هادی کشمیری

هادی کشمیری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

تبیین عوامل مؤثر بر کاهش افسردگی از دیدگاه بیماران در طراحی بیمارستان (مطالعه موردی؛ بیمارستان نمازی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۰۹
طبق آمار انجمن روانشناسی آمریکا، افسردگی ثانویه که ناشی از بیماری جسمانی در بین بیماران است، به عنوان شایع ترین اختلال روانی شناسایی شده است. همچنین تدوام استرس و اضطراب بیماران منجر به ایجاد افسردگی در فضاهای درمانی خواهد شد. بنابراین شرایط محیطی فضاهای درمانی بر کنترل و کاهش میزان استرس و افسردگی بیماران تأثیرگذار است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر کاهش میزان افسردگی بیماران از دیدگاه غالب بیماران در طراحی بیمارستان است. پژوهش حاضر به روش آمیخته کیفی -کمی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار SPSS، انجام شد. پس از توزیع پرسشنامه متخصصان در دو مرحله، پرسشنامه کاربران، تدوین گردید. جامعه پژوهش در این مرحله، بیماران بستری شده در بیمارستان نمازی بودند که حجم نمونه با استفاده از دیدگاه کلاین، 200 نفر تعیین شد. تفسیر ماتریس داده های چرخش داده شده و بار عاملی هر متغیر نشان می دهد که هفت عامل با معانی شاخص از دیدگاه بیماران قابل تعریف هستند. نتایج بیانگر آن است که هفت عامل ادراک بصری، طبیعت گرایی، عملکردگرایی، ایمنی جسمی، فرآیند منطقی، ایمنی روانی و تنوع پذیری در طراحی بیمارستان برکاهش افسردگی بیماران تاثیرگذار است.
۲۲.

گونه شناسی نما و پنجره های منازل مسکونی دوره پهلوی اول (مورد پژوهی: منازل مسکونی شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۴۸۵
امروزه، با نگاهی اجمالی به سیما و منظر شهری در شیراز، می توان آشفتگی را در بناها و نماهای شهری مشاهده نمود. هدف پژوهش بررسی نماها و پنجره های بناهای مسکونی دوره پهلوی اول در شیراز و گونه بندی آن ها میباشد. روش پژوهش کیفی مبتنی بر تحلیل محتوا است، از مطالعات کتابخانه ای، عکس برداری، مشاهده و برداشت میدانی، ترسیم نمودارهای تحلیلی هندسی و در نهایت گونه شناسی در مقایسه تطبیقی استفاده شده است. نتیجه پژوهش: خانه ها به سه گونه:1-خانه های اوایل پهلوی اول(با متراژ پانصد تا هشتصد متر، ساختمان های سه طرف و چهار طرف ساخت، اکثرا خانه ها طولی و تراس های بهم چسبیده همراه با قوس، بناها قرینگی کامل دارند و دارای پنجره هایی چوبی با تزیینات به سبک قاجاری و شبکه بندی فلزی در قسمت زیرزمین میباشند)2-خانه های اواسط پهلوی اول (ساختمان های دو طرف ساخت، متراژهای کم تر از پانصد متر و یک طبقه با زیرزمین، غیر قرینه هستند اما در قسمت درها و پنجره ها قرینگی دیده میشود، دارای تزیینات فراوان، پنجره های دو قسمتی نیم دایره و مستطیل و شبکه بندی در زیرزمین میباشند. همچنین دارای پنجره هایی با کاربرد در-پنجره شیشه رنگی هستند3- خانه های اواخر پهلوی اول(خانه های صاحب منصبان، اغلب یک طرف ساخت، تقسیم خانه ها به سه محور افقی میباشد که در قسمت مرکز و تعریف ورودی، دارای جلو آمدگی یا فرورفتگی می باشند. عمده تزیینات در قسمت ورودی بنا و دارای سنتوری ، پلکان و ستون در جلو عمارت هستند. دارای نماهای قرینه، خانه های بالای 800 متر و پنجره هایی با خصوصیات شبکه بندی چوبی و چند بخشی و شیشه رنگی به منظور تزیینات می باشند.
۲۳.

واکاوی نقش ساختمان های بلند مرتبه بر فرهنگ سکونتی شهر شیراز با مدل شکاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۸۴
رویکرد های جدید طراحی مجتمع های زیستی متکی به الگوهای جامع بین رشته ای است، که به هماهنگی جنبه های انسانی و محیطی طراحی اهمیت بیشتری داده اند. از سوی دیگر، مشکلات زندگی شهرهای بزرگ استفاده از مجموعه های متراکم را اجتناب ناﭘذیر ساخته است. توجه به عوامل انسانی و محیطی مؤثر در برنامه ریزی و طراحی می تواند کیفیت زندگی در مجموعه های مسکونی را ارتقاء بخشد. ساختمان های بلند مرتبه دارای قدمت نسبتا کوتاهی در کشور ما می باشند، مجتمع های زیستی نشینی و فرهنگ سکونتی در مجتمع های زیستی چندی است دغدغه بسیاری از پژوهشگران شده است. لذا این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای به تبیین و بررسی مشتقات حاصل از نظریات فرهنگ سکونتی و نظریات موثر بر ساختمان های بلند مرتبه پرداخته است. نتایج حاصل به شکل ارائه چند نظریه در باب تاثیر ساختمان های بلند مرتبه بر فرهنگ سکونتی خواهد بود.
۲۴.

تأثیر کیفیت فضاهای پشتیبانی مجتمع های بلندمرتبه بر میزان سطح رضایت-مندی ساکنین (نمونه مورد مطالعه: مجتمع مسکونی پردیس چمران، شیراز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
مسکن همان طور که به عنوان یک سرپناه مورد استفاده قرار می گیرد، دارای اهداف دیگری از قبیل ارائه خدمات متعدد و تأمین نیازهای افراد ساکن در آن مکان نیز است. زمانی که تصمیم به تعیین یک محل مشخص برای سکونت گرفته می شود، تأمین سطح قابل قبولی از رضایت مندی، دارای اهمیت ویژه ای است. افراد زمانی از محل سکونت خود رضایت دارند که جوابگوی نیازهای آن ها باشد. مردم اصلی ترین عامل مؤثر در معماری هستند؛ بنابراین، طراحان و معماران باید نسبت به تأمین و ارتقاء سطح رضایت مندی ساکنین مجموعه های مسکونی، نهایت سعی خود را بکار گیرند. در این مقاله، به منظور بررسی ارتقاء رضایت مندی و عوامل تأثیرگذار بر آن در مجتمع های مسکونی بلندمرتبه، عامل فضاهای پشتیبانی موردتوجه قرار گرفته است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی و بر اساس هدف کاربردی است. روش گردآوری داده ها، روش کتابخانه ای و برای داده های اصلی پژوهش، روش میدانی در نظر گرفته شده است. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه با ساکنان مجتمع مسکونی پردیس چمران و استفاده از پرسش نامه است. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار 25SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد اولین اولویت فضای پشتیبان مربوط به فضاهای خدماتی همچون وجود آسانسور باربر ... است، پس از آن وجود فضاهای جمع آوری و شوتینگ زباله ها در مجتمع، وجود فضای بازی با ایمنی و امنیت کامل برای کودکان و وجود فضاهای فروشگاهی در جهت تأمین نیازهای مجموعه برای ساکنین دارای اهمیت بودند.
۲۵.

تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۶۳
امروزه کشورهای توسعه یافته از تمام ظرفیت های خود در جهت ارتقا زیرساخت ها و ایجاد فضاