش نزدیک کند. بنابراین گزاره های او- به خصوص در دوره متأخر- راهی است برای شناختن کارکردهای زبان درراستای روش مندی دستورزبان. هدف از نگارش این مقاله، دست یابی به شیوه های بسط زبان نمایشی، با نگاهی به روش دستور زبان تخیل بر پایه آرای ویتگنشتاین است. در این راستا، فیلم نامه «وقت دیگر، شاید» اثر بهرام بیضایی، برگزیده شده که بازی های زبانی تخیل در آن مشهود است. در این پژوهش، به این سؤال پاسخ داده شده که چگونه روش ویتگنشتاین در دستور زبان تخیل، می تواند منجر به بسط زبان دراماتیک شود؟ بر همین اساس، این فرضیه قوت می گیرد: به نظر می رسد بیضائی، عناصر مختلفی را با درهم آمیزی دستور بازی های زبانی متفاوت تخیل درهم آمیخته تا به گسترش زبان نمایشی اثر یاری رساند. این پژوهش، براساس هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، بر پایه روش کیفی و بر مبنای ماهیت توصیفی انجام گرفته است. براساس نتایج، روش تخیل پردازی و شکل گیری دستور بازی زبانی آن در فیلم نامه مورد نظر، دارای شکل های متفاوتی بوده و منجر شده بیضائی روش های متفاوت کلامی را در گفت و گونویسی و تصویرسازی درهم آمیزد و با روش تخیل شبکه ای، به تولید دستور زبانی ویژه دست یابد.      
۱۹.

مقدمه ای بر روش تخیل ویتگنشتاین متأخر در گفت و گونویسی نمایشی با نگاهی به متن مرگ یزدگرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی های زبانی بهرام بیضائی گفت و گوی نمایشی مرگ یزدگرد فلسفه ی زبان ویتگنشتاین متأخر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۵۰
شیوه های گفت وگونویسی در متن نمایشی یکی از چالش برانگیزترین حوزه های مطالعاتی ادبیات نمایشی محسوب می شود. ارتباط آن با هنرهای نمایشی ازیک سو و ارتباط با مطالعات زبانی ازسوی دیگر، دامنه ی بحث را به حوزه ی مطالعات میان رشته ای گسترش داده است. بر همین اساس می توان ادعا کرد که چرخش های زبانی قرن بیستم بر حوزه های گفت و گونویسی نمایشی نیز تأثیر گذاشته است. یکی از فیلسوفان زبان که در این چرخش زبانی نقشی عمده ای داشت لودویک ویتگنشتاین متأخر است. او با ایده ی بازی های زبانی، عرصه های معناسازی زبان را وارد بسترهای تازه ای کرد. یکی از عناصری که می توان به عنوان نقطه ای مشترک میان هنر و زبان مورد بررسی قرار داد، حوزه ی تخیل است. تخیل نیز یک بازی زبانی است که از حضور میان کاربران زبان کاربرد یافته و خود را عیان می سازد. هدف از این پژوهش شناختن روش بسط و گسترش شیوه ی گفت و گونویسی نمایشی با استفاده از ایده ی بازی زبانی تخیل نزد ویتگنشتاین است. این مقاله برای شناخت این روش نمایشنامه ی مرگ یزدگرد از بهرام بیضائی را برگزیده است. سؤال مطروحه این است که بیضائی چگونه از روش بازی زبانی تخیل در گسترش زبان نمایشی متن مرگ یزدگرد سود جسته است؟ فرضیه نیز می تواند این گونه تعریف شود که به نظر می رسد بیضائی در بازی زبانی تخیل روش هایی شبکه ای برای گسترش زبان گفت و گونویسی برگزیده است. پژوهش حاضر براساس هدفْ کاربردی، از نظر روش گردآوری اطلاعاتْ کتابخانه ای، بر پایه ی روش، کیفی و بر مبنای ماهیت، توصیفی است. منظور از روش توصیفی، روشی است که ویتگنشتاین در مواجهه با زبان به مثابه ی انگاره ای فلسفی پیشنهاد داده است. نتیجه  اینکه بیضائی برای شکل دهی به قواعد اولیه ی بازی زبانی خود از انکار، اقرار و روش شناخت درک- جنبه استفاده کرده است تا به دلیل تشکیکی که در موقعیت نمایشی خود ایجاد کرده، در بطن به تشکیک در دستور زبان ثانویه ی زبان خود یعنی تردید در تاریخ مرگ یزدگرد بپردازد. 
۲۰.

سازوکار غیاب به مثابه بازی زبانی تخیل در فیلم نامه «درباره الی» اثر اصغر فرهادی براساس آرای ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخیل ویتگنشتاین بازی های زبانی غیاب اصغر فرهادی

تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۳۴۴
لودویگ ویتگنشتاین متأخر اعتقاد دارد که بازی های زبانی سبب ساز شکل گیری معناست. او زبان را دارای منطقی می داند که در گرامر اولیه آن کامل می شود. اما تناقض های موقعیتی، شرایطی را به بار می آورد که در قالب آن می توان به تصوری دیگر از همان موقعیت رسید. تصوری که در یک بازی زبانی جدید تبلور می یابد و می توان به آن عنوان تخیل داد. بنابراین می شود، این تصور را از امری ذهنی به مقوله ای زبانی بدل کرد. یکی از بسترهایی که می توان این بازی های زبانی را با شاهد مثال دنبال کرد، عرصه متون نمایشی است. ویتگنشتاین ماهیت پژوهش را در توصیف می داند و با تحلیل و تبیین مخالف است و ادعا دارد، که فلسفه زبان با توصیف بازی های زبانی به وظیفه خود عمل کرده است. هدف اصلی این مقاله این است که تخیل در زبان چگونه شکل می گیرد، و بر همین اساس، فیلم نامه درباره الی اثر اصغر فرهادی برای پژوهش برگزیده شده است. فرهادی برای رسیدن به این مقصود چگونه بازی زبانی خود را سامان می دهد؟ به نظر می رسد که وی از عنصر غیاب برای این بازی زبانی استفاده کرده است. این پژوهش که از منظر هدف کاربردی، براساس روش کیفی و براساس جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است، به این نتیجه دست یازیده که غیاب سبب ساز شکل گیری موقعیت های متناقض و متزلزل زبانی می شود و کمک می کند رویه های مختلف زبان در برخورد با یکدیگر شکل گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان