علی زینالی

علی زینالی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روان شناسی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۵۰ مورد از کل ۵۰ مورد.
۴۱.

پیش بینی آمادگی برای خیانت زناشویی بر اساس وجدان گرایی، رضایت از زندگی و استقلال خواهی زنان شاغل در بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۱۰
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی آمادگی برای خیانت زناشویی براساس وجدان گرایی،رضایت از زندگی و استقلال خواهی زنان شاغل در بستر فرهنگی بود.. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان شاغل دستگاه های اجرایی شهرستان ارومیه در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 267 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزار پژوهش پرسش نامه آمادگی برای خیانت زناشویی دریگوتاس وهمکاران( 1999)، مقیاس رضایت از زندگی دینر و همکاران( 1985)، پرسشنامه شخصیت ده ماده ای رامستد و جان ( 2007) و مقیاس فردگرایی و جمع گرایی هوی (1988) بود. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد، وجدان گرایی و رضایت از زندگی با آمادگی برای خیانت زناشویی رابطه منفی معنی داشته و با استقلال خواهی رابطه مثبت و معناداری در زنان شاغل وجود دارد. هم چنین، نتایج نشان داد که سه متغیر وجدان گرایی ،رضایت از زندگی و استقلال خواهی توانایی پیش بینی 59 درصد از تغییرات آمادگی برای خیانت زناشویی را در زنان شاغل دارند. مطالعه حاضر، وجدان گرایی و رضایت از زندگی را به عنوان عوامل محافظت کننده و استقلال خواهی را به عنوان عامل خطرساز در مستعد کردن زنان شاغل به خیانت زناشویی گزارش می کند. بنابراین با توجه به هنجار فرهنگی، آگاهی عموم از علل و شرایط بروز آسیب های فرهنگی، اجتماعی وروانی خیانت، نقش مهمی در پیشگیری ازآن در جامعه ایفا می کند.
۴۲.

پیش بینی آشفتگی زناشویی بر اساس طرحواره های هیجانی با نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی در زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
هدف پژوهش حاضر پیش بینی آشفتگی زناشویی براساس طرحواره های هیجانی با میانجیگری پرخاشگری ارتباطی در زوجین جوان بود. این پژوهش به روش غیرآزمایشی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین جوان ناحیه 1 و2 شهر ارومیه در سه ماهه اول سال 1401 بود. تعداد نمونه آماری با استفاده از فرمول گرین(1991) 186 نفر مشخص شد که به روش تصادفی انتخاب شد. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های آشفتگی زناشویی ویسمن و همکاران(2009)، طرحواره های هیجانی لیهی(2002) و پرخاشگری ارتباطی نلسون و کارول(2006) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد طرحواره های هیجانی بر آشفتگی زناشویی اثر مستقیم و معنادار دارد. پرخاشگری ارتباطی بر آشفتگی زناشویی اثر مستقیم مثبت و معنی دار دارد. اثر طرحواره های هیجانی غیرانطباقی بر پرخاشگری ارتباطی مثبت و اثر طرحواره های هیجانی انطباقی بر این متغیر منفی می باشد. اثر غیرمستقیم طرحواره های هیجانی غیرانطباقی بر پرخاشگری ارتباطی مثبت و اثر غیرمستقیم طرحواره های هیجانی انطباقی بر این متغیر منفی می باشد. بنابراین آشفتگی زناشویی را بر اساس طرحواره های هیجانی و با میانجیگری پرخاشگری ارتباطی در زوجین جوان می توان پیش بینی کرد.
۴۳.

نقش سیستم های مغزی - رفتاری و تکانشگری در پیش بینی خشونت دانش آموزان با سابقه خشونت در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
زمینه و هدف: عوامل مختلفی می توانند بر خشونت در مدارس و دانش آموزان نقش داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش سیستم های مغزی- رفتاری و تکانشگری (مدل پنج عاملی) در پیش بینی خشونت دانش آموزان با سابقه خشونت در مدارس انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دوره دوم متوسطه با سابقه خشونت در مدارس در سال تحصیلی 1401-1400 در شهر ارومیه به تعداد 245 نفر بودند که از بین آنها با روش نمونه-گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 150 دانش آموز به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شخصیتی گری ویلسون (ویلسون و همکاران، 1989)، مقیاس رفتار تکانشی (وایتساید و لینام، 2001) و مقیاس تاکتیک تعارض (استراوس، 1979) استفاده شد. داده ها به کمک همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین سیستم فعال ساز رفتاری با خشونت رابطه مثبت و معنادار بود (r="۰".،"۴۰" p<"۰"."۰۱" ) و بین سیستم بازداری رفتاری با خشونت رابطه منفی و معناداری وجود دارد (r=-"۰".،"25" p<"۰"."۰۱" ). همچنین بین تکانشگری و مؤلفه های فوریت مثبت (r="۰"."19" )، فوریت منفی (r="۰"."35" )، فقدان پشتکار (r="۰"."37" )، فقدان تأمل (r="۰"."26" ) و هیجان خواهی(r="۰"."16" ) با خشونت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0> p و p<"۰"."۰5" ). از سویی نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای سیستم فعال ساز رفتاری و بازداری رفتاری و فوریت منفی و فقدان پشتکار قادرند 36 درصد از تغییرات خشونت در دانش آموزان را به طور معناداری پیش-بینی کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت سیستم های مغزی- رفتاری و تکانشگری نقش مهمی در پیش بینی خشونت دانش آموزان در مدارس ایفا می کنند. یافته های این مطالعه می تواند به متخصصان بهداشت روان در تدوین و اجرای مداخلات پیشگیرانه و درمانی دانش آموزان دارای خشونت، کمک قابل توجهی کند.
۴۴.

نقش مزاج کودک و سبک های دلبستگی و والدگری مادر در پیش بینی مشکلات رفتاری کودکان 5-3 سال دارای مادر شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۱
زمینه و هدف: مشکلات رفتاری کودکان، مشکلاتی شایع و کم توان کننده در کودکان هستند که بررسی آنها اهمیت زیادی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش مزاج کودک، سبک های دلبستگی و والدگری مادر در پیش بینی مشکلات رفتاری کودکان 5-3 سال دارای مادر شاغل انجام شد. روش: این مطالعه، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مادران شاغل دارای کودک 5-3 سال در مهدکودک های شهر ارومیه در سال 1401-1400 به تعداد 353 نفر بودند که 184 تن از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. داده های پژوهش با پرسشنامه های مزاج تجدیدنظرشده (الیس و راثبارت، 2001)، سبک دلبستگی (هازن و شاور، 1987)، سبک های والدگری (بامریند، 1991)، و مشکلات رفتاری (راتر، 1976) جمع آوری و با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نسخه 21 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مزاج کودک، سبک دلبستگی ایمن، و سبک والدگری مقتدر با مشکلات رفتاری کودکان رابطه منفی و معنادار؛ و سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا و سبک والدگری مستبد با مشکلات رفتاری کودکان رابطه مثبت و معنادار در سطح 01/0؛ و سبک والدگری سهل گیرانه با مشکلات رفتاری کودکان رابطه مثبت و معنادار در سطح 05/0 داشتند. همچنین متغیرهای مزاج کودک، سبک دلبستگی، و سبک والدگری مقتدرانه و مستبدانه مادر به طور معناداری توانستند 29 درصد از تغییرات مشکلات رفتاری کودکان را پیش بینی کنند (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از نقش مؤثر مزاج کودک، سبک دلبستگی، و سبک والدگری مقتدرانه و مستبدانه مادر در پیش بینی مشکلات رفتاری کودکان بود. استلزامات نتایج به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفت.
۴۵.

نقش پایگاه های هویت، شبکه ها و رسانه های اجتماعی در علائم بدریخت انگاری بدن در دختران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش پایگاه های هویت، شبکه ها و رسانه های اجتماعی در علائم بدریخت انگاری بدن در دختران بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 320 نفر تعیین شد که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل: فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه حالات هویت خود (بنیون و آدامز، 1986)، مقیاس استفاده از رسانه های اجتماعی (تیوک و تامپسون، 2023) و مقیاس اختلال بدریخت انگاری بدن (هانلی و همکاران، 2020) بودند. برای تحلیل داده ها از روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پراکندگی هویت و وقفه هویت با علائم بدریخت انگاری بدن در دختران رابطه مثبت و معنادار داشتند (001 P</0 )، اما کسب هویت و ضبط هویت با آن رابطه معناداری نداشتند (05 P>0/ ). علاوه بر آن، همه مولفه های شبکه ها و رسانه های اجتماعی شامل تصویر بدن، مقایسه، اعتقاد و مصرف با علائم بدریخت انگاری بدن در دختران رابطه مثبت و معنادار داشتند (05 P<0/ ). همچنین، پایگاه های هویت و مولفه های شبکه ها و رسانه های اجتماعی توانستند به ترتیب 9 درصد و 27 درصد از تغییرهای علائم بدریخت انگاری بدن در دختران را پیش بینی نمایند (0/001 P< ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه، پایگاه های هویت و شبکه ها و رسانه های اجتماعی نقش معناداری در پیش بینی علائم بدریخت انگاری بدن در دختران دارند و می توانند موجب افزایش بدریخت انگاری بدن شوند. بنابراین، نتایج به دست آمده می تواند جهت آگاه سازی والدین از طریق برنامه های آموزشی مبتنی پایگاه های هویت، شبکه ها و رسانه های اجتماعی بر تلویحات کاربردی زیادی داشته باشد.
۴۶.

اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد در زوجین با شرایط طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۲
زمینه: زوج های دچار طلاق عاطفی در زندگی زناشویی دارای مشکلات فراوانی از جمله افزایش دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد هستند و ضروری است از رویکردهای درمانی مؤثرتر مانند زوج درمانی جهت کاهش مشکلات آن ها استفاد کرد. هدف: هدف این مطالعه تعیین اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد در زوجین با شرایط طلاق عاطفی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زوج های دچار طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1402 بودند که از میان آنها 20 زوج (40 نفر) با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) تحت زوج درمانی هیجان مدار (جانسون، 2019) قرار گرفت و گروه گواه در لیست انتظار برای آموزش ماند. داده ها با پرسشنامه طلاق عاطفی (گاتمن، 1994)، پرسشنامه دلزدگی زناشویی (پاینز، 1996) و مقیاس نگرش های ناکارآمد (ویسمن و بک، 1978) جمع آوری و با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار باعث کاهش معنی دار دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد در زوج های با شرایط طلاق عاطفی شد و این نتایج در مرحله پیگیری نیز حفظ شد (001/0P<) و 44 درصد تغییر دلزدگی زناشویی و 37 درصد تغییر نگرش های ناکارآمد نتیجه زوج درمانی هیجان مدار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، مشاوران و درمانگران می توانند از روش زوج درمانی هیجان مدار در کنار سایر روش های درمانی جهت بهبود ویژگی های روانشناختی به ویژه کاهش دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد زوج های دچار طلاق عاطفی بهره ببرند.
۴۷.

