مجتبی یمانی

مجتبی یمانی

مدرک تحصیلی: استاد گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۲۰۷ مورد.
۱۴۱.

شواهد مورفولوژیکی و مورفومتریکی تأثیر تکتونیک فعال بر مخروط افکنه های شمال دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۲ تعداد دانلود : ۸۴۴
این پژوهش به بررسی شواهد و آثار گسل های فعّال (گسل دامغان و گسل تزره) بر مورفولوژی و مورفومتری 16 مخروط افکنه، واقع در بخش شمالی دامغان می پردازد. روش کار برپایه ی تحلیل های کمّی و کیفی حاصل از تصاویر ماهواره ای و مدل های رقومی ارتفاعی، ویژگی های مورفومتری مخروط ها، اندازه گیری میزان جابه جایی آبراهه ها، میزان بالاآمدگی رسوبات و تحلیل شیب و نیمرخ های طولی و عرضی است. نقشه های توپوگرافی 1:25000، عکس های هوایی 1:55000، تصاویر ماهواره ای ETM و نقشه های زمین شناسی 1:100000 و داده های ارتفاعی رقومی، ابزارهای اصلی پژوهش را تشکیل داده اند. همچنین پیمایش های میدانی برای بررسی و اندازه گیری شواهد فعّالیّت گسل ها در دو مرحله انجام گرفته است. نتایج نشان می-دهد که تأثیر عمده ی گسل تزره، سبب جابه جایی شبکه ی اصلی در رأس مخروط و تحت تأثیر آن، تغییر موقعیّت رسوب گذاری مخروط افکنه شده است. همچنین فعّالیّت گسل مذکور، سبب بالا آمدن رسوبات مخروط افکنه ای و رسوبات نئوژن زیرین شده است، در حالی که شواهد فعّالیّت گسل دامغان چیره تر بوده و سبب ایجاد سطوح مختلف بالاآمده، متروک ماندن سطح مخروط ها، جابه جایی نقطه ی تقطیع آبراهه، بالاآمدگی رسوبات مخروط افکنه ای و جابه جایی افقی شبکه ی زهکشی سطح مخروط افکنه ها و همین طور تأثیر بر فضای قابل دسترس مخروط افکنه ها شده است. حرکت گسل دامغان آثار مشخّصی بر جابه جایی رسوبات مخروط-افکنه ای داشته است. مؤلّفه ی قائم گسل دامغان، سبب شکل گیری سطوح قدیمی و جدید (فعّال و غیرفعّال) در سطح اغلب مخروط افکنه ها شده است. بررسی آماری متغیّرها نشان می دهد که بین برخی روابط مورفومتریکی مخروط افکنه ها، مانند مساحت حوضه آبریز و مساحت مخروط افکنه ها، رابطه و همبستگی آماری مناسبی وجود دارد. این در حالی است که مابین متغیّرهایی چون، ارتفاع متوسّط مخروط افکنه ها و شیب متوسّط آنها، همبستگی ضعیفی وجود دارد.
۱۴۲.

هیدروژئومورفولوژی حوضه آبریز دشت گرو (استان هرمز گان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۲۷۲
حوضه آبریز دشت گرو در واحد مورفوتکتونیکی مکران واقع شده است. این دشت تحت تاثیر ویژگی های زمین شناسی و ژئومورفولوژی از نفوذپذیری اندکی بر خوردار بوده و تغذیه آب زیر زمینی به جزء در قسمت های کم شیب و سطح دشت به طور مناسب صورت نمی گیرد. بهره برداری بیش از ظرفیت منابع آبی در کنار خشکسالی های اخیر، کمیت منابع آب زیر زمینی را به شدت تقلیل داده است. هدف از این تحقیق بررسی علل اصلی به ویژه عوامل ژئومورفولوژیک و نیز عوامل انسانی مؤثر بر افت کمی و کیفی منابع آب دشت گرو می باشد. به منظور دست یابی به این هدف، ویژگی های زمین شناسی و ژئومورفولوژیک حوضه آبریز دشت و تأثیرات آن بر کمیّت و کیفیّت منابع آب زیر زمینی مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق عمدتاً بر پایه روش تحلیلی و توصیفی استوار بوده است. ابزار تحقیق را نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی و داده های آماری ایستگاه های هیدرومتری منطقه تشکیل داده اند. علاوه بر این از مشاهدات، مصاحبه و کارهای میدانی داده ها و نتایج کنترل و تکمیل گردیده اند .نتایج نشان می دهد که ویژگی های ژئومورفولوژیک حوضه آبریز دشت به طور مستقیم و غیر مستقیم از دیدگاه کاربردی در فعالیت های انسانی به ویژه در بخش کشاورزی و منابع آب تأثیر گذار بوده است. از دیدگاه مدیریتی لازم است بهره برداری از منابع آب زیرزمینی بر اساس ملاحظات ژئومورفولوژیک و در قالب پروژه های بلند مدت در برنامه ریزی لحاظ و اجرا گردد
۱۴۳.

ارتباط کمّی ویژگی های مورفولوژیک حوضه های زهکشی و مخروط افکنه های آنها در ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۸ تعداد دانلود : ۶۲۳
تحلیل روابط بین ویژگی های مورفومتری حوضه ی زهکشی مخروط افکنه از موضوعات اساسی هیدروژئومورفولوژیکی است که این پژوهش بدان پرداخته است. برای استخراج مرز و 21 عامل مورفولوژیک از 30 حوضه و مخروط افکنه در قلمرو ایران مرکزی، از داده های رقومی ارتفاعی و نرم افزار WMS 8.4استفاده شده است. تدقیق مرز حوضه ها و مخروط افکنه ها استخراجی با همپوشانی آنها بر روی تصاویر مختلف انجام شد. تحلیل آماری در محیط نرم افزارهای آماری انجام گرفته است. ارتباط بین شاخص های ژئومورفیک حوضه مخروط افکنه به دو گروه پارامترهای وابسته و غیر وابسته تقسیم می شوند. نتایج نشان می دهند که الگوی کلّی همبستگی بین پارامترهای بیست ویک گانه فوق در ایران مرکزی با الگوی کلّی نواحی دیگر یکسان است. میزان همبستگی بین پارامترهای وابسته با کاهش قلمرو پژوهش از سطح ناحیه ی ایران مرکزی به سطح مناطق کوچک تر افزایش یافته و با مقیاس بررسی، ارتباط تنگاتنگی دارند. سطح همبستگی بین پارامترهای ژئومورفیک حوضه مخروط افکنه از گروه هایی با مساحت زیاد به گروه هایی با مساحت کمتر، افزایش می یابد. در بین پارامترهای مورد بررسی، همبستگی و ارتباط بین مساحت، شیب و طول حوضه های زهکشی مخروط افکنه ها، به صورت زوج های مختلف (6 رابطه) نسبت به پارامترهای دیگر ژئومورفیک بیشتر است. همبستگی بین پارامترهای حوضه مخروط افکنه در مناطقِ کمابیش همگون هیدرو اقلیمی اکولوژیکی در ایران مرکزی، نسبت به کلّ ایران مرکزی بیشتر است. نتایج نشان می دهند که ضرایب رابطه های اختصاص یافته به ارتباط مخروط افکنه حوضه ی زهکشی در سراسر قلمرو ایران مرکزی که در طبقه بندی های اقلیمی منطقه ی خشک و نیمه خشک به شمار می روند یکسان نبوده و تفاوت های چشمگیری دارند. این بررسی همچنین نشان می دهد که بین برخی از پارامترهای ژئومورفیک حوضه و مخروط افکنه همبستگی معناداری وجود ندارد. لذا پیشنهاد می گردد، در تحلیل روابط اختصاصات حوضه- مخروط افکنه با روابط ارائه شده در منابع موجود، بهتر است از نتایج حاصل از بررسی های حوضه های مجاور و در حدّ امکان، منطقه ای استفاده شود.
۱۴۴.

طبقه بندی نظارت شده لندفرم های ژئومورفولوژیکی مناطق خشک با استفاده از پارامترهای ژئومورفومتریک (نمونه موردی: منطقه مرنجاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی سنجش از راه دور GIS
تعداد بازدید : ۲۷۲۶ تعداد دانلود : ۲۴۳۶
با توجه به اهمیت مطالعه لندفرم ها و پراکنش فضایی آنها در ژئومورفولوژی و سایر علوم محیطی، در این مقاله روشی کمّی با استفاده از پارامترهای مورفومتریک حاصل از مدل رقومی ارتفاع برای طبقه بندی لندفرم های مناطق خشک ارائه شده است. پارامترهای ژئومورفومتریک استفاده شده شامل شیب، انحنای پروفیل، انحنای طولی و انحناهای حداقل و حداکثر هستند که برای تشخیص ویژگی های مورفومتریک و شکلی لندفرم ها مناسب اند و تا حد زیادی نیز با فرایندهای ژئومورفولوژیکی سروکار می یابند. نقشه پارامترهای ژئومورفومتریک در ساختار رستری و با استفاده از مدل رقومی ارتفاع SRTM در منطقه کویر مرنجاب به دست آمد و طبقه بندی با استفاده از روش طبقه بندی نظارت شده حداکثر شباهت (MLC) و نمونه های آموزشی برداشت شده از لندفرم های منطقه مطالعاتی انجام شد. نتایج به دست آمده از این طبقبه بندی، لندفرم های منطقه را در هفت کلاس مخروط افکنه، تپه های ماسه ای مختلط، عرضی و برخان، تیغه سنگی، تپه سنگی و پلایا نشان می دهد؛ به طوری که پلایا بیشترین گسترش را در منطقه دارد. نتایج ارزیابی آماری کلاس های لندفرمی نیز با سه پارامتر حداقل و حداکثر و میانگین ارائه شده است. به علاوه، ارزیابی دقت طبقه بندی با استفاده از نقشه پایه ژئومورفولوژی منطقه مرنجاب انجام گرفته است و نتایج نشان می دهند که دقت کلی طبقه بندی حدود 81 درصد و شاخص کاپا برابر 73/0 است.
۱۴۵.

ژئومورفوتوریسم و مقایسه ی روش های ارزیابی ژئومورفوسایت ها در توسعه ی گردشگری (مطالعه ی موردی: استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۲۵۹
     ژئومورفوسایت ها از جمله مفاهیم جدید با ارزشهای علمی، اکولوژیکی، فرهنگی، زیبایی و اقتصادی هستند که بر شناخت مکان های ویژه ی گردشگری تاکید می کنند، در این مقاله با استفاده از مقایسه ی دو روش ژئومورفوتوریستی پرالونگ و پریرا[1]، قابلیت های گردشگری برخی ژئومورفوسایت های استان هرمزگان مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج  نشان داد که هر دو روش ابعاد متنوعی از توانمندی های ژئومورفوسایت ها را مورد سنجش قرار می دهد. در روش پریرا عیار ژئومورفولوژیکی و مدیریتی، و در روش پرالونگ عیارگردشگری و بهره وری مورد ارزیابی قرار گرفته است. مطابق با مطالعات میدانی بر اساس هر دو روش، از میان سایت های چهارگانه؛ سواحل بالاآمده بالاترین امتیاز و گل فشان ها کمترین امتیاز را بدست آوردند. براین اساس هر دو روش دیدگاه جامعی در راستای برنامه ریزی توسعه ی گردشگری ارائه نمودند. زیرا علاوه بر خصوصیات طبیعی و انسانی، نحوه ی استفاده و پایداری اکوسیستم ها را مد نظردارند.   
۱۴۶.

نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوضه آبخیز کارون بزرگ با استفاده از مدل AHP درمحیط GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۱۹۱۹ تعداد دانلود : ۱۰۳۰
این تحقیق به موضوع فراوانی و پراکنش زمین لغزش­های بزرگ و وسیع پس از احداث سدهای بزرگ کارون 1 و 2 و 3 در حوضه آبخیز کارون بزرگ می­پردازد. با بررسی­های به عمل آمده، عامل اصلی و فراوانی زمین لغزش­های منطقه در احداث سدهای مذکور و تغییرات کاربری اراضی، زه کشی و اضافه شدن انشعابات رودخانه­ها و کانال­های آبیاری است. از سوی دیگر تغییرات توپوگرافی منطقه به علت جابجایی حجم عظیمی از خاک و سنگ در منطقه به عنوان عاملی دیگر در تشدید زمین لغزش­ها نقش داشته است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل موثر در زمین لغزش­های منطقه به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی ( AHP ) و تهیه نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش نوین حوضه آبخیز کارون بزرگ است. در این تحقیق، ابتدا پس از بررسی ادبیات پژوهش و مطالعات کتابخانه­ای، 8 عامل شامل: شیب دامنه، ارتفاع از سطح دریا، بارندگی، فاصله از جاده، فاصله از گسل، فاصله از شبکه زه کشی، کاربری اراضی و سنگ شناسی به عنوان عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش­های منطقه تشخیص داده شدند. سپس لایه­های اطلاعاتی این عوامل در محیط GIS با استفاده از نرم افزارهای 9,3 Arc GIS تهیه شده و وزن­ کلاس­های هر کدام از عوامل با روش تحلیل سلسله مراتبی ( AHP ) تعیین گردیدند. آنگاه با تلفیق نقشه­های لایه­های اطلاعاتی در محیط GIS ، اقدام به تهیه نقشه نهایی در 4 کلاس: خیلی پر خطر، پر خطر، با خطر متوسط و کم خطر صورت گرفت. نتایج نشان می­دهد که نواحی خیلی پرخطر متأثر از عامل زمین شناسی منطقه به عنوان عامل اصلی(سنگ های آهکی، آهک متخلخل، آهک مارنی، مارن آهکی و مارن ) و عوامل تأثیرگذاری همچون، شیب بین 5 تا 30 درصد، بارندگی بیش از 1250میلی­متر، ارتفاع بین 500 تا 2000 متر، فاصله از شبکه زهکشی بین 0 تا 4 کیلومتر عوامل مؤثر در پراکنش زمین لغزش­های منطقه هستند. با مطالعه نقشه نهایی می­توان گفت، نواحی خیلی پرخطر و پرخطر اغلب در مجاورت مراتع و تپه ماهور با حاشیه دامنه­های بلند و متوسط ارتفاع در مجاورت روستاها هستند. تغییرات کاربری اراضی و توپوگرافیکی ناشی از احداث سدها و جابجایی خاک در کنار عوامل جانبی همچون، فعالیت دام­ها و عشایر کوچ رو به منظور دسترسی به مراتع و آب، زراعت آبی در سطوح شیب­دار توسط روستاییان کمک فراوانی به تشدید زمین لغزش­های منطقه می­کنند. در نتیجه گیری نهایی می­توان گفت که روش AHP به دلیل برخورداری از متغیرهای بیشتر و کلاس بندی اصولی و بدون اعمال نظر مستقیم کارشناسان نسبت به روش­ها دیگر برتر بوده و از دقت بیشتری برخوردار است. از سوی دیگر مطالعات میدانی صورت گرفته، مشاهدات تصاویر ماهواره ای ETM+ تأکیدی بر یافته های تحقیق است. که دلیل بر مناسب بودن انتخاب مدل ( AHP ) برای این پروژه است.
۱۴۷.

مورفودینامیک ساحلی و نقش آن در تحوّل سدهای ساحلی دلتای رود جگین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۸ تعداد دانلود : ۵۱۳
سواحل محلِّ تلاقی محیط های آبی و خشکی بوده و از این دو تأثیر می پذیرند. متغیّر های گوناگونی مانند ویژگی های زمین شناسی، اقلیمی، زیستی و حرکات آب دریا، عوامل شکل زای اصلی به شمار آمده و لندفرم های گوناگونی را ایجاد می کنند. در این پژوهش، فرایندهای هیدرودینامیکی خشکی و دریایی تأثیرگذار در پیدایش لندفرم های خطّ ساحلی قاعده ی دلتای رودخانه ی جگین، در شرق بندرگاه جاسک مورد بررسی قرار گرفته است. برای بررسی دقیق تر نیز، روی فرایند های تشکیل و تحوّل سدهای ساحلی این دلتا تأکید شده است. تصاویر ماهواره ی لندست، نقشه ها و نرم افزار ها، ابزارهای اصلی پژوهش را تشکیل داده اند. تصاویر ماهواره ای در نرم افزار ENVI تحلیل شده و همچنین برای تلفیق داده ها و تحلیل مقایسه ای آنها، نقشه ها و داده ها در نرم افزارهای Arc GIS و Freehand ترسیم و تطبیق داده شده اند. روش کار، مقایسه ی تغییرات سدهای ساحلی در یک دوره ی 33 ساله به وسیله ی تصاویر ماهواره ای و عکس های هوایی با استفاده از نرم افزار های مذکور و نیز کنترل میدانی بوده است. هدف اصلی، تعیین میزان تغییرات در بازه ی زمانی یاد شده و بررسی نقش عوامل هیدرودینامیک دریا و خشکی در روند این تغییرات بوده است. نتایج نشان می دهند که حجم چشمگیری از رسوب های وارد شده توسّط رودخانه ی جگین به محدوده ی خطّ ساحلی، تحت تأثیر امواج غالب جنوب شرقی، در امتداد خطّ ساحلی به سمت غرب توزیع شده و تحت تأثیر آن سدهای ساحلی و تالاب های جزرومدّی شکل گرفته اند. مقایسه ی زمانی تغییرات نشان می دهد که سدهای ساحلی در بخش شرقی دلتا حجیم تر بوده و تغییرات وسعت و ابعاد آنها، در درجه ی اوّل تابع تغییر مسیر دوره ای رودخانه ی جگین در سطح دلتا و سپس راستای امواج غالب است. بیشترین میزان تغییرات طیّ دوره ی زمانی مورد مطالعه، مربوط به سد های ساحلی بخش شرقی دلتاست که دامنه آن گاهی به بیش از 400 متر می رسد.
۱۴۸.

شواهد ژئومورفولوژیک تغییرات سطح اساس دریای خزر طی کواترنری پسین در محدوده ی رودخانه ی گرگان رود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۵ تعداد دانلود : ۷۲۲
جنوب شرقی دریای خزر، یکی از مناسب ترین مکان ها برای مطالعه ی شواهد ژئومورفولوژیک ناشی از تغییرات سطح اساس دریای خزر است. نتایج حاصل از بررسی تصاویر ماهواره ای، وجود چهار تراس دریایی را نشان می دهد که در سطوح ارتفاعی 21-متر، 23- متر ، 24 - متر و 26- متر ، به ترتیب با سن های 24 ± 653، 24 ± 940، 23 ± 478 و 32 سال پیش تشکیل شده اند. مطالعه ی داده های رسوب شناسی و فسیل شناسی در دو مقطع کوره سو و گمیش تپّه، به ترتیب با تراز آب 23- متر و 24- متر نشان میدهد که پیش از 24 ±940 و 24 ± 653 سال پیش، افزایش تراز آب، سبب رشد سدهای ماسه ای در منطقه ی مورد مطالعه شده است و با توجّه به شیب کم منطقه، در پشت آن لاگون بازی شکل گرفته است، اما در اثر پایین رفتن سطح آب دریا، لاگون موجود در پسکرانه ی سدّ ماسه ای خشک شده است. همچنین رودخانه ی گرگان رود در طول کواترنری پسین، تغییراتی مانند تغییر مکان مصب، تغییر رژیم رسوب گذاری و تغییر شکل دلتا داشته است. در سده های اخیر نیز، شواهد مختلفی از تغییر سطح اساس دریای خزر در منطقه برجای مانده است. از بررسی تصاویر ماهواره ای لندست مشخّص شد که دلتای گرگان رود از سال 1975 تا سال 2005 نزدیک به یک کیلومتر به سمت دریا پیشروی داشته است. همچنین وسعت خلیج گرگان در سال 1975، حدود 330 کیلومترمربّع و با بالاآمدن سطح آب دریا در سال 2006 به 458 کیلومتر مربّع افزایش یافته است.
۱۴۹.

پارامترهای هندسی و نقش آنها در تغییرات زمانی- مکانی بستر رودها مطالعه ی موردی: رودخانه ی هررود سرشاخه رود کرخه در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹۵ تعداد دانلود : ۸۷۴
آبراهه ها سیستمی کاملاً پویا هستند و موقعیت، شکل و دیگر مشخصه های مورفولوژیکی آنها به طور پیوسته و در طول زمان تغییر می کند. در این پژوهش، مورفولوژی رودخانه ی هررود در استان لرستان با استفاده از روش مقایسه زمانی- مکانی مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از عکس های هوایی سال 1334 و تصاویر ماهواره ای سال 1386 بستر هررود در دو دوره ی زمانی و در محیط نرم-افزار Arc GIS رقومی گردیده و سپس در محیط نرم افزاری Auto Cad پارامترهای هندسی رودخانه مانند طول موج، ضریب خمیدگی، شعاع نسبی و نظایر آن برای بررسی تغییرات با روش برازش دایره های مماس بر قوس رودخانه اندازه گیری شده است. با توجه به تشابه نسبی ژئومورفیکی مسیر آبراهه به 4 بازه ی تقسیم شده و سپس پارامترهای مذکور و تغییرات به وجود آمده در طول مسیر رود با توجه به شکل و الگوی رودخانه مورد مقایسه قرار گرفته اند. پارامترهای هندسی به دست آمده در بازه های مورد مطالعه و مقایسه ی این پارامترها با یکدیگر نشان می دهد که بیشترین تغییرات در بازه ی 1 به علت شریانی بودن رودخانه، فرسایش پذیر بودن سازندهای کنار بستر، افزایش بار رسوبی کف و در نهایت فرسایش کناری رودخانه روی داده است. از طرفی در بازه های 2 و3 تغییرات کمتری دیده می شود اما این تغییرات نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده و رودخانه حالت پیچان رودی پیدا کرده است. در نهایت در بازه ی 4 به علت کوهستانی بودن و تأثیرپذیری مسیر رودخانه از عوامل توپوگرافی، الگوی رودخانه مستقیم بوده و فقط در چند قوس، تغییر به صورت خیلی جزیی دیده می شود.
۱۵۰.

ارزیابی دقت و صحت شاخص های ژئومورفولوژیکی با استفاده از داده های ژئودینامیکی( مطالعه موردی : حوضه آبریز جاجرود در شمال شرق تهران )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۸۹
حوضه آبریز جاجرود به عنوان یکی از حوضه های کوهستانی کشور در شمال شرق استان تهران واقع شده است. وجود دو سیستم گسلی اصلی مشاء – فشم به طول تقریبی ۱۷۰ کیلومتر و گسل شمال تهران به طول ۷۵ کیلومتر و گسل های فرعی متعدد، نشان دهنده ظهور پدیده های مهم زمین ساختی در این منطقه است. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی وضعیت نو زمین ساخت در این حوضه با استفاده از شاخص های ژئومورفولوژیکی و ارزیابی صحت و دقت نتایج حاصل از این شاخص ها با استفاده از داده های ژئودینامیکی است. برای دستیابی به این هدف از هفت شاخص ژئومورفولوژیکی: عدم تقارن حوضه زهکشی ( AF )، نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره ( VF )، شکل حوضه ( Bs )، تقارن توپوگرافی عرضی ( T )، منحنی هیپسومتری حوضه ( Hc )، پیچ و خم رود ( S ) و گرادیان طولی رود ( SL ) و همچنین داده های ژئودینامیکی ایستگاه دائمی GPS حوضه، به عنوان ابزارهای اصلی پژوهش بهره گرفته شده است. داده های مورد استفاده در ارزیابی شاخص های ژئومورفولوژیکی، نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی و تصاویر راداری بوده و در تحلیل داده ها و تهیه نقشه های مربوطه از سیستم اطلاعات جغرافیایی و نرم افزار9.3 ArcGis استفاده شده است، داده های ژئودینامیکی حوضه نیز از بانک مشاهدات ایستگاه های دائمی GPS اداره کل نقشه برداری زمینی سازمان نقشه برداری ایران تهیه و با استفاده از نرم افزار GLOBK پردازش شد. نتایج حاصل از شاخص های ژئومورفولوژیکی و داده های ژئودینامیکی حاکی از آن است که حوضه مورد مطالعه این پژوهش از نظر نو زمین ساختی فعال، اما میزان فعالیت حرکات نو زمین ساخت در همه جا یکسان نبوده و مناطق بالادست حوضه از این لحاظ فعال تر است.
۱۵۱.

شناسایی منابع ماسه های بادی ارگ نوق با استفاده از تحلیل باد و مورفومتری ذرات ماسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۱۷
جلوگیری از حرکت رسوبات بادی در مناطق برداشت، یک کار بنیادی است و عملیات اجرایی باید در منطقه برداشت بیشتر متمرکز شود. به منظور منشایابی رسوبات بادی منطقه ارگ نوق ، از روش گام به گام (اریفر) استفاده شد. این کار طی دو مرحله انجام می گیرد. ابتدا جهت یابی مناطق برداشت و سپس مکان یابی به منظورجهت یابی قطاع برداشت منطقه ارگ نوق. ابتدا اطلاعات مربوط به جهت طوفان­های گرد و خاک منطقه با تکمیل پرسشنامه از ساکنان محدوده اطراف ارگ به دست آمد. سپس تصاویرماهواره­ای و عکس­های هوایی مربوط به دو دوره زمانی با یکدیگر مقایسه شد و با استفاده از تصویر ماهواره­ای و بازدیدهای صحرایی، مورفولوژی تپه­های ماسه­ای ارگ، تعیین گردید. درنهایت، با مطالعه رژیم باد و رسم گلبادها، بادهای فرساینده وموثر در تشکیل تپه­های ماسه­ای شناسایی شد. پس از مشخص شدن قطاع برداشت (جنوب­غربی و شمال­شرقی)، مرحله مکان­یابی نقاط برداشت آغاز گردید. در این مرحله با نمونه برداری از رسوبات، اقدام به مطالعه کانی شناسی و مورفوسکپی رسوبات تپه­های ماسه­ای نموده و ارتباط ژنتیکی عناصر با یکدیگر بررسی گردید. ابزارهای این پژوهش شامل نقشه­های توپوگرافی1:25000، نقشه­های زمین شناسی 1:250000، عکس­های هوایی 1:55000 و 1:4000، تصاویر ماهواره ای منطقه مورد مطالعه، نرم افزارهای GIS و Wind Rose Plote است. نتایج با توجه به شواهد مورفولوژی تپه­های ماسه­ای همانند: سیف­ها (در بخش جنوب شرقی) و پیکان­های ماسه­ای و برخان­ها در بخش غربی منطقه، شدید بودن میزان انرژی باد جنوب­غربی را نشان می­د­هد. همچنین وجود درصد زیاد کانی­های آذرین (کانی سنگین) در نمونه­های بخش غربی، زیاد بودن میانه قطر نمونه­ها (293 میکرون)، رابطه میانگین قطر ذرات با فاصله حمل (کمتر از 20کیلومتر)، کج شدگی برخی نمونه­ها به سمت ذرات درشت دانه، ضرایب گردشدگی نیمه­زاویه دار را در اکثر نمونه­ها نمایش می دهد. همچنین ضرایب هاله مانند: نمونه­ها نماینده حمل آنها توسط آب بوده و نشان دهنده این واقعیت است که منشاء رسوبات تپه­های ماسه­ای در منطقه نزدیک و از سطوح مخروط افکنه (دشت­سر) و اراضی زراعی متروکه واقع در شرق منطقه و همچنین بستر رودخانه شور و سطوح دشت­سر در بخش جنوب غرب و غرب منطقه است.
۱۵۲.

تعیین حدود مناطق مورفودینامیکی و مورفوکلیماتیکی کواترنری در حوضه جاجرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۲۰
یکی از مهم ترین مواریث اقلیمی کواترنری در ایران، شواهد ژئومورفولوژی یخچالی در مناطق کوهستانی است. بررسی لند فرم های یخچالی و حدود گسترش آن ها در نواحی کوهستانی ایران، بهترین شاهد به منظور شناسایی قلمروهای مورفوکلیماتیک و مورفودینامیک است. هدف این پژوهش، تعیین و بازسازی مرزهای مورفوکلیماتیک و مورفودینامیک در آخرین دورة یخچالی وورم و شناسایی مرزهای کنونی این قلمروها در حوضة جاجرود و سرانجام مقایسة نتایج به دست آمده با آرای پژوهشگران پیشین است. با استفاده از تصاویر ماهواره ای و بازدیدهای میدانی، موقعیت سیرک های منطقه شناسایی شد. سپس با روش پلتیر مرزهای مورفودینامیکی و مورفوکلیماتیکی کواترنر تعیین شد. در نهایت، نتایج به دست آمده با دیدگاه های محققان دیگر مورد مقایسه قرار گرفت. به طور کلی، ابزارها و داده های تحقیق را نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی و تصاویر ماهواره ای ETM+، داده های اقلیمی دما و بارش ماهانه تشکیل دادند. با استفاده از میانگین دما و بارش ماهانه و سالانة طولانی مدت ایستگاه های هواشناسی منطقه و بازسازی دمای ترازهای ارتفاعی از روش رگرسیون خطی، پهنه های دمایی و بارشی محدودة مورد پژوهش محاسبه شد. سپس با استناد به نظریة بوبک، دما و بارش دورة یخچالی محاسبه شد. در مراحل مختلف تهیه و تحلیل نقشه ها از نرم افزار ArcGIS 9.3 استفاده شد. نتایج نشان می دهد در حال حاضر، حد پایین قلمرو یخچالی به طور متوسط در ارتفاع 5220 متری، سولی فلوکسیون در ارتفاع 4000 متری، قلمرو پلوویال در ارتفاع 3400 متری و قلمرو پدیمانتاسیون در 1565 متری قرار دارد. در آخرین دورة یخچالی کواترنر (وورم) نیز حد پایین قلمرو یخچالی اغلب در ارتفاع 3900 متر، سولی فلوکسیون در ارتفاع 3000 متر و پلوویال در ارتفاع 2000 متری قرار داشته است. این داده ها از قلمروهایی که پژوهشگران پیشین برای البرز تعیین کرده اند، ارقام بالاتری را نشان می دهد.
۱۵۳.

بازسازی برف مرزهای پلیوستوسن در حوضه ی جاجرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی آب و هواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
تعداد بازدید : ۱۱۷۷ تعداد دانلود : ۵۶۸
پژوهش حاضر با ماهیّت بنیادی، تلاش دارد تا رابطه ی میان جهت ناهمواری ها و گسترش سیرک های یخچالی را بررسی و سرانجام برف مرزهای آخرین دوره ی یخچالی کواترنری را در حوضه ی آبریز جاجرود تعیین کند. سیرک ها، جریان های یخرفتی و سنگ های سرگردان مهم ترین لندفرم های یخچالی و شواهد تغییرات اقلیمی موجود در حوضه ی مورد مطالعه به شمار می روند. نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای ETM+ و داده های اقلیمی دما و بارش ماهانه، ابزارها و داده های مورد استفاده در این پژوهش هستند. همچنین از نرم افزار Arc GIS 9.3 و سایر نرم افزارها برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. در این راستا، با استفاده از تصاویر ماهواره ای و بازدیدهای میدانی، موقعیّت سیرک های منطقه شناسایی شده و برای بازسازی خطّ تعادل برف و یخ گذشته (ELA)، از میان روش های پنج گانه پورتر، روش مطالعه ی ارتفاع کف سیرک و از روش رایت نیز برای برآورد حدّ برف مرز آخرین دوره ی یخچالی استفاده شده است. برای بررسی وجود رابطه میان گسترش و پراکندگی سیرک های منطقه با جهت ناهمواری ها، از آزمون توان دوم کی پیرسون (مجذور X) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که 8/38 درصد از سیرک های منطقه رو به قطب و 7/24 درصد سیرک ها در دامنه های رو به استوا شکل گرفته اند؛ همچنین خطّ برف مرز وورم با استفاده از روش پورتر، ارتفاع 3072 متر و با استفاده از روش رایت، ارتفاع 3095 متری را نشان می دهد. برف مرز کنونی با استفاده از داده های دما و بارش، ارتفاع 3720 متری را نشان می دهد، درحالی که بیشتر پژوهشگران قبلی این مرز را بالای 4000 متر تعیین کردند.
۱۵۴.

مورفوتکتونیک و تأثیر آن بر تغییرات بستر و الگوی رودخانه ی قره سو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۲ تعداد دانلود : ۸۳۲
رودخانه ها محیط های ناپایداری هستند، که تحت تأثیر عوامل طبیعی یا انسانی، دچار تغییر مسیر و تغییر الگو می شوند. در این پژوهش، اثرات تکتونیکی بر الگوی رودخانه ی قره سو در محدوده ی شهرکرمانشاه مورد بررسی قرار می گیرد. ابزارهای اصلی تحقیق را عکس های هوایی سال های 1335 و 1380 و نیز تصاویر ماهواره ایETM ، الگوی ارتفاعی رقومی (DEM) سال 2000 و همچنین نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی منطقه تشکیل داده اند. تکنیک کار تحقیق، بررسی ارتباط تأثیر گسل قرسو از یک سو و تغییرات بستر و الگوی رودخانه ی قره سو از سوی دیگر طی یک دوره چهل وپنج ساله بوده است. بدین منظور با انجام کار های میدانی، ضمن نمونه برداری رسوب، برای بررسی تغییرات، پروفیل های عرضی از آبراهه برداشت شده و موقعیت آنها باGPS ثبت و روی نقشه ها انتقال داده شده است. سپس داده ها با استفاده از شاخص های ضریب خمیدگی و زاویه ی مرکزی در قالب نرم افزارهای ArcGIS وGlobal Mapper تجزیه و تحلیل شده اند.گسل قره سو منطبق با بستر اصلی رودخانه بوده و نتایج نشان می دهد که الگوی رود قره سو از فعالیت این گسل تأثیر پذیرفته است، زیرا تغییرات عرضی و الگوی بستر این رودخانه در دو ساحل یکسان نبوده و با راستای جهش گسل مذکور انطباق دارد. به گونه ای که پیچان رودها در ساحل شرقی آبراهه که در بخش فرو دیواره گسل قرار گرفته است، توسعه ی بیشتری یافته اند.
۱۵۵.

بررسی مورفومتری و علل استقرار ریگ کرمان از طریق تحلیل ویژگی های باد و دانه سنجی ذرات ماسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۲۵
اقلیم خشک، فقر پوشش گیاهی و همواری نسبی سطح زمین و همسایگی با دشت لوت از مهم ترین عواملی هستند که باعث غلبه فرایندهای فرسایش بادی در منطقه کرمان شده اند. بدیهی است میزان فرسایش بادی و حجم نقل و انتقال مواد به ویژگی های سرعت، جهت و فراوانی باد و از طرفی به ویژگی های سطح زمین و مواد رسوبی وابسته است. هدف این تحقیق بررسی مورفولوژی، نحوه تأثیر گذاری دینامیک باد و سپس علل استقرار ماسه های بادی در جنوب شهر کرمان است. آمار باد ایستگاه های سینوپتیک پیرامون منطقه کرمان و نیز ویژگی های ماسه های بادی، داده های این پژوهش و نقشه ها، عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای، ادوات آزمایشگاهی و مدل های ریاضی و نیز نرم افزار های رایانه ای ابزار اند. بر ای دست یابی به هدف، آمار باد ایستگاه های پیرامون کرمان اخذ و از طریق ترسیم گلبادها، تجزیه و تحلیل شده است. سپس ماسه های نمونه برداری شده با سرعت های آستانه باد برازش داده شده و با شاخص به دست آمده در عملیات آزمایشگاهی تلفیق و مقایسه شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری جهات فصلی باد، نشان می دهد که در محدوده کرمان بادهای غالب عمدتاً از دو نیمه شمالی و غربی می وزند. تغییر راستای وزش فصلی این بادها می تواند نتیجه تأثیر شرایط کم فشار حاکم در چاله ی لوت بوده و راستای وزش بادهای منطقه تحت بررسی را که در حاشیه لوت قرار گرفته است کنترل کند. بررسی راستای وزش عمومی باد و گل باد های ایستگاه کرمان و تطبیق آن ها با توپوگرافی منطقه و پیرامون نشانگر آن است که جهت وزش باد های اصلی منطقه تحت تأثیر گسترش فصلی سیکلون حرارتی مسلط بر چاله ی لوت در تابستان ها است. گسترش این سامانه ی کم فشار در تابستان موجب می شودکه بادها جهت غالب شمالی پیدا نمایند. سپس در طول زمستان به دلیل محدود شدن ابعاد این سیستم ناپایدار، بادها در منطقه کرمان که در مجاورت چاله ی لوت قرار دارد راستای غربی پیدا می کنند. در این میان کانالیزه شدن باد در امتداد دره های کوهستانی و تأثیر توپوگرافی در تغییر جهات محلی بادهای سطح زمین بی تأثیر نیست.
۱۵۶.

ژئومورفولوژی جاده جدید سنندج- مریوان و پهنه بندی ناپایداری های دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۲۷۵
یکی از مخاطرات مهم طبیعی که راه های ارتباطی را در مناطق کوهستانی تهدید می کند، ناپایداری های دامنه ای و زمین لغزش هاست. این پدیده در زمان احداث جاده ها به واسطه برهم زدن تعادل دامنه ها فراوانی بیشتری را نشان می دهد. در این پژوهش با این هدف، پتانسیل لغزش در جاده جدید سنندج-مریوان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی ارزیابی شده است. سنگ شناسی، شیب، جهت شیب، فاصله از جاده، بارندگی، فاصله از گسل، فاصله از شبکه آبراهه پارامترهای اصلی موثر در ناپایداری دامنه های مسلط به جاده مورد نظر انتخاب شده اند. پس از تهیه لایه های داده ها با استفاده از پارامترهای فوق و تطبیق هر کدام از این لایه ها با لایه پراکنش زمین لغزش ها، نقشه پهنه بندی خطر لغزش با استفاده از دو مدل وزن دهی و تحلیل سلسله مراتبی در نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه شده است. نتایج به دست آمده از مقایسه مدل ها و تطبیق آن با لغزش های روی داده در مسیر راه ضمن معرفی برتری روش تحلیل سلسله مراتبی، بیانگر آن است که احداث جاده وقوع لغزش ها را تشدید نموده است. به طوری که 67 درصد لغزش ها در فاصله 200 متری جاده به وقوع پیوسته اند. در میان عوامل مشترک موثر بر لغزش ها فاصله از مسیر راه و سپس مقاومت سنگ های زیربنا و پیرامون راه بیشترین تأثیر را در وقوع لغزش ها داشته اند. در خصوص متغیر اول، مقایسه نقشه های پهنه بندی حاصل از مدل های اشاره شده، تطبیق ناپایداری های مسیر راه و فراوانی آنها را با ترانشه های حفر شده در یک امتداد خطی به خوبی نشان می دهد. نتایج همچنین با استناد به همین پارامترها توانسته است رویکردهای احتمالی لغزش را به منظور ایمن سازی راه برآورد نماید
۱۵۷.

بررسی علل ناپایداری آبراهه ها در سطح دلتای رود کُل (غرب بندرعباس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۰ تعداد دانلود : ۵۹۰
مورفولوژی و رفتار شبکه ی زهکشی رودخانه ها به تغییرات حاصل از فعّالیّت های زمین ساختی، داده های رسوب شناسی و دینامیک جریان، بسیار حساس بوده و الگوی آنها تا حدِّ زیادی از این عوامل تأثیر می پذیرد. این پژوهش، تأثیر این فعّالیّت ها را بر تغییرات مورفولوژی و بستر رودخانه ی کُل، واقع در شمال غربی تنگه ی هرمز، مورد بررسی قرار داده است. مهم ترین شواهد آن، تغییر مسیرهای متعدّد این رودخانه در دوره های زمانی مختلف است. همچنین مکان این تغییر مسیرها نیز، محدوده ی مشخّصی را در سطح دلتا نشان می دهد و به نظر می رسد بیشتر تحت تأثیر حرکات زمین ساختی و دینامیک جریان باشد. هدف از این پژوهش، بررسی شواهد موجود و ارزیابی تأثیر این عوامل در تغییرات بستر رود کُل در محدوده ی دلتا است. برای دست یابی به این هدف و برای شناخت شیوه ی عملکرد و میزان اثرگذاری عوامل گفته شده در مورفولوژی و رفتار رودخانه ی مورد مطالعه، آثار زمین ساختی، ویژگی های رسوب و دینامیک جریان مسیر آبراهه ی رود کُل، به عنوان داده ها و نیز، پاره ای از شاخص های مورفومتریک به عنوان ابزارهای مفهومی برای شناخت شیوه ی عملکرد آنها و زمین ساخت منطقه، مورد استفاده قرار گرفته است. سپس نتایج به دست آمده با انجام کار های میدانی گسترده، کنترل شده اند. علاوه براین، از عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی، به عنوان ابزارهای مقایسه ی زمانی و مکانی پژوهش استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها با شاخص های مذکور و نیز، داده های ژئودینامیک نشان می دهد که منطقه ی مورد مطالعه تا اندازه ی زیادی از فعّالیّت های زمین ساختی کواترنری متأثّر شده است با این تفاوت که میزان تأثیرگذاری فعّالیّت در همه جای آن یکسان نیست، بلکه قسمت های بالادست بیشتر از بخش های پایین دست دلتا از این فعّالیّت ها تأثیر می پذیرند.
۱۵۸.

بررسی شاخص های ژئومورفولوژیکی مناطق خشک و تأثیر آن در مکان یابی منطقه دفاع عامل و غیر عامل یگان های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۷ تعداد دانلود : ۷۹۶
از جمله محورهای اساسی که در قانون برنامه چهارم بر آن تأکید شده، موضوع امنیت ملی و توسعه پدافند غیرعامل است. این موضوع در تعیین منطقه دفاع عامل و غیرعامل یگان های نظامی به عنوان یکی از مهم ترین مراحل تصمیم گیری و طرح ریزی فرماندهان در یک منطقه محسوب می شود. به طوری که این انتخاب می تواند امنیت، تهدیدات، توان رزم نیروها را تحت تأثیر قرار دهد. علم ژئومورفولوژی در قلمرو علوم نظامی با بررسی شیب زمین، خاک شناسی، زمین شناسی، ژئومورفولوژی و شبکه زهکشی در این طرح ریزی دخالت می نماید. هدف از این تحقیق مکان یابی مناطق پدافندی نیروهای نظامی و شناسایی قابلیت های بالقوه منطقه به منظور تعمیم به سایر مناطق کشور با شناخت محدودیت ها و چالش های که این عوامل برای نیروها به وجود می آورند است. روش تحقیق پهنه بندی دشت مسیله و محدوده آن با اتکا به کار میدانی، داده های تجربی و تصاویر ماهواره ایGoogle earth, Aster، نقشه های توپوگرافی1:50000، زمین شناسی و خاک شناسی 1:250000 و استفاده از مدل پهنه بندی و نرم افزار Arc/GISانجام شده است. نتایج حاکی از این است که با بررسی عوامل ژئومورفولوژیکی مناطق و با به کارگیری راهبردهای تاکتیکی و تکنیکی، انتخاب مناطق پدافندی یگان ها و تأمین امنیت آن ها در محدوده های پایکوهی و سطوح نیمه مرتفع محدوده مطالعاتی با دقت قابل اجرا است.
۱۵۹.

تاثیر تغییرات پوشش گیاهی و کاربری اراضی بر مورفودینامیک دامنه ها در حوضه ی آهار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۷۷
اراضی زراعی و سکونتگاه های استقرار یافته بر روی دامنه های مناطق کوهستانی ایران در اثر ناپایداری ها هر ساله آسیب های فراوانی می بینند. بررسی ها نشان می دهد که عوامل متعددی از جمله تغییر پوشش گیاهی و کاربری اراضی به عنوان دو فاکتور بسیار مهم در تغییر مورفودینامیک دامنه ها نقش ایفا می کنند. در این پژوهش، حوضه ی کوهستانی رودخانه ی آهار واقع در شمال تهران به صورت نمونه با این هدف مورد مطالعه قرار گرفته است. توسعه ی فعالیت های انسانی در سال های اخیر و با اهداف متفاوت در این حوضه، خطرات ناشی از رویکرد حرکات دامنه ای را افزایش داده است. برای بررسی فرآیندهای مورفودینامیکی دامنه ها از تصاویر ماهواره های لندست 5 و 7) TM و ETM+ ( استفاده شده و در نرم افزار pca-Geomatica به عنوان ابزارهای اصلی پژوهش تجزیه و تحلیل شده است. سپس نقشه ی پوشش گیاهی و کار بری اراضی منطقه از تصاویر مورد اشاره استخراج شده است. تکنیک کار پژوهش، مقایسه ی زمانی تغییرات پوشش گیاهی با استفاده از تصاویر مذکور و ترسیم نقشه ی این تغییرات بوده است. برای کنترل تغییرات به دست آمده از طریق مشاهده غیرمستقیم، کار میدانی گسترده انجام شده و موقعیت ها با دستگاه GPS کنترل و تطبیق داده شده است. نتایج حاصل از مقایسه ی نقشه ی شدت تغییرات صورت گرفته در کاربری اراضی و پوشش گیاهی و تطبیق آن با نقشه ی پراکندگی حرکات دامنه ای نشان می دهد که، فراوانی ناپایداری های دامنه ای با مناطقی که در معرض تغییرات پوشش گیاهی و کاربری اراضی بوده اند همبستگی دارند. ساخت و سازها به ویژه با اهداف سکونت گاهی و خانه های دوم در پیرامون کلان شهر تهران و نیز افزایش جمعیت روستایی در سال های اخیر به سرعت توسعه یافته است. این توسعه منجر به استفاده ی گسترده از دامنه ها و با ایجاد ترانشه و تسطیح و بر هم زدن تعادل آنها به منظور کاهش شیب شده و تحت تاثیر آن از بین بردن پوشش گیاهی از علل عمده افزایش ناپایداری ها در سال های اخیر بوده است.
۱۶۰.

فرآیند های غالب در تشکیل و تحول مورفولوژی توده های ماسه ای جلگه خوزستان (مطالعه موردی: ریگ شمال اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
یکی از مظاهر فرایند های فرسایش در مناطق خشک، فرسایش بادی است. همواری نسبی، فقر پوشش گیاهی، وزش بادهای غالب و وجود سازند های سست آبرفتی مهم ترین عوامل ایجاد فرسایش بادی است. این شرایط در مناطق پست مرکزی و جلگه های ساحلی جنوب ایران وجود داشته و توده های ماسه ای حجیمی که در این مناطق به طور پراکنده تشکیل شده است، نتیجه حاکمیت همین شرایط است. آن چه مسلم است، ماسه های بادی همواره به عنوان یک مخاطره محیطی قلمداد شده اند. زیرا نقل و انتقال و تراکم آن ها موجب تشکیل توده های ماسه ای شده و این پدیده تهدیدی برای فعالیت های انسانی استقرار یافته در پیرامون آن ها به شمار می رود. تسلّط شرایط خشک در طول دوره گرم سال در سطح جلگه خوزستان و وزش بادهای شدید با ماهیت گرم و خشک موجب حرکت ماسه های بادی در این منطقه می شود، لیکن تراکم و مورفولوژی خاص این اشکال به صورت توده های ارگ در نقاط خاصی دیده می شود و در سطح تمامی جلگه ساحلی فراگیر نیست. مسئله ی اصلی تحقیق ارتباط دینامیک رود های اصلی و مکان گزینی این توده های ریگ در ارتباط با منشایابی ماسه ها و علل مکان گزینی خاص و استقرار این توده های ماسه ای در سطح جلگه خوزستان است. روش تحقیق بر مبنای تجزیه و تحلیل ویژگی های باد منطقه با استفاده از نرم افزار WR plot view و بررسی ارتباط راستای وزش بادهای غالب و مکان گزینی توده های ماسه ای منطقه است. نقشه ها ی توپوگرافی و زمین شناسی، آمارهای باد روزانه و نمونه های ماسه ی برداشت شده در کار های میدانی، ابزار و داده های اصلی پژوهش را تشکیل داده اند. نمونه های ماسه در نرم افزار Gradisat تجزیه و تحلیل شده و با گلباد های منطقه برازش داده شده اند. نتایج تحقیق نشان میدهد که امتداد چین خوردگی های زاگرس جنوبی موجب کانالیزه شدن و هدایت بادهای غالب شمال غربی شده و مخروط افکنه های حاشیه ای و پادگانه ها و بسترهای سیلابی رودخانه های مهم، منشا اصلی ماسه های سطح جلگه به شمار می روند. هم چنین شبکه ی زهکشی و رودهای اصلی سطح جلگه در مورفولوژی، پراکندگی و تغییرات مکانی توده های ریگ تاثیر گذار بوده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان