هـدف ایـن پژوهـش تعییـن رابطـه ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی بـا نقـش واسـطه ای حرمـت خـود و طـرح پژوهـش از نـوع همبسـتگی بـود. از بیـن دانشـجویان کارشـناسی و کارشـناسی ارشـد دانشـگاه آزاد تهـران جنـوب کـه در سـال 1402-1401 مشـغول بـه تحصیـل بودنـد، 336 نفـر بـا اسـتفاده از روش نمونه بـرداری در دسـترس، بـه عنـوان گـروه نمونـه انتخـاب شـدند. داده هـا بـا اسـتفاده از مقیـاس ذهـن آگاهی (بـراون و رایـان، 2003)، مقیـاس حرمـت خـود (روزنبـرگ، 1965)، سیاهـۀ اضطـراب (بـک، 1988)، سیاهـۀ افسـردگی (بـک، 1961) جمـع آوری شـدند. نتایـج بـه دسـت آمـده از معـادلات سـاختاری ضرایـب مسیـر ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی را معنـادار و به ترتیـب 0/501- و 0/282- مشـخص کـرد. هم چنیـن مسیـر غیرمسـتقیم ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی به واسـطۀ حرمـت خـود به ترتیـب 0/120- و 0/281- بـود. بنابرایـن نقـش واسـطه ای حرمـت خـود در رابطـۀ بیـن ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی تأییـد شـد. بـر مبنـای نتایـج بـا به کارگیـری ذهـن آگاهی و تمرکـز بـر نقـش حرمـت خـود و تقویـت آن، می تـوان اضـطراب و افـسردگی را کاهش داد.
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطهای نظمجویی هیجانی در رابطۀ بين سبكهاي هويتي و عشقپذيري انجام شد. جامعۀ آماری، دانشجویان مجتمع ولیعصر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1402-1401 بود. 200 دانشجو با روش نمونهبرداری در دسترس بهعنوان گروه نمونۀ پژوهش انتخاب شدند و به مقیاس عشقپذیری در سیاهۀ چندبُعدی حرمت خود (ابراین و اپستاین، 1988)، پرسشنامۀ سبک هویت (برزونسکی، 1989، 1992) و مقیاس نظمجویی هیجان (گراس و جان، 2003) پاسخ دادند. نتایج آزمون تحلیل مسیر نقش واسطهای سرکوبی هیجانات را در رابطۀ بین سبک هویت اطلاعاتی و اجتنابی با عشقپذیری و نقش واسطهای شاخص ارزیابی مجدد هیجانها در رابطۀ بين سبک هویت هنجاری با عشقپذیری تأييد كرد اما نقش واسطهای شاخص ارزیابی مجدد هیجانها در رابطۀ بين سبک هویت اطلاعاتی و اجتنابي با عشقپذیری، تأييد نشد. رابطۀ بین سبک هویت هنجاری و عشقپذیری با واسطهگری شاخص سرکوبی هیجانها معنادار نبود، اما نقش واسطهای شاخص ارزیابی مجدد هیجانها در رابطۀ بین سبک هویت هنجاری با عشقپذیری تأیید شد. این یافتهها نشان میدهد با کاهش بهکارگیری راهبرد سرکوبی در افراد دارای سبکهای هویتی اطلاعاتی و اجتنابیـ سردرگم، میتوان به افزایش ظرفیت این افراد در پذیرش عشق کمک شایانی کرد. سبكهاي هويت هنجاري نيز با بهكارگيري ارزيابي مجدد هيجانها از توانايي عشقپذيري بيشتري برخوردارند كه توجه بدان ضروري به نظر ميرسد.
هدف پژوهش حاضر رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب با میانجی گری سبک مقابله ای هیجان مدار در زنان جوان ورزشکار غیر حرفه ای است. روشِ پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل زنان جوان (25-45 سال) جدیدالورود (ورزشکاران غیر حرفه ای) به باشگاه های ورزشی شهر تهران بودند که 7 منطقه بصورت تصادفی انتخاب شدند، و متقاضیان به صورت نمونه گیری در دسترس برای پر کردن پرسشنامه ها انتخاب شدند؛ به این صورت 200 نفر از افراد دارای اضطراب 16 به بالا (متوسط)، طبق پرسشنامه اضطراب بک به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه های پژوهش در بین این افراد توزیع شد. طبق نظر کلاین(2011)، تعداد 200 نفر در روش معادلات ساختاری قابل دفاع است، بدین منظور از بین 300 پرسشنامه ای که توزیع شد، تعداد 200 پرسشنامه که بصورت کامل و سالم پر شده بودند، در نظر گرفته شدند. ابزار اندازه گیری این پژوهش شامل 3 پرسشنامه بود: پرسشنامه اضطراب بک (1988)، پرسشنامه سبک های مقابله ای اندلر و پارکر (1391) و پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ فرم کوتاه (2005). داده های به دست آمده با آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه تحلیل قرارگرفت. نتایج تحلیل نشان داد که اثر مستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب (51/0) معنادار بود. اثر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر اضطراب از طریق سبک مقابله ای هیجان مدار نیز معنی دار بود (27/0).