آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۶

چکیده

در تاریخ ایران در دوره میانه اسلامی همواره خاندان هایی وجود داشتند که به امور مختلف دیوانی، شرعی و علمی می پرداختند. خاندان های علمی در عصر سلجوقی نقش های بسیاری در عرصه ها یا میدان های گوناگون اجتماعی بازی می کردند. این خاندان ها می توانستند برای چند نسل، علم اندوزی را در خاندان خود تداوم بخشند و این گونه خاندانی علمی را تشکیل دهند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی در پی بیان تعریفی دقیق تر از خاندان های علمی در عصر سلجوقی، چگونگی پراکندگی آنان در سرزمین ایران و یافتن منبع قدرت این خاندان های علمی در میدان های اجتماعی است؛ ازاین رو به نظر می رسد ازآنجایی که مهم ترین سرمایه این خاندان ها، سرمایه فرهنگی آنان است؛ در نتیجه با تلاش برای حفظ این سرمایه درون خاندان و ایجاد تمایز میان خاندان های علمی با سایرین، آنان می توانستند در سه میدان آموزشی، قضایی و ریاست به قدرت برسند. این قدرت همواره به معنی سلطه و یا قدرت سیاسی نبود؛ بلکه زمانی است که یک خاندان از بیشترین توان سرمایه فرهنگی خود استفاده می کند و می تواند آن را به سرمایه فرهنگی نهادینه شده ای تبدیل کند. برخی از افراد این خاندان ها، به ویژه آنان که به منصب ریاست بر شهرها می رسیدند، به دخالت در امور سیاسی تمایل داشتند؛ اما فعالیت سیاسی این خاندان ها می توانست گاهی برای آنان پیامدهای خون باری به همراه داشته باشد و چه بسا موجب کاهش سرمایه فرهنگی ایشان شود.

The Educated families in Iran during the Seljuk period (431-590 AH) and the source of their power: Cultural Capital

Throughout the history of Iran during the Middle Islamic period, certain families consistently engaged in administrative, religious, and educational affairs. In the Seljuk era, educated families played pivotal roles across various social domains. These families were able to accumulate and transmit knowledge across generations, forming a lineage of educated individuals. This study employs a descriptive-analytical approach to provide a clearer definition of educated families during the Seljuk era, explore their geographical distribution throughout Iran, and identify the sources of their social power. The primary capital of these families is their cultural capital. By preserving this capital within the family and distinguishing themselves from others, they attained influence in three key areas: education, judiciary, and governance (Riyāsat). This influence did not always equate to political domination; rather, it manifested when families maximized their cultural capital and converted it into institutionalized cultural capital. While some members of these families, particularly those who ascended to governorships, engaged in political matters, such political involvement could have violent repercussions and likely resulted in a decline in their cultural capital.

تبلیغات