شهرنشینی به طور طبیعی همراه با رشد و توسعه کشورها اتفاق میافتد، به طوری که در برخی از موارد توسعه شهرها بر روی اشکال مورفولوژیک ناپایدار سطح زمین منتهی به بروز بسیاری از محدودیتهای طبیعی در توسعه آتی شهر میگردد. در حالی که تعیین و طبقهبندی اشکال مورفولوژیک سطح زمین و تعیین کاربریهای مرتبط با آنها میتواند محدودیتها و مخاطرات طبیعی ناشی از اشکال مورفولوژیک را کاهش دهد. شهر اهر واقع در120 کیلومتری شمال شرق تبریز، در منطقهای با محدودیتهای مورفولوژیک بسیار ناشی از توپوگرافی کوهستان های شناخته شده شمال غرب ایران واقع شده است. در این مطالعه، مناطق مستعد توسعه آتی شهر اهر بر مبنای دادههای مورفولوژی سطح زمین طبقهبندی شده و در نهایت نتایج مطالعه به گونه بصری ارایه شده است. یکی از ابزارهای رایج، مهم و پذیرفته شده برای تصمیم گیران در خصوص تجزیه و تحلیل داده های فضایی و شهری و برنامه ریزی توسعه منطقه ای، سیستم های اطلاعات جغرافیایی است. همراه با توسعه سیستم های اطلاعات جغرافیایی مدیریت منابع زیست محیطی و طبیعی از سیستم اطلاعاتی برخوردار شده اند که داده ها در آن به سهولت در دسترس قرار گرفته، به سادگی با یکدیگر تلفیق می شوند و به راحتی قابل ویرایش هستند، به طوری که در زمینه های مختلف تصمیم گیری در خصوص مدیریت و برنامه¬ریزی منابع طبیعی، مورد استفاده قرار می گیرند. در این مطالعه جهت شناسایی مناطق توسعه شهر اهر از سیستم اطلاعات جغرافیایی به طور گستردهای استفاده شده است. نتایج ارایه شده ما نشان می دهند که بخش غالب مناطق مسکونی در مراحل آتی توسعه شهر اهر (حدود 75 درصد از مساحت) در مناطقی با محدودیت های مورفولوژیک با درجات متفاوت واقع خواهند شد
آینده بشریت و فرجام تاریخ، همواره مورد دقت نظر متفکران و اندیشمندان الهی و غیرالهی بوده است. از میان طرح های تاریخی موجود در مکاتب مختلف، قرآن کامل ترین و نویدبخش ترین طرح را برای بشریت ترسیم نموده که براساس آن، آینده ای سرشار از خیر و سعادت برای همه انسان ها بیان گردیده است. برمبنای تفکر آینده گرای قرآن، انسان ها با اراده خویش و به کارگیری قوانین جاری تاریخ که در قالب سنت های اجتماعی- تاریخی در آیات مطرح شده، به هیچ وجه نسبت به آینده خویش منفعل و مجبور نبوده، بلکه بدین وسیله آگاهی لازم برای ساختن آینده خود و جهان را کسب کرده و با اراده ای فعال، مسیر آینده جهان و سرنوشت خود را معین می سازند. بر این اساس، مقاله حاضر بر آن است تا در ابتدا مبانی تفکر آینده گرای قرآن را با استفاده از تفسیر آیات و سخن معصومان (ع) تبیین نماید و سپس نقش فعال انسان را در تحقق آینده موعود از نظر قرآن با استفاده از مبانی تفکر آینده گرای این کتاب الهی اثبات نماید.