گسست سهروردی از مبانی اندیشه سیاسی ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۴
127-149
حوزههای تخصصی:
سؤال اصلی نوشته حاضر این است که ارسطو چگونه با استفاده از اصطلاحاتی چون طبیعت و بخت، به سراغ توضیح امر سیاسی می رود و فلسفه ایرانی-اسلامی، به ویژه در آثار سهروردی، با کدام امکان مفهومی از دیدگاه کلاسیک به امر سیاسی گسست ایجاد می کند و مبانی فلسفی آن را مورد انتقاد قرار می دهد؟ برای پاسخ به این سؤال، نگارندگان ابتدا جایگاه هستی شناختی و سیاسی مفهوم طبیعت و بخت را در اندیشه ارسطو توضیح می دهند و، در ادامه، گسست سهروردی و به طورکلی سنت فلسفه ایرانی-اسلامی را، ازطریقِ ارجاع مفهوم بخت به جهل و سوء فهم انسان نسبت به رویدادها، روشن می سازند و جایگاه هستی شناختی و، به تبعِ آن، تأثیرات سیاسی بخت را مورد انتقاد قرار می دهند. همچنین، در ادامه، سهروردی با ابتنای اداره سیاسی بر قانونی که فیلسوف با درنظرگرفتنِ مصالح روزگار وضع می کند احتیاج امر سیاسی به سلطه طبیعت و امر پوشیده و غیرقابل کنترلی مانند بخت را منتفی می سازد و از سوی دیگر، به واسطه ارتباط دادن تمهید ماده و مردم مناسب برای فره کیانی، حکیم سیاسی دست بخت را به کل از قلمروی سیاست کوتاه می کند. به این ترتیب، گسستی بنیادین میان سنت یونانی با سنت فلسفی اسلامی ایجاد می شود. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی انجام پذیرفته است.