نقش سرشت و منش در شکل دهی صفات چهارگانه تاریک شخصیت با اثر میانجی جاه طلبی در مدیران شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
زمینه و هدف: شرایط پیچیده و رقابت آمیز سازمان های امروزی سبب افزایش توجه به برخی ویژگی های منفی مانند صفات چهارگانه تاریک شخصیت شده است. در نتیجه، این مطالعه با هدف تعیین نقش سرشت و منش در شکل دهی صفات چهارگانه تاریک شخصیت با اثر میانجی جاه طلبی در مدیران شهر تبریز انجام شد. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه همه مدیران اداره های دولتی شهر تبریز در سال 1403 به تعداد 8280 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با توجه به ریزش های احتمالی 420 نفر تعیین که این تعداد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در این پژوهش تعداد 39 پرسشنامه مفقوده وجود داشت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سرشت و منش (کلونینجر، 1994)، مقیاس صفات چهارگانه تاریک شخصیت (پلوف و همکاران، 2017) و پرسشنامه جاه طلبی (بوت، 2017) استفاده و برای تحلیل داده ها از روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart-PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل سرشت و منش در شکل دهی صفات چهارگانه تاریک شخصیت با اثر میانجی جاه طلبی در مدیران برازش مناسبی داشت. همچنین، اثر مستقیم سرشت بر جاه طلبی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت منفی و معنادار، اثر مستقیم منش بر جاه طلبی مثبت و معنادار و بر صفات چهارگانه تاریک شخصیت منفی و معنادار و اثر مستقیم جاه طلبی بر صفات چهارگانه تاریک شخصیت مثبت و معنادار بود (01/0P<). علاوه بر آن، اثر غیرمستقیم سرشت و منش بر صفات چهارگانه تاریک شخصیت با میانجی جاه طلبی منفی و معنادار بود (01/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مذکور، برای کاهش صفات چهارگانه تاریک شخصیت مدیران باید برنامه هایی بر اساس سرشت و منش و جاه طلبی طراحی و اجرا کرد.
۴۸.

مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می افتد، اما هویت یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک های دلبستگی در شکل گیری کسب هویت ضروری است.
۴۹.

رضایت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی: نقش تجارب مثبت در مدرسه با میانجی گری خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش تجارب مثبت در مدرسه از طریق خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه بر برازش مدل رضایت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی انجام گرفت. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانش آموزان متوسطه دوره اول و دوم شهرستان چایپاره (شامل 3352 دانش آموز)، در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. برآورد حجم نمونه با رعایت حداقل تعداد، مطابق فرمول کوهن 372 نفر تعیین گردید. شرکت کنندگان در پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های رضایت تحصیلی لنت و همکاران (2005)، تجارب مثبت در مدرسه فیورلانگ و همکاران (2014)، خوش بینی تحصیلی اسچنن- موران و همکاران (2013)، درگیری تحصیلی فردریکس و همکاران (2004) و دلبستگی به مدرسه موتون و همکاران (1993) استفاد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Amos24 و SPSS26 انجام شد. نتایج نشان داد که تجارب مثبت در مدرسه هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستیقیم از طریق خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه بر رضایت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنادار دارد (01/0P<). بنابراین مطابق یافته های پژوهش حاضر با افزایش سطح تجارب مثبت در مدرسه، خوش بینی تحصیلی، درگیری تحصیلی و دلبستگی به مدرسه را می توان افزایش داد و از آن طریق نیز می توان رضایت تحصیلی دانش آموزان را ارتقا داد
۵۰.

نقش پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: صفات چهارگانه تاریک شخصیت ویژگی های شخصیتی آزاردهنده اجتماعی هستند که مورد توجه روانشناسان و متخصصان سلامت قرار گرفته است و از متغیرهای احتمالاً مرتبط با آن می توان پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص را نام برد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین نقش پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 17020 دانشجو بودند. بدین منظور 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس کوتاه چهارگانه تاریک شخصیت (پولهاس و همکاران، 2021)، مقیاس پرخاشگری غیرمستقیم (فارست و همکاران، 2005) و مقیاس تسلط- تشخص (چنگ و همکاران، 2010) بودند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص با صفات چهارگانه تاریک شخصیت شامل ماکیاولیسم، خودشیفتگی، جامعه ستیزی و سادیسم رابطه مثبت و معنادار داشتند (01/0P<). همچنین، پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص به طورمعناداری توانستند 7/10، 0/14، 8/7 و 6/17 درصد از تغییرهای صفات تاریک ماکیاولیسم، خودشیفتگی، جامعه ستیزی و سادیسم را پیش بینی کنند (01/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص نقش موثری در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت داشتند. بنابراین، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی با هدف کاهش پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص جهت کاهش صفات چهارگانه تاریک شخصیت تدوین و اجرا شود

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان