امید غیاثی

امید غیاثی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

چند لایه بودن مفهوم شهر در دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساسانیان شهر روستا آبادی تاریخ مفهومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
در دوره ساسانی شهرهای بسیاری ساخته و یا نوسازی شد و مورخان سده های نخستین اسلامی شهرسازی را از ویژگی های بنیادین شاهان ساسانی برشمرده اند. از آغاز دوره ساسانی و با روی کار آمدن شاهانی مانند اردشیر بابکان و شاپور یکم روند شهرسازی آغاز شد و تا پایان دوره ساسانی و پیش از تلاطم های سیاسی ناشی از قتل خسرو پرویز می توان این روند را دنبال کرد. درباره شهرهای ساسانی پژوهش هایی انجام گرفته است، اما بیشتر از دیدگاههای باستان شناسانه و زبان شناسانه به این موضوع پرداخته شده است. بیشتر این پژوهش ها، در برقراری نسبت میان امر اجتماعی ناشی از وجود عینی شهرها در بستر تاریخ دوره ساسانی از یکسو، و جهان مفهومی مردم ایران در دوره ساسانی درباره شهرنشینی از سوی دیگر، به عنوان مسئله تحقیق، توفیق چندانی نیافته اند. این پژوهش سعی بر آن دارد تا با تکیه بر روش تاریخ مفهومی، نسبت میان بستر اجتماعی در تاریخ دوره ساسانی و درک ایرانیان از شهر به عنوان سکونتگاهی متمایز را به مسئله بدل کرده و نشان دهد که چگونه چندین لایه معنایی در پایان دوره ساسانی در این مفهوم انباشته شده بود.
۲.

مطالعه تطبیقی اشراف در بافت اجتماعی ایران باستان و اسلام اولیه از دیدگاه تاریخ مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشراف ایران باستان اسلام تاریخ مفهومی مطالعه تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۵۹
اشراف به عنوان مفهومی مهم و پرکاربرد در تحلیل های اجتماعی، در طول تاریخ یکسان فهمیده نمیشده است و سطوح مختلف مفهومی دارد. مسأله اصلی این نوشتار، فهم تأثیرگذاری جهان بینی دو جامعه ایران باستان متاخر و اسلامی نخستین به عنوان دو خاستگاه اصلی، بر مفهوم اشرافیت در دوره اسلامی تاریخ ایران است. این مسأله در قالب این پرسش که جوامع ایران اواخر دوره باستان و جامعه نخستین اسلامی چه فهمی از اشراف داشتند؟ در پی پاسخ برآمد. نوشتار حاضر با تکیه بر روش تاریخ مفهومی بافت اجتماعی جوامع مذکور را مطالعه نموده تا مؤلفه هایی مفهومی بدست دهد و در ادامه با تکیه بر روش تطبیقی، مؤلفه های اشرافیت در این دو جامعه را با هم مقایسه کرده است. در هر دو جامعه، اهمیت تبار اشرافی بسیار مهم بود، اما ساختار پیچیده تر اجتماعی در ایران باستان و وابستگی آنان به زمین و ایدئولوژی پادشاهی ایرانیان، سبب شده بود تا فهم اشراف در مقایسه با ساخت قبیله ای در میان اعراب تازه مسلمان متفاوت باشد. این تفاوت مفهومی، بر واقعیت اجتماعی اثرگذار بود و در دوره ی اسلامی تاریخ ایران، مفهومی چندلایه از اشراف را بوجود آورد.
۳.

شیراز عصر حافظ و چگونگی بازتولید اندیشه ایرانشهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اندیشه ایرانشهری اندیشه سیاسی تاریخ اندیشه حافظ شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۶۵۵
برخلاف شاعران عرفانی، که عموماً با تحولات اجتماعی و سیاسی بیگانه اند، تاریخ سیاسی شیراز قرن هشتم در شعر حافظ بروز یافته است که می توان جوهره آن را اندیشه ایرانشهری دانست. در اواخر دوره ساسانی، مفاهیم متعددی در قالب فرهنگ و اندیشه ایرانیان شکل گرفته بود که ریشه در چندین قرن تمدن و مواجهه با تمدن های دیگر داشت. اندیشه سیاسی ایران باستان یکی از مقولاتی ا ست که در دوران اسلامی تداوم یافت و از آن به اندیشه ایرانشهری تعبیر شده است.  در این پژوهش، با استفاده از رویکرد  تاریخ اندیشه آر.جی کالینگوود (Collingwood)، فیلسوف و مورخ انگلیسی، سعی شده است تا بدین سؤال اصلی پاسخ داده شود که چرا وجوه مهم اندیشه سیاسی ایرانشهری  در اندیشه حافظ نمود یافته است و تاریخ شیراز آن دوره چگونه بر این اساس تحلیل می شود. یافته های پژوهش که به صورت تحلیلی  تاریخی به دست آمده، نشان می دهند که رویکرد سیاسی حافظ در اشعارش با اندیشه ایرانشهری پیوند داشته و مدح و ذم شاهان زمانه در راستای مؤلفه های این اندیشه صورت گرفته است.
۴.

پرسش از انحطاط نظام سیاسی-اجتماعی ایران باستان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فردوسی شاهنامه ایران باستان انحطاط نظام سیاسی-اجتماعی فلسفه تاریخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۲۴۷
فردوسی با تکیه بر مفهوم خرد در اندیشه ایرانی شاهنامه را نگاشته است. پژوهشهای متعددی از لحاظ مفهومی و از دیدگاه هایی چون جامعه شناسی، روانشناسی و اسطوره شناسی درباره شاهنامه انجام گرفته است. آنچه تاکنون بدان توجه چندانی نشده، مواجهه فردوسی با چرایی انحطاط نظام سیاسی-اجتماعی ایران باستان است. فردوسی در آغاز و پایان کتاب خود بدین موضوع اشاره کرده است و دغدغه خود از سرودن شاهنامه را یافتن پاسخی برای این پرسش میداند. درحالی که مفهوم انحطاط در تاریخنگاری سنتی ایران غایب بود و فیلسوفان و اهل دیانت نیز پاسخی برای پرسش فردوسی نداشتند، اعتقاد به قضا و قدر تنها پاسخ ممکن بود. برغم تکیه فردوسی بر تقدیر در شاهنامه، این پژوهش سعی بر آن دارد تا با رویکردی از منظر فلسفه تاریخ و تکیه بر چگونگی رخداد فهم از دیدگاه هرمنوتیکی، اهمیت فهم فردوسی از مفهوم انحطاط را برجسته کرده و نشان دهد فردوسی در بستر اندیشه ایرانی، بدنبال پاسخی به جز تقدیر در مورد انحطاط تمدن ایران باستان بود و به چرایی زوال نظام سیاسی-اجتماعی ایرانیان می اندیشید.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان