میترا شاطری

میترا شاطری

مدرک تحصیلی: استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه شهرکرد، شهر شهر کرد، استان چهار محال بختیاری.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۷ مورد از کل ۲۷ مورد.
۲۱.

مقایسه نقش مایه های گیاهی کاشی های کاخ ویران شده جهان نما با سایر کاخ های صفوی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۳۰۶
کاخ جهان نما در ابتدای خیابان چهارباغ، یکی از کاخ های معروف دوره صفوی است که همچون بسیاری از کاخ های دیگر این دوره، در عهد قاجار و به صورت مشخص، حکومت ظل السلطان به طور کامل ویران شد. با کاوش های باستان شناسی در محدوده تقریبی کاخ در سال 1394 علاوه بر مشخص شدن مکان دقیق آن، تعداد قابل توجهی قطعات کاشی هفت رنگ با نقوش گیاهی به دست آمد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقوش گیاهی به کاررفته روی کاشی های کاخ ویران شده جهان نما و دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق میان این نقوش با نقوش گیاهی کاشی های کاخ های برجامانده دوره صفوی در اصفهان و شناخت م ؤلفه های شاخص آنها صورت گرفته است. سوالات پژوهش شناسایی نوع نقوش گیاهی غالب در کاشی های کاخ جهان نما و شباهت ها یا تفاوت های آنها با سایر نقوش گیاهی روی کاشیکاری های دیگر کاخ های دوره صفوی شهر اصفهان است. اطلاعات این پژوهش از طریق روش یافته اندوزی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با گردآوری اسناد و متون کتابخانه ای از یک سو و از سویی دیگر، بررسی 141 قطعه کاشی مکشوفه از کاخ جهان نما و تطبیق آنها با نقوش کاشی های کاخ های عالی قاپو، چهل ستون و هشت بهشت انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد در میان نقوش گیاهی به کار رفته در کاشی های کاخ جهان نما، نقوش اسلیمی و ختایی به ترتیب، بیشترین کمیت را داشته اند و نقش های یادشده، با زیر مجموعه های وسیع، نشان از مطابقت بسیار با سایر نقوش موجود روی کاشی های دیگر کاخ های اصفهان دارند. در هر چهار بنای مورد پژوهش، بیشترین شباهت را می توان در تلفیق نقوش اسلیمی با نقوش ختایی مشاهده نمود در حالی که در برخی بخش ها، نقوش ختایی به صورت منفرد و تنها در یکی از کاخ ها به کار رفته اند.
۲۲.

بررسی و تحلیل آرایه های تزئینی «ابزارهای نجومی غیررصدی» دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۵۶
مقدمه: ابزارهای نجومی در ادوار مختلف برای رصد احوال کواکب و ستارگان، جهت اطلاع از زمان و پیش بینی آینده ساخته می شدند. آن ها برای رصدخانه ها در ابعاد بزرگ و برای دانشمندان در ابعاد کوچک و قابل حمل تولید می شدند. با پیشرفت دین اسلام و نیاز به آگاهی از اوقات شرعی و تعیین جهت قبله، ساخت ابزارآلات غیررصدی همچون قبله نما، قطب نما و ساعت های آفتابی با همکاری میان دانشمندان ستاره شناس و هنرمندان فلزکار رونق یافت. از آنجایی که تاکنون عمده پژوهش های انجام شده در این حوزه، بر ابزارآلات رصدی و به صورت ویژه اسطرلاب متمرکز بوده است، در پژوهش حاضر، مطالعه آرایه های «ابزارآلات غیررصدی» دوره صفویه مدنظر قرارگرفت. بررسی فرم، نوع، جنس، به ویژه نقوش و فنون تزئینی ابزارآلات غیررصدی دوره صفویه (به علت پیشرفت قابل ملاحظه علم نجوم و به تبع آن ابزارهای وابسته به آن در این دوره ) هدف پژوهش حاضر است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از منظر روش، توصیفی- تحلیلی و تطبیقی بوده و داده های مورد استفاده از طریق منابع کتابخانه ای و بررسی های میدانی در موزه های داخل و یا سایت موزه های خارج از ایران جمع آوری شده است. در پژوهش حاضر، 35 ابزار از دوره یاد شده مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها: داده های پژوهش حاکی از آن است که ابزارآلات نجومی غیررصدی بیشتر در چهار نوع کره های فلکی، قبله نما، قطب نما و ساعت های آفتابی بوده و عمدتاً از جنس برنج ساخته شده اند. در دوره صفوی درکنار اشکال صور فلکی و کتیبه ها، از نقوش گیاهی، ادعیه و اشعار فارسی به خط نسخ و نستعلیق برای تزئین استفاده شده است. همچنین فنون تزئینی به کار رفته در ابزارآلات این دوره، علاوه بر حکاکی، مرصع کاری، نقره کوبی، طلاکوبی و مشبک کاری بوده است.نتیجه گیری: عمده ابزارهای غیررصدی ساخته شده دوره صفوی، کارکرد شخصی داشته و بیشتر جهت راه یابی و تشخیص جهت قبله و اطلاع از اوقات شرعی به کار می رفته اند و به عنوان پیش کشی نیز کاربرد داشته اند. به نظر می رسد دلیل ساخت و تولید این اشیا در دوره صفوی، گسترش قابل ملاحظه روابط تجاری، سیاسی و ازدیاد سفرها و رونق ارتباطات با اروپائیان بود و وجود خط رومی بر روی برخی از این اقلام متأثر از این روابط بوده است.
۲۳.

تاریخ گذاری کاشی های با نقش انسانی دوره صفوی با کمک نگاره های هم عصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
با انتخاب اصفهان در سال 1006ه .ق. به عنوان پایتخت حکومت صفوی، بناهای بسیاری در این شهر، ساخته شد که بیشتر سطوح داخلی و نمای بیرونی آن ها با تزئین کاشی کاری، مزیّن شد. نگارگران این عصر به یاری هنرمندان کاشی کار آمده و با ترسیم نقوش متنوع، به خلق آثاری زیبا و چشم نواز پرداختند؛ در حالی که در دوره های پیشین، کمتر نقوش انسانی روی کاشی ها دیده می شد؛ در دوره صفوی، و با شکوفایی مکتب اصفهان، محدودیت خلق آثار با نقش انسانی از میان رفت. باتوجه به کثرت نقوش انسانی نقش شده بر کاشی های این دوره، هنوز پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورت نگرفته است و در بیشتر پژوهش ها این گروه از کاشی ها به صورت کلی به دوره صفوی، نسبت داده می شوند؛ برهمین اساس، پژوهش حاضر با هدف تاریخ گذاری نسبی کاشی های گردآوری شده ازطریق تطبیق نقوش انسانی آن ها با نگاره های رقم دار این دوره تلاش نموده است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: نگارگری دوره صفویه چه تأثیراتی بر نقوش انسانی کاشی های این دوره گذاشته است و این تأثیرات چگونه می تواند در راستای تاریخ گذاری کاشی نگاره ها مورداستفاده قرارگیرد؟ روش گرد آوری یافته های این پژوهش، یافته اندوزی ازطریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی و با شناسایی بیش از 80 قاب کاشی با نقش انسانی از بناهای غیرمذهبی و آثار موجود در موزه های داخلی و خارجی بوده و روش پژوهش نیز تاریخی-تحلیلی و تطبیقی است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که نقوش انسانی موجود بر کاشی ها از مکتب اصفهان دوره صفوی تأثیر عمیق پذیرفته و باتوجه مضامین نقوش، ویژگی های ترسیم لباس ها (دستار، کلاه، شال های پیچیده به کمر، لباس های بلند و گل دار)، حالت چهره، ابرو، حتی نوع ظروف طراحی شده و تطبیق آن ها با نقوش نگاره های رقم دار، می توان بازه زمانی بین اواخر نیمه نخست تا اوایل و اواخر نیمه دوم سده 11ه .ق. را برای قاب کاشی ها درنظر گرفت.
۲۴.

تحلیل نقش هنرمندان و صنعتگران مهاجر در شکوفایی تمدن عهد تیمور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۸۹
دوره تیموری یکی از درخشان ترین ادوار تمدن و فرهنگ ایران است. با استناد به گزارش مورخان، تیمور، در هنگام فتح شهرها، هنرمندان و صنعتگران ممتاز را شناسایی و به ماوراءالنهر اعزام می کرد تا به یاری آن ها، پایتختی باشکوه ایجاد کند. دستیابی به ثروت هنگفت و نیروی انسانی متبحرِ سرزمین های تحت سلطه، بستر مساعدی را برای شکوفایی هنرها فراهم آورد. هدف این پژوهش، بررسی نقش هنرمندان و صنعتگران مهاجر در شکوفایی تمدن عهد تیمور و مشخص کردن خاستگاه و تخصص آن ها است. تلاش می گردد به این پرسش ها پاسخ داده شود که با توجه به متون تاریخی و داده های باستان شناسی، تیمور؛ هنرمندان و صنعتگران کدام نواحی را به ماوراءالنهر اعزام کرد؟ آن ها چه تخصص هایی داشتند و در چه زمینه هایی به کار گماشته شدند؟ اطلاعات به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش، تاریخی- تحلیلی است. نتایج حاکی از آن است که اغلب هنرمندان و صنعتگران، از شهرهای شیراز، اصفهان، تبریز، بغداد، دمشق و دهلی، به سمرقند کوچانده شده بودند. بیش تر این افراد، معماران و مهندسانی بودند که به ساخت عمارات گماشته و نقاشان و خوشنویسان مهاجر نیز، به اجرای نقاشی های دیواری و کتیبه بناها، مشغول می شدند. خوشنویسان افزون بر کتیبه نگاری ابنیه، کتابت نسخ قرآنی و مراسلات را نیز، عهده دار بودند و فلزکاران، اغلب در زمینه ساخت جنگ افزارها فعالیت داشتند.
۲۵.

تلفیق هنر و سیاست در چهره نگاری شاه اسماعیل اول از دوره صفویه تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: روی کار آمدن شاه اسماعیل اول، بنیان گذار سلسله صفوی، در سده دهم ه.ق موجب تحولات گسترده ای در عرصه های سیاسی و اجتماعی شد که بازتاب آن را به وضوح می توان در هنر نقاشی این دوره مشاهده کرد. درنتیجه، توجه به جزئیات، واقع گرایی و انعکاس احساسات شخصیت ها باهدف انتقال ارزش ها و نمایش قدرت، بیش ازپیش در نقاشی ایرانی موردتوجه قرار گرفت. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی آثار چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول در دوره صفوی و همچنین بررسی علل تداوم خلق این چهره نگاری ها در دوره های پس ازآن است. سؤال پژوهش شامل چهره نگاری های شناسایی شده از شاه اسماعیل اول است و این که چه ویژگی هایی دارد و دلیل تداوم آن در دوره های پس از صفوی چیست؟ روش ها: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و تاریخی است و داده های موردنیاز با استفاده از روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش شامل 51 اثر چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول است که حتی در حکومت های بعدی نیز ترسیم شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که چهره نگاری شاه اسماعیل اول، علاوه بر نمایش ویژگی های فیزیکی چهره، برای ترویج و تثبیت قدرت سلطنتی شاه و تبلیغ حکومت صفوی نیز مورداستفاده قرار می گرفت. در برخی موارد، ترسیم چهره نگاری شاه توسط دولت های خارجی، نشان از قدرت و شکوه شاه داشت و به عنوان نمادی از روابط سیاسی بین دولت ها عمل می کرد. بر اساس منابع تاریخی، شاه اسماعیل اول مردی خوش سیما، خوش اندام با سبیل، موهای قرمز و پوست سفید بود و چهره ای جدی و مصمم داشت. آثار به جامانده از چهره نگاری های شاه اسماعیل، این ویژگی ها را به خوبی نمایش داده و معمولاً او را در لباس های فاخر سلطنتی و با نمادهای قدرت همچون تاج وتخت به تصویر کشیده اند که نشان دهنده اقتدار و تمجید بود. تداوم خلق این آثار هنری در دوره های بعد از صفویه، به ویژه در عهد زند و قاجار، عمدتاً دلایل سیاسی و هویتی داشته و به منظور مشروعیت بخشی به حکومت های شیعی پس از آن ها صورت گرفته است.
۲۶.

بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: مسجد مشیرالملک از بناهای دوره قاجار است که به دستور میرزاابوالحسن خان مشیرالدوله ساخته شده و در ایوان شمالی آن از شیوه کاسه سازی برای پوشش زیر طاق استفاده شده است. کاسه سازی یکی از آرایه های تزیینی طاقی است. ساختار کاسه سازی مسجد مشیرالملک از جذابیت بصری خاصی برخوردار است. ژرف نمایی یکی از عوامل ایجاد جذابیت بصری در اثر به شمار می رود. ژرف نمایی که به توانایی ذهن انسان در درک عمق مربوط است، به کمک روش های گوناگونی همچون پرسپکتیو میسر می شود، اما به نظر می رسد در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز، روش هایی متفاوت از پرسپکتیو سبب افزایش ژرف نمایی شده است. اهداف و سؤال ها: با توجه به ضرورت های مطرح شده در مقدمه، هدف از انجام این پژوهش بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز است و در پی پاسخ به این سؤال است که شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز چگونه ایجادشده است؟ روش ها: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و هدف آن کاربردی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، استفاده از منابع اسنادی و مطالعات میدانی صورت گرفته و تحلیل داده ها از نوع کیفی است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که به کمک خطوط و سطوحی که در نقاط عمق، به مثابه نقطه گریز، همگرا می شوند، همچنین ریتم ایجادشده به وسیله سطوح مشابه با اندازه های کاهشی نسبت به دید مخاطب و القای حرکت آرام به سوی نقاط عمق، تلاش شده است تا ژرف نمایی افزایش یابد. ازآنجا که کاسه سازی برای مکان هایی با ارتفاع کم مناسب است، افزایش القای عمق به منظور ارائه چشم اندازی بی نهایت، رویکردی بسیار هوشمندانه به شمار می آید.
۲۷.

طبقه بندی و فرم شناسی سفال های زرین فام و تطبیق آن ها با سفال های آبی و سفید در دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۸
سفال زرین فام یکی از زیباترین گونه های عصر صفوی است که در ادامه ساخت سفال های زرین فام دوران میانی اسلام تولید شده است. باوجود اشاراتی مختصر به خاص بودن و فرم سفالینه های زرین فام صفوی در برخی منابع، تاکنون پژوهشی مستقل و متمرکز صورت نگرفته است؛ لذا نگارندگان در این پژوهش با درنظر داشتن ویژگی های فرمی سفالینه های زرین فام موجود، درپی آن هستند تا آن ها را به طور مفصل طبقه بندی کنند و به شناخت کامل تری از فرم ها برسند و سپس به مطالعه تطبیقی آن ها با سفالینه های آبی و سفید بپردازند. برای نیل به این هدف، پرسش هایی نظیرِ فرم سفالینه های زرین فام دوره صفوی را در چه گروه های فرمی می توان طبقه بندی نمود؟ و سفالینه های زرین فام صفوی از نظر فرم چگونه با سفال های آبی و سفید معاصر خود قابل تطبیق هستند؟ مطرح شده است. در این پژوهش، جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی است و با رویکرد توصیفی، تطبیقی-تحلیلی پیش رفته است. جامعه آماری دربرگیرنده 69 ظرف زرین فام و 40 ظرف آبی و سفید صفوی است که این ظروف خود، نماینده 486 سفال زرین فام و 106 سفال آبی و سفید است که براساس ویژگی های فرمی در هرگونه به عنوان نمونه های شاخص انتخاب شده اند. برآیند حاصل از مطالعه فرم شناسی این ظروف آن است که: ظروف زرین فام 17 گروه است که در دو گروه باز مانند: بشقاب، کاسه و پیاله، و گروه بسته مانند: صراحی، بطری، پارچ هستند. همچنین دو گونه سفالی به لحاظ فرم شناسی شباهت بسیار زیادی به یک دیگر دارند؛ با این تفاوت که فرم ظروف زرین فام دارای تنوع بیشتری است و سفالینه های آبی و سفید نسبت به آن ها تا حدی ظریف تر و به لحاظ اندازه بزرگ تر هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان