سوژه-ابژه میان تصویر و کلمه (بررسی غزلی از مولانا در پیوند با گزارش افلاکی از آن، بر پایه ی اسطوره و شمایل نگاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۴)
17 - 34
افلاکی در مناقب العارفین ، گزارشی را از غزل «وه چه بی رنگ و بی نشان که منم» می آورد. این روایت، مواجهه ی سه قلمرو ادبیات، نقاشی و گزارش تاریخی را نشان می دهد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی مبتنی بر نظریه هایی درپیوند با اسطوره شناسی، شمایل نگاری و نقاشی این موضوع را بررسی و تحلیل می کند. هدف پژوهش، ترسیم نسبت این سه قلمرو (ادبیات، نقاشی و گزارش تاریخی) و سرانجام، چگونگی مواجهه و ترکیب گفتمان های شکل گرفته، در تعامل میان گزارش افلاکی و غزل مولوی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سه قلمرو ادبیات، نقاشی، گزارش تاریخی و تقابل های درون متن و برون متن، ساختار طرد و ترکیب حاکم است: تقابل های برون متن، مبتنی بر دو گفتمان است؛ یکی(گرجی خاتون) که به بازنمایی تصویر و شمایل نگاری باور دارد و دیگری (مولانا)که بازنمایی را ناممکن می داند و نیز تقابل های درون متنی که گذار به وضعیتی متمایز با تقابل ها را نشان می دهند. سرانجام، تقابل های برون متنی با استحاله ی شمایل به کلمه در گفتمان اول و شکل گیری انسان-سخن در گفتمان دوم و در پیوند با آن، تقابل های درون متنی نیز با شکل گیری زبان شطح گونه، به قلمرو مشترک بی زمانِ زبان، وارد می شوند؛ این ترکیب و همسانی، حاصل حذف و طرد تصویر، زمان و سخن(به مثابه ی پوست و جامه برای معنا)است.