ذکرالله محمدی

ذکرالله محمدی

مدرک تحصیلی: دانشیار تاریخ دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۶ مورد از کل ۴۶ مورد.
۴۱.

مبانیِ مشروعیّت خاتون های مغول و نقش آن در عملکردهای آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
در تمام ادوار تاریخی، حکومتگران برای دستیابی به حکومت، نیازمند کسب مشروعیّت بوده اند. در واقع کسب مشروعیت، یکی از عوامل دوام و بقای سیاسی و استمرار سلطه سلطه گران به حساب می آمده است. در دوره مغولان نیز کسب مشروعیّت برای فرمانروایان آن، اهمیّت بسیاری داشت. در کنار خان های مغول، خاتون های دربار نیز عنصری بسیار تأثیرگذار به حساب می آمدند. نکته قابل توجه در قبایل کوچ رو به ویژه مغولان صحراگرد، نوع معیشت و زیست آنها بوده که تعیین کننده اقتدار نیز بوده است. در دوران قبیله گی یا پیشاامپراطوری مغولان، زنان یا مادران، جایگاه و اهمیت ویژه ای در نهاد خانواده و ساختار قبیله داشتند و گرداننده اصلی اقتصاد خانواده به حساب می آمدند. آنها در دوران پس از شکل گیری امپراطوری توسط مغولان با عنوان خاتون های دربار، جایگاهی رفیع تر از گذشته در حکومت کسب کردند و بالتَّبع برای اعمال نفوذ و اقتدار بیشتر، اقدامات مثبت و منفی بسیاری را انجام می دادند. مسئله محوری و یا به عبارتی دغدغه اصلی پژوهش حاضر، یافتن منشأ قدرت و مبانی مشروعیّت خاتون ها بوده است. به بیان دیگر این تحقیق در پی پاسخگویی به پرسش هایی از این قبیل است که سرچشمه و آبشخور قدرت خاتون های دربار مغولان، از کجا بوده است؟ آیا ارتباط عینی و عملی بین مبانی قدرت با اعمال سیاست (تصمیم سازی، تصمیم گیری و عملکردها) آنها وجود داشته است؟ در صورت مثبت بودن جواب، چگونه از مبانی در پیشبرد اهداف و اعمال سیاست و قدرت بهره گرفته می شد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که علاوه بر مسائل فرعی، حداقل سه منشأ اصلی مشروعیت زا برای اعمال قدرت توسط خاتون ها وجود داشته است که عبارتند از: جایگاه و اهمیّت قدسی زن در سنّت های مغولی، اصل و نسب و پایگاه قبیله ای و جایگاه همسری یا مادری. در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از روش تحلیلِ تاریخی با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با اتکا به منابع اصلی، موضوع مورد نظر بررسی و واکاوی شود.
۴۲.

خاندان های علمی در ایرانِ عصرِ سلجوقی (590 431ق) و منبع قدرت آنان: سرمایه فرهنگی 1(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۸
در تاریخ ایران در دوره میانه اسلامی همواره خاندان هایی وجود داشتند که به امور مختلف دیوانی، شرعی و علمی می پرداختند. خاندان های علمی در عصر سلجوقی نقش های بسیاری در عرصه ها یا میدان های گوناگون اجتماعی بازی می کردند. این خاندان ها می توانستند برای چند نسل، علم اندوزی را در خاندان خود تداوم بخشند و این گونه خاندانی علمی را تشکیل دهند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی در پی بیان تعریفی دقیق تر از خاندان های علمی در عصر سلجوقی، چگونگی پراکندگی آنان در سرزمین ایران و یافتن منبع قدرت این خاندان های علمی در میدان های اجتماعی است؛ ازاین رو به نظر می رسد ازآنجایی که مهم ترین سرمایه این خاندان ها، سرمایه فرهنگی آنان است؛ در نتیجه با تلاش برای حفظ این سرمایه درون خاندان و ایجاد تمایز میان خاندان های علمی با سایرین، آنان می توانستند در سه میدان آموزشی، قضایی و ریاست به قدرت برسند. این قدرت همواره به معنی سلطه و یا قدرت سیاسی نبود؛ بلکه زمانی است که یک خاندان از بیشترین توان سرمایه فرهنگی خود استفاده می کند و می تواند آن را به سرمایه فرهنگی نهادینه شده ای تبدیل کند. برخی از افراد این خاندان ها، به ویژه آنان که به منصب ریاست بر شهرها می رسیدند، به دخالت در امور سیاسی تمایل داشتند؛ اما فعالیت سیاسی این خاندان ها می توانست گاهی برای آنان پیامدهای خون باری به همراه داشته باشد و چه بسا موجب کاهش سرمایه فرهنگی ایشان شود.
۴۳.

روابط سلطنت و خلافت: تحلیل گفتمان انتقادی نامه های طغرل و القائم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۰
با قدرت گیری سلجوقیان (حک:429 590 ه .ق) در خراسان و شکست سلطان مسعود غزنوی در نبرد دندانقان (431ه .ق) از ایشان فصل تازه ای در تاریخ ایران گشوده شد. طغرل سلجوقی بلافاصله پس از نشستن بر تخت سلطنت در نیشابور، مکاتبات و روابط خویش را با خلیفه عباسی آغاز کرد. سلجوقیان برای کسب مشروعیت در حکومت به منشور و خلعت خلیفه نیاز داشتند. خلیفه بغداد در این هنگام القائم بود. در حالی که بغداد تحت سیطره ی آل بویه و مشوش روزگار می گذراند. طغرل و خلیفه در سه مرحله مهم مذاکره و مکاتبه داشتند: اول نامه نخستین سلجوقیان در سال 431ه .ق بلافاصله پس از پیروزی در دندانقان، دوم هنگام سقوط بغداد و کودتای بساسیری در 449ه .ق و سوم در ماجرای درخواست طغرل برای ازدواج با دختر القائم در 453ه .ق. این مقاله در پی واکاوی روابط طغرل و خلیفه القائم است. روش تحقیق در این مقاله با تأکید بر رویکرد فرکلاف به تحلیل گفتمان انتقادی خواهد بود. از این رو به نظر می رسد اگرچه روابط طغرل با القائم با احترام آغاز و با کمک به خلیفه همراه شد؛ اما در نهایت به دشمنی و تضاد انجامید. خلیفه الله در برابر سلطان ظلّ الله. در این کشمکش نقش ایرانیان دیوانسالار نیز پررنگ است. این دبیران بیشتر پایبند به شیوه ایرانی حکومت و فرّه ایزدی پادشاه بودند تا سنت خلافت اسلامی.
۴۴.

بررسی تاریخی- تطبیقی لباس اقوام مغول در دوره ایلخانان و یوان (مطالعه موردی: لباس جیسون و ترلیگ مردان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: مغولان، به عنوان مجموعه ای از قبایل آسیای مرکزی، در اوایل قرن 13م/7ه حملات گسترده ای را به شرق و غرب آسیا آغاز کردند و سپس در سرزمین های مفتوحه، ازجمله ایران و چین، استقرار یافتند. آنان دارای ویژگی های هویتی و فرهنگی خاص خود بودند. اهداف و سؤال ها: پوشاک به عنوان یک شاخص فرهنگی و هویتی مغولان شناخته می شود و هدف این پژوهش بررسی تغییرات لباس اقوام مغول در سرزمین های ایران و چین است. این پژوهش بر آن است به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. لباس اقوام مغول پیش از فتوحات چنگیزخان چگونه بود و در دوره ایلخانان در ایران و دوره یوان در چین چه تغییراتی کرد؟ 2. چه شباهت ها و تفاوت هایی میان لباس اقوام مغول در ایران و چین وجود دارد؟ 3. چه عواملی بر شباهت ها و تفاوت ها اثرگذار است؟ روش ها: برای پاسخ گویی به پرسش های پژوهش، از روش مطالعه تاریخی-تطبیقی استفاده شده است و جمع آوری داده ها بر اساس تصاویر متعلق به دوره ایلخانان و یوان و فیش برداری از منابع موجود انجام شده است. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در شکل ظاهری لباس مغولان تغییراتی پدید آمده و نوعی مبادله فرهنگی میان آنان و سرزمین های مقصد صورت گرفته است. ازنظر رنگ لباس ها، به ویژه در پوشاک پادشاهان، رنگ های آبی و قرمز در ایران و چین مشترک اند؛ اما در طرح لباس ها به ویژه اندازه آستین ها، تفاوت هایی مشاهده می شود و متأثر از فرهنگ چینی، آستین ها بلندتر هستند. در هر دو سرزمین ایران و چین، طرح هایی با نقش حیوانات، ازجمله آهو برای پادشاهان و همچنین نقوش اسلیمی، مارپیچ، گل لوتوس و ابر (متأثر از هنر چین) به چشم می خورد. در چین علاوه بر این موارد، نقش حیواناتی چون شیر، آهو و نیز موجودات اسطوره ای همچون اژدها و ابر رایج بوده است. از عوامل مؤثر در تغییرات لباس مغولی می توان به جابه جایی جمعیت مغول، شرایط جغرافیایی سرزمین های مقصد، حاکمیت مغولان بر مناطق مفتوحه و تأثیرپذیری از فرهنگ های محلی و نیز شباهت های موجود میان لباس مغولان در یوان و ایلخانی به سبب تجارت پارچه و پوشاک و حضور صنعتگران چینی و ایرانی در هر دو سرزمین اشاره کرد.
۴۵.

تحلیل لچکی های بناهای عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
معماری همواره جزء هنرهای پویا و فعال در ایران بوده و در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود همواره مسیر پیشرفت را پیموده است. هنرمندان ایرانی با استفاده از ذوق و فرهنگ ایرانی به گونه ای سعی در تزئینات آثار معماری داشته اند؛ که با فرهنگ هر دوره تلفیق یافته و سبکی نو را به معماری جهان عرضه نموده اند. در واقع اجرای هر طرح نیازمند عناصر سه گانه جامعه، حامیان طرح و معمار می باشد که بدون هر یک از این عناصر اجرای معماری یک بنا قابل تصور نخواهد بود. پس از حمله مغول به ایران و ویرانی های بسیار، رفته رفته از میان این تخریب ها نظام سیاسی تازه ای با نام حکومت ایلخانی سر برافراشت که به مرور با تلفیق هنر شرقی با هنر ایرانی در تزئینات معماری این دوره سبک خاصی را ایجاد نمودند. بخش مهمی از تزئینات معماری دوره ایلخانی را تزئینات لچکی تشکیل می داد که به ویژه در سردر ورودی بناها و محراب ها مورد استفاده قرار می گرفته است. در این پژوهش سعی بر آن است که به معرفی عناصر تزئینی انواع لچکی در معماری ایلخانی پرداخته و نقش و جایگاه هر یک از این لچکی ها را در سازه های معماری این دوره مشخص و تفاوت های به وجود آمده در میان این لچکی ها در معماری ایلخانی را مشخص نماییم. برطبق جامعه آماری بررسی شده لچکی های بناها در دوره ایلخانی در چهار دسته بندی متفاوت از جمله: جنس، پراکندگی بناها، رنگ و طرح قرار می گیرند. از این میان بناهای آجری، طرح های اسلیمی و رنگ آبی از ویژگی های شاخص لچکی ها در این دوره محسوب می شود.
۴۶.

تحلیلی بر شیوه های خوش نویسی نستعلیق؛ سبک تبریز مکتب ترکمانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
هنرِ دوره پساایلخانی در کنار دین، به عنصر هویت و مشروعیت بخش حکومت ها تبدیل شد. پیشرفت هنر خوش نویسی و نگارگری در کنار سایر هنرها، جامعه را با پویایی روبه رو ساخت و نوعی تکثر و تنوع را در قالب هویت مغولی - ترکی و ایرانی ایجاد کرد. مکتب خوش نویسی شیراز آل اینجو و آل مظفر در سده هشتم، پیشگام شد و بغداد و تبریز جلایری نیز با ترکیب میراث شیرازیان و نبوغ تبریزیان به نوآوری رسید. خط نستعلیق، تجلی آمیزه دوگانه بالا بود که در تبریز به اوج خود رسید و با کوچ اجباری هنرمندان تبریزی به سمرقند و هرات، کانون هنری نیز تغییر موقعیت داد. با قدرت گیری حکمرانان قراقویونلو و آق قویونلو، مکتب خوش نویسی ترکمان باویژگی های خاص، بار دیگر قوام گرفت. این پژوهش، به روش تحلیل تاریخی به شناسائی تنوع سنخ های خوش نویسی نستعلیق در قلمرو ترکمانان پرداخته و با توجه به سلسله نسبِ خط، فعالیت شش جریان خوش نویسی را به موازات هم شناسایی کرده است که با توجه به استاد سرشاخه، می توان به «شیوه خوارزمی»، «شیوه عبدالحی استرآبادی»، «شیوه خلوتی تبریزی»، «شیوه هرویان»، «شیوه اظهر تبریزی» و «شیوه متفرقه» اشاره کرد. رقابت ها و همراهی هایی بین این شیوه ها وجود داشت. این سنخ شناسی بر اساس جنبه های تخصصی خط شناسی و استاد - شاگردی تنظیم شده است. پژوهش حاضر نشان داده است که نمی توان دوره ترکمانی را به سبب کوتاهی حاکمیت سیاسی نادیده گرفت. هدف مقاله، نشان دادن تداوم سنت خوش نویسی فراتر از مرزها و دربار تیموریان است. پیشرفت خوش نویسی در سلسله ها، با پیشرفت دوره تیموری و صفوی برابری می کند. درضمن، منشأ اصلی خوش نویسی مکتب تیموری، ولایات غرب ایران بود که تاحدودی بدون تغییر به ترکمانان منتقل شد و سپس زمینه شکل گیری مکتب صفوی را ایجاد کرد. البته، جایگاه مکتب ترکمانان را تنها نباید به میانجی گری و ابزار انتقالی تقلیل داد، بلکه بر جنبه زیبایی شناسی و ظرافت قلم نیز افزوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان