تأملی در بنیان های نظری جنگ شناختی بر اساس روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸)
71 - 118
حوزههای تخصصی:
جنگ شناختی محصول ادغام و تلاقی فناوری های نوظهوری است که به دنبال تغییر محاسبات ذهنی است. این جنگ دارای ابعاد و سطوح گوناگونی است که تحلیل هر یک از آنها می تواند به شناخت نسبی از آن کمک کند. در همین راستا، هدف این مقاله، واکاوی بنیان های نظری جنگ شناختی به منظور درک ابعاد و لایه های گوناگون آن است. تحقیق از نوع فراترکیب است که از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده کرده است. در اولین گام پس از شناسایی و تعیین موضوع (جنگ شناختی)، پرسش های پژوهش مشخص شد و سپس مرور نظام مند ادبیات آغاز شد. منابع یافت شده از نظر عنوان، چکیده و متن بررسی شد و مقالات و گزارش های غیرمرتبط حذف شدند. ابتدا 78 منبع شناسایی شد و سپس در چهار مرحله و با حذف منابع غیرمرتبط، تعداد 22 منبع معتبر بین سال های 2022 تا 2024 تحلیل و محورهای مرتبط با جنگ شناختی و انواع روش های تحقیق در این حوزه در قالب جداول آماری استخراج شد. بر اساس یافته ها، پایه های نظری جنگ شناختی شامل: علوم اجتماعی، علوم رفتاری و مداخلات روان شناختی، علوم اعصاب شناختی، فناوری های نوظهور، پردازش اطلاعات در تصمیم گیری، گروه سازی انسان- ماشین، آموزش جنگ شناختی، بنیان های حقوقی، علوم انسانی، سیاست/ ژئوپلیتیک/ رسانه و قلمرو انسان (علوم اعصاب) است. همچنین بر اساس یافته ها، در بیشتر مقالات از روش تحقیق توصیفی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که جنگ شناختی، پدیده ای بین رشته ای است که فناوری های جدید ازجمله هوش مصنوعی، کاربرد زیادی در این جنگ دارد.