وحید کیانی

وحید کیانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

شناسایی الگوهای ذهنی نخبگان سیاسی درزمینه تأثیر مدیریت سیاسی –سرزمینی فدرالیسم بر ارتقای امنیت و توسعه پایدار ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۴
فدرالیسم به عنوان یکی از نظام های حکمرانی سیاسی که قدرت را به صورت سرزمینی میان دو سطح مستقل حکومتی تقسیم می کند، در جوامع متنوع فرهنگی و قومی اهمیت ویژه ای دارد. در ایران با توجه به گستردگی جغرافیایی، تنوع قومی-مذهبی و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، بررسی تأثیر شیوه حکمرانی فدرالیسم بر توان ژئوپلیتیکی کشور از ضرورت های اساسی سیاست گذاری ملی به ویژه در راستای حصول توسعه پایدار محسوب می شود. هدف این پژوهش، تحلیل رابطه میان اجرای فدرالیسم و ارتقای توان ژئوپلیتیکی ایران در سطح ملی است تا بتواند راهکارهای مؤثری برای بهبود مدیریت سرزمینی و افزایش قدرت ملی ارائه دهد. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها به روش ترکیبی کتابخانه ای و پیمایش دیدگاه نخبگانی در چارچوب روش شناسی کیو صورت پذیرفته است. نمونه پژوهش شامل گروهی از کارشناسان و صاحب نظران حوزه حکمرانی و ژئوپلیتیک است که با تحلیل داده های کیو، الگوهای ذهنی مختلف درباره تأثیر فدرالیسم بر توان ملی استخراج شده است. نتایج نشان می دهد سه الگوی ذهنی اصلی در میان شرکت کنندگان وجود دارد. الگوی نخست (به عنوان برجسته ترین دیدگاه) بر افزایش قدرت ملی، کاهش نگرش منفی نسبت به ایران بزرگ و تسهیل تحقق اهداف و چشم اندازهای کلان کشور در قالب حکمرانی فدرال مرکزی تأکید دارد؛ دو الگوی دیگر دیدگاه های متفاوتی درباره چالش ها و محدودیت های فدرالیسم مطرح کرده است. به طورکلی، یافته ها بیانگر این است که شیوه حکمرانی فدرالیسم می تواند با تمرکززدایی و تقویت خودمختاری منطقه ای، ظرفیت های ژئوپلیتیکی ایران را بهبود بخشد و نقش مؤثری در ارتقای امنیت و توسعه پایدار کشور ایفا کند.
۲۲.

تحلیل موانع فرهنگی و اجتماعی در سیاست تقسیمات کشوری با تأکید بر هویت قومی (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۴
تقسیمات کشوری به عنوان ابزاری کلیدی در برنامه ریزی های مدیریتی و توسعه متوازن، نقش مهمی در کاهش نابرابری های منطقه ای دارد. استان سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از پهناورترین و متنوع ترین استان های ایران، با چالش های فرهنگی و اجتماعی در فرآیند تقسیمات استانی مواجه است. اهمیت این پژوهش در بررسی موانع فرهنگی و اجتماعی تقسیم استان از منظر جامعه محلی است که می تواند به درک بهتر پیامدهای احتمالی و ارائه راهکارهای مناسب کمک کند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل موانع فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر تقسیم استان سیستان و بلوچستان با تاکید بر دیدگاه جامعه محلی است. سوال اصلی پژوهش این است که موانع فرهنگی و اجتماعی موثر بر تقسیم استان از دیدگاه جامعه محلی بلوچ کدامند و این موانع تا چه اندازه بر فرآیند تصمیم گیری های تقسیمات کشوری تاثیر می گذارند؟ پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و با رویکرد پیمایشی است. جامعه آماری شامل افراد بالای ۱۸ سال قوم بلوچ در شش شهرستان اصلی استان بوده که نمونه ای ۳۳۰ نفری با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده است. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و با بهره گیری از آزمون های آماری پارامتریک و ناپارامتریک (آزمون دوجمله ای، آزمون T تک نمونه ای و آزمون فریدمن) تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که موانع فرهنگی مانند تغییر نام استان، از بین رفتن وحدت جغرافیایی و مخدوش شدن هویت فرهنگی، و موانع اجتماعی شامل خدمت رسانی ضعیف، سیستم برنامه و بودجه کشور و کم برخورداری اجتماعی، مهم ترین عوامل بازدارنده تقسیم استان از دیدگاه جامعه محلی هستند. همچنین، تأثیر این موانع به طور معناداری بالاتر از حد متوسط ارزیابی شد. نتایج پژوهش بر ضرورت توجه ویژه به موانع فرهنگی و اجتماعی در تصمیم گیری های تقسیمات کشوری تاکید دارد تا از تشدید تنش های قومی و اجتماعی جلوگیری شود و توسعه متوازن منطقه ای تحقق یابد.
۲۳.

شناسایی و اولویت بندی عوامل سیاسی- اقتصادی مؤثر بر چالش های قومیتی بلوچ در درون جغرافیای سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
ایران کشوری با فرهنگ های متنوع از جمله بلوچ، کرد، آذری، فارس و عرب است که بسیاری از این قومیت ها در مناطق مرزی واقع شده و ارتباط فضایی با جمعیت های هم مرز دارند. این شرایط باعث ایجاد زمینه های مضاعف بحران زایی شده است. قوم بلوچ، یکی از اقوام ایرانی، در طول یک قرن گذشته چالش های گسترده ای با حکومت مرکزی داشته که باعث رشد اندیشه های واگرایانه در این گروه شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری متخصصان دانشگاهی آشنا به مسائل سیاسی و اقتصادی بلوچ، با هدف کاربردی، به بررسی عوامل مؤثر اقتصادی و سیاسی در واگرایی قوم بلوچ پرداخته است. نتایج نشان داد که در عوامل سیاسی، پنج مؤلفه شامل: نگرش حکومت نسبت به قوم بلوچ، موقعیت جغرافیایی مرزی آنان، شیوه سازمان دهی سیاسی کشور (حکومت یکپارچه و متمرکز)، تفاوت ایدئولوژی سیاسی و مذهبی حاکم با قوم بلوچ، و نوع نظام سیاسی حاکم بیشترین تأثیر را بر واگرایی این قوم دارند. همچنین در بعد اقتصادی، پنج عامل شامل: میزان درآمد قوم بلوچ در مقایسه با سایر شهروندان، کم توجهی به منطقه موردمطالعه در اقتصاد کلان، میزان دسترسی به امکانات و خدمات، گسترش فقر در میان قوم بلوچ نسبت به جمعیت های فرامرزی، و شاخص های توسعه و فقر انسانی تأثیرگذارترین عوامل بر واگرایی شناخته شدند. این یافته ها اهمیت بررسی عمیق شرایط سیاسی و اقتصادی اقوام مرزی ایران را تأکید می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان