محمدتقی قزلسفلی

محمدتقی قزلسفلی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۵ مورد از کل ۶۵ مورد.
۶۱.

ویژگی های فرهنگ سیاسی نخبگان حاکم از منظر سعدی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
ادب فارسی بخش مهمی از تاریخ اندیشه ایرانی را نمایندگی می کند و در این میان، مصلح الدین سعدی شیرازی یکی از مهم ترین ستون های فرهنگ و ادب فارسی است و از او با عنوان «فردوسی ثانی» یاد می کنند. هدف این مقاله آن است تا اندیشه سیاسی سعدی را از چشم انداز ویژگی ها و مولفه هایِ فرهنگ سیاسی صاحبان قدرت بررسی کند. تمرکز بر ابعاد فرهنگ سیاسی (شناختی، ارزیابی، احساسی) در آثار سعدی، در کانون توجه این پژوهش است. نگرش، ایستارها، ارزش ها و احساسات سعدی که نشانِ فرهنگ سیاسی و تعیین کننده جهت گیری او درباره نخبگان حاکم زمانه او می باشد، در متون او قابل ردیابی است. از این منظر، تلاش شده است از دیدگاه سعدی فرهنگ سیاسی نخبگان حاکم فهم شود. نتایج پژوهش نشان می دهد فرهنگ سیاسی نخبگان حاکم از دیدگاه سعدی به صورت عینی و آرمانی به اشکال مختلف از احساس ناامنی سیاسی، عقل گرایی، عدالت گرایی، اعتدال گرایی بازتاب یافته است. به نظر می رسد این ویژگی ها از فرهنگ سیاسی نخبگان حاکم در آثار سعدی برجستگی بیشتری دارد. مبنای کار این مقاله، کلیات سعدی بر اساس تصحیح و طبع محمد علی فروغی است. پژوهش حاضر با رویکرد تفسیری و روش کیفی از نوع تحلیل محتوا بوده و گرد آوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است.
۶۲.

چگونگی پدیداری اندیشه با خوانشی روان شناسانه از دیدگاه اسپریگنز: به سوی یک چهارچوب شناختی کلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
نوشتارِ کنونی به بررسیِ این موضوع می پردازد که «یک اندیشه چگونه پدیدار می گردد؟» و با خوانشی روان شناختی از دیدگاهِ اسپریگنز نشان داده می شود که اندیشه، پدیداری «فرآیندی» است و از فرآیندهای دراز هنگامِ اجتماعی (ویژگی های زمانی) و کوتاه هنگامِ روانی می گذرد. فرآیندهای روانی همانا پویش ها و سازوکارهای «شناختی»، «عاطفی» و «انگیزشی» هستند که بسته به چندوچونِ سامانِ زیستی برانگیخته و دگرگون می شوند. این سازوکارها، نقشی سترگ در اندیشه ورزی دارند و از پیش ران های مهمِ آن به شمار می روند. زینسان بی نگریستن به آنها نمی توان به شناختِ درخوری از چگونگیِ شیرازه بستنِ نظریه ها رسید. هرچند اسپریگنز بدین نکته آگاه بود، در بررسیِ چهارگامه خویش چنین نکرد. این هنگامی است که می توان چهار گامِ شناختیِ وی را با سازوکارهای روانی پیوند زد، به گونه ای که گامِ یکم با «ارزیابیِ نخستین و عواطف» و گامِ دوم با فرآیندِ شناختیِ «اسناددهی» پیوند می یابد. گامِ سوم با «انگیزه ها» پیوند می خورد و سرانجام گامِ چهارم به معنای «ارزیابیِ دوم» است. با این پیوندزنی، نوشتار می کوشد چهارچوبِ شناختیِ کلان تری برای واکاویِ نظریه های سیاسی فراپیش نهد.
۶۳.

الدراسة الأنطولوجيّة للعدوّ وعنصر العِدَاء في السياسة (من منظور القرآن الكريم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
لا یمکن تصوّر میدان السیاسه بمعزلٍ عن الصراع والعداوه؛ إذ إنّ کثیراً من التحوّلات والأحداث السیاسیّه تندرج فی إطار مفهوم "العدوّ"، ومن خلاله تکتسب معناها وقابلیّتها للتفسیر. فإمکان الحرب الحاضر دوماً، بوصفه الحدّ الأقصى للصراع السیاسی، والاستعداد للقتل أو القِتال، إنّما یستندان إلى مفهوم العدوّ وحده. کما أنّ العدید من النجاحات والإخفاقات فی الساحه السیاسیّه تتوقّف على إداره العلاقات المعقّده والدینامیّه بین العداوه والصداقه. هذا الواقع یُبرز الصِّله القدیمه بین السیاسه والعداوه، ویکشف عن الوجه الخصمانیّ للسیاسه، بما یُظهر أهمیّه البحث فی موضوع العدوّ وعنصر العداء. إنّ المقاربه الأنطولوجیّه لمفهوم العدوّ، والبحث عن الأسس الوجودیّه المرتبطه به فی خطاب الوحی ضمن آیات القرآن الکریم، هی المنهجیّه التی تتبنّاها هذه الدراسه. إذ تتیح تلک الأسس الإجابه عن السؤال الرئیس الذی یتناوله هذا البحث: کیف وُصِف العدوّ وفُسِّر فی خطاب الوحی؟ وما العوامل التی تؤدّی إلى ظهور العداء واستمراره فی المجال السیاسی؟ إنّ الإجابه عن هذا السؤال تستلزم فهماً دقیقاً لآیات القرآن الکریم، والرجوع إلى التفاسیر التی تُمکّن من إدراک مقاصد النصّ الإلهی. وفی هذا السیاق، یعتمد البحث على تفسیرَی المیزان للعلّامه الطباطبائی و تسنیم لآیه الله الجوادی الآملی، لما یتمیّزان به من نظره شامله إلى القرآن، وتفسیر للآیات فی ضوء نظائرها ومقابلاتها. لقد أُشیر فی مواضع متعدّده من القرآن الکریم إلى مفهوم العدوّ وعنصر العداء إشارهً مباشره، کما أنّ کثیراً من المفاهیم والمصطلحات القرآنیّه - مثل الجهاد و القتال و الحرب و الفتح و النصر - ترتبط ارتباطاً وثیقاً بمفهوم العدوّ، ولا تکتسب معناها إلّا فی وجوده. وتُثبِت هذه الآیات أنّ وجود العدوّ وحضور عنصر العداء فی المجتمعات الإنسانیّه حقیقهٌ لا یمکن إنکارها. ویتجلّى هذا الأمر بوضوحٍ أکبر فی الآیات التی تتناول هبوط آدم(ع) إلى الأرض، إذ تُظهِر تلک الآیات أنّ استمرار حضور عنصر العداء هو السِّمه الأولى للحیاه الأرضیّه. تشیر نتائج البحث إلى أن الوجود هو میدان للتقابل بین الحق والباطل، وأن التضاد الوجودی بینهما یؤدی إلى نشوء العداوه بین أتباع الحق والباطل فی سیاق الحیاه الاجتماعیه للبشر. إن المواجهه الأنطولوجیه لمفهوم العدو فی هذا السیاق تُظهر أن نشوء العداوه یرتبط بعاملین رئیسیین: العامل الفاعلی والعامل البنیوی. من المنظور الفاعلی، فإن الطبیعه الوجودیه للإنسان، التی تتکوّن من العقل، والاختیار، والحریه، إلى جانب الغضب والشهوه، وما یحویه من قوى متضاده، تُهیّئ الأرضیه لظهور العداوه. ومن المنظور البنیوی، فإن الحیاه الاجتماعیه للبشر، بسبب ما یحیط بها من قیود ومحدودیات، تُعدّ مجالاً للتزاحم والتقابل، مما یؤدی إلى بروز العداوه فی المجتمعات الإنسانیه. کما أن الأحکام والحدود الإلهیه، بما لها من طبیعه حقیقیه وارتباط داخلی ببنیه نظام الخلق، تتفاعل مع أفکار الإنسان وسلوکیاته، ویُعدّ نشوء العداوه أحد ردود الفعل البنیویه الناتجه عن انتهاک تلک الحدود الإلهیه. إن إزاله العداوه تتطلب التوحد حول محور ترتکز علیه الفطره الوجودیه للإنسان. وهذا المحور یتجلّى ضمن البنیه الحاکمه للعالم والقوانین التی یقوم علیها الوجود، والتی شکّلتها الأحکام والحدود الإلهیه. وبناءً علیه، فإن نشوء العداوه فی المجتمعات البشریه یرتبط ارتباطاً مباشراً بعدم التزام الناس بالحق وأوامر الله، ولو أن جمیع الناس ثبتوا على اتباع الأحکام والحدود الإلهیه، لما کان للعداوه أن تظهر. وتبشّر الآیات القرآنیه التی تُعرّف الصالحین بأنهم ورثه الأرض بمستقبلٍ یسود فیه الالتزام بأوامر الله، ویصبح فیه حلم غیاب عنصر العداوه عن المجتمعات الإنسانیه قریب المنال.
۶۴.

بررسی جنبش مزدکیه در چارچوب الگوی کیهان شناسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۰
جنبش مزدکیه، یکی از پدیده های مهم و مناقشه برانگیز تاریخ ایران عصر ساسانی است که هم از منظر اجتماعی و اقتصادی و هم از جهت مشروعیت زدایی از نظم کیهان شناختی زرتشتی، نقشی اساسی در تحولات آن دوره ایفا کرده است. این مقاله با رویکردی انتقادی و تحلیلی، می پرسد در بستر کیهان شناسی ایرانی، چه نقدی بر آموزه های مزدکیه وارد است؟ در پاسخ، نشان داده می شود که اندیشه های وی و پیروانش در تقابل بنیادین با مفاهیمی چون «اشه» (نظم کیهانی) و «فرّه کیانی» قرار داشته اند. مزدک با ترویج ایده هایی چون اشتراک اموال و زنان، ساختار خانواده، مالکیت و نظام طبقاتی را تضعیف و نظم اجتماعی و دینی زمانه را با چالش جدی مواجه کرد. اگرچه در نگاه نخست، آموزه های مزدک در حمایت از محرومان و توده های فرودست تفسیر می شود، اما در عمل، این جنبش به فروپاشی هنجارهای دیرپای جامعه، بی ثباتی سیاسی و اخلاقی، و تضعیف نهادهای مشروعیت بخش منجر شد. جنبش مزدکیه نه صرفاً خواهان عدالت اقتصادی، بلکه تجدیدنظر رادیکال در بنیان های دینی و فلسفی جامعه ایرانی بود. آموزه های او وحدت معنوی جامعه، ساختار سلسله مراتبی قدرت و مرزهای اخلاقی سنتی را درهم شکست. سرکوب شدید این جنبش توسط خسرو انوشیروان، نه فقط اقدامی سیاسی، بلکه در چارچوب کیهان شناسی ایرانی، تلاشی برای بازگرداندن نظم مقدس و حفظ کیان دولت ساسانی تلقی شد. واکاوی اسناد تاریخی و تحلیل نگرش اندیشمندان متأخر نشان می دهد که بسیاری از مخالفت ها با مزدک، نه از سر تعصب طبقاتی، بلکه در دفاع از انسجام اجتماعی، تقدس نهاد خانواده و تداوم مشروعیت دینی-سیاسی صورت گرفت. مقاله حاضر با عبور از خوانش های ساده انگارانه، تصویری واقع بینانه و چندلایه از ماهیت، انگیزه ها و پیامدهای جنبش مزدکیه ارائه می دهد و نشان می دهد چرا آموزه های مزدک در چشم نظام ساسانی نه اصلاح طلبانه، بلکه نوعی هرج ومرج تلقی شد و سرنوشتی سخت برای او و پیروانش رقم زد.
۶۵.

تاملاتی فلسفی بر مخاطرات بشری در عصر روابط جهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۷
فلسفه انسانی به معانی ساده، ژرف نگری و نقد حیات بشری است. همین تلقی از ابتدا آن را به امر سیاسی پیوند داده است. فلسفه سیاسی از منظر هنجاری-انتقادی معطوف به زندگی خوب است. از این دیدگاه اگر به جهان امروز توجه کنیم انواع مخاطرات و بحران ها آن را از معیارهای زندگی خوب دور کرده است. در عین حال، وضعیت کلی جهان هم از حیث میزان شاخص سلامت، زیست بوم و هم معیارهای عدالت و صلح خوب نیست. بسیاری از صاحب نظران نگران افزایش تنش ها، تجزیه نظم شکننده جهانی و آغاز دوره ای از برخورد میان ملت ها هستند. بر این اساس سؤال اصلی مقاله عبارت از این است که از منظر فلسفی، بحران ها و مخاطرات عصر جهانی چگونه تحلیل می شوند و از منظر هنجاری-تجویزی چه راهکاری برای مقابله با آن ها وجود دارد؟ در پاسخ با استناد به نمونه های عینی مخاطرات و بحران ها نشان داده می شود که اجتماع بشری تا چه میزان از ناامنی هستی شناختی در رنج است. از آنجا که فلسفیدن با امکان تغییر شرایط نامطلوب معنا پیدا می کند و هدف آن دست یابی به جامعه سعادتمندانه است بدیهی است مجموعه ای از ایده ها و راهکارها در جهت رسیدن به این هدف مهم مطرح می کند. در بخش دوم مجموعه ای از راهکارها به عنوان اصول زیست متمدنانه ارائه می شود. چارچوب نظری این نوشتار هنجاری-انتقادی و روش گردآوری مطالب کتابخانه ای است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان