تدوین چارچوب نظری روانشناسی اسلامی مبتنی بر نظریه داده بنیاد: کاوشی در تعاریف، موضوعات و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف صورت بندی یک چارچوب نظری منسجم برای روان شناسی اسلامی، به کاوش در سه بُعد تعاریف، موضوعات و روش شناسی از نگاه متخصصان حوزوی و دانشگاهی پرداخته است. رویکرد پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه منابع مرجع روان شناسی اسلامی و دیدگاه ۲۱ استاد صاحب نظر تشکیل داد که به صورت نیمه ساختاریافته با آنان مصاحبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، ضریب کاپای ۰.۹۶ و نسبت روایی محتوایی ۰.۸۷ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد: هسته اصلی تعریف، تلفیق شناخت فرآیندهای روانی با ابعاد معنوی-فطری انسان را هدف می گیرد (۴۰.۸٪). موضوع این دانش بر محور «جغرافیای روانی انسان» شکل گرفت و «نفس و کارکردهای آن» (۳۲.۶٪) به عنوان کانون مطالعه معرفی شد. الگوی روش شناسی نیز از یک «تکثر روشی جهت دار» حکایت دارد؛ روش های کیفی مانند تحلیل محتوای دینی برای گردآوری مبانی اولویت دارند (۳۲.۶۱٪)، روش های کمّی به مرحله داوری و آزمون میدانی منتقل می شوند (۱۹.۵۷٪)، و روش عقلی-اجتهادی (۱۱.۵۹٪) مرز ممتاز این پارادایم را مشخص می سازد. تراکم بالای الزامات روش شناختی (۳۱.۸۸٪) نیز گذر از تکثرگرایی پراکنده به وحدت گرایی منسجم را تأیید می کند. نتایج نشان داد روان شناسی اسلامی دانشی یکپارچه، برخوردار از مبانی و اهداف دینی و دارای رویکرد گزینشی-انتقادی به علوم معاصر است؛ دانشی که رسالت خود را شناخت، پرورش و تعالی «نفس» می بیند.