عبدالاحد غیبی

عبدالاحد غیبی

مدرک تحصیلی: عضو هیئت علمی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۳ مورد از کل ۶۳ مورد.
۶۱.

تحلیل اگزیستانسیالیستیِ مفهوم آزادی در رمان های پیرمرد و دریا از ارنست همینگوی و حین ترکنا الجسر از عبدالرحمن منیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۵
مفهوم آزادی، به عنوان یکی از پیچیده ترین و گسترده ترین مفاهیم فلسفی، همواره در کانون توجه اندیشمندان بوده است. فلسفه اگزیستانسیالیسم، با تمرکز بر بعد وجودی و هستی انسان، رویکردی منحصر به فرد به مفهوم آزادی ارائه می دهد. در این فلسفه، انسان به عنوان موجودی آزاد، مسؤولیت شکل دهی به زندگی خود و تعیین سرنوشت خویش را بر عهده دارد. اگزیستانسیالیست ها بر این باورند که انسان برخلاف بسیاری از موجودات، فاقد ماهیت از پیش تعیین شده ای است و ماهیت خود را از طریق انتخاب های آزادانه ای که در طول زندگی انجام می دهد، می سازد. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی ویژگی های اصلی آزادی در فلسفه اگزیستانسیالیسم و نمود آن در دو رمان پیرمرد و دریا و حین ترکنا الجسر پرداخته شده است. شخصیت های اصلی این دو رمان، در مواجهه با موقعیت های چالش برانگیز، مجبورند مسؤولیت انتخاب های خود را بپذیرند. این دو رمان نشان می دهند که مواجهه با آزادی و مسئولیت، مسیر خودسازی و معنایابی را شکل می دهد. پذیرش شجاعانه انتخاب های سانتیاگو به شرافت و معنا می انجامد، در حالی که گریز زکی نداوی از این بار وجودی، او را از اصالت و خودسازی بازمی دارد. این مقایسه، جهان شمولی تجربیات بنیادین انسانی مانند آزادی و جستجوی معنا را در فرهنگ های مختلف تأیید می کند.
۶۲.

طنز سیاه در موسم هجرت به شمال اثر طیب صالح و مزرعه حیوانات اثر جورج اورول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۱
این پژوهش به بررسی کارکردهای طنز سیاه در رمان هاى «موسم هجرت به شمال» اثر طیب صالح، و «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول می پردازد. هدف این مقاله تحلیل چگونگی به کارگیری طنز سیاه برای نقد ساختارهای قدرت، استعمار و استبداد است. پژوهش حاضر با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری طنز سیاه، با هدف واکاوی مؤلفه-هایی؛ چون فقر و تنگدستى، شکاف طبقاتى، زمامداران نالایق، میهن دوستى، مقاومت و ظلم ستیزى و خواب غفلت به بررسى هر دو اثر می پردازد. باوجود تفاوت در بسترهای تاریخی و جغرافیایی دو رمان (استعمارگر-استعمارشده در رمان صالح و انقلابِ به بیراهه رفته در اثر اورول)، هر دو نویسنده از طنز سیاه برای افشای یک حقیقت بهره می برند: شکاف بین آرمان های اصیل و واقعیت های فاسد شده. در «موسم هجرت به شمال»، طنز سیاه در تقابل شخصیت مصطفی سعید با جهان غرب و در خودویرانگری او متجلی می شود و تلخی رابطه استعماری و بحران هویت پسااستعماری را به تصویر می کشد. در «مزرعه حیوانات»، اورول با خلق طنزی سیاه، فرآیند انحراف تدریجی انقلاب از آرمانهای اولیه (برابری) به یک نظام استبدادی جدید را به سخره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که طنز سیاه در هر دو اثر، به عنوان استراتژی اصلی روایت برای بیان ناامیدی، اعتراض و هشدار به کار رفته است.
۶۳.

دراسه بنیویه تکوینیه للشخصیات فی روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۶
تنطلق البنيويه التكوينيه – كما صاغها لوسيان غولدمان – من أن العمل الأدبي بنيه دالّه تعبّر في شكلها الداخلي ومحتواها عن رؤيه جماعيه للواقع، أي عن وعي طبقي أو اجتماعي محدّد، عبر وساطه وعي الكاتب الفردي. تسعی هذه المقاله أن تدرس شخصیات روایه «أضغاث مدینه» لعبدالرضا صالح محمد، علی ضوء نظریه البنيويه التكوينيه للوسيان غولدمان معتمده علی المنهج الوصفي التحلیلي. وبناءً على ذلك، يمكن النظر إلى الشخصيات في روايه "أضغاث مدينه" بوصفها تمثيلاً للبنيه الذهنيه والاجتماعيه التي يعيشها المجتمع العراقي في سياق الحروب والاضطرابات السياسيه والأمنيه. الشخصيات الرئيسه، بما تحمله من قلق وتشظٍّ وخوف، لا تُفهم بوصفها سمات فرديه فحسب، بل باعتبارها انعكاساً لأزمه جماعيه، أي أنّها تجسّد رؤيه مأزومه للعالم ناتجه عن التناقض بين طموحات الأفراد والقيود التاريخيه والاجتماعيه التي تكبّلهم. وهذا ما يجعلها، وفق المنظور الغولدماني، بنى دالّه على الوعي الجمعي في لحظه تاريخيه محدده. كذلك يتيح توزّع الشخصيات بين رئيسه وثانويه، وتنوّعها بين مثقفه ومغتربه واشكاليه وقامعه، الكشف عن تنوّع المواقع داخل البنيه الاجتماعيه، وعن تعدّد أشكال استجابه الأفراد للواقع. فالشخصيه المثقفه، مثلاً، تمارس وظيفه وعي نقدي يسعى إلى الربط بين وعي الفرد ووعي الجماعه، ما يتوافق مع مفهوم غولدمان لوظيفه الأدب بوصفه فعلاً يعبّر عن رؤيه طبقيه أو جماعيه تسعى إلى تجاوز أزمتها. على هذا الأساس، فإن روايه «أضغاث مدينه» تُقرأ – في إطار البنيويه التكوينيه – بوصفها بنيه أدبيه متماسكه تعكس رؤيه للعالم تعبّر عن وعي جماعه اجتماعيه مأزومه، وتعيد ترتيب هذا الوعي في بناء رمزي يضيء التناقضات الكامنه في الواقع العراقي ويمنحها شكلاً فنياً قابلاً للتأويل.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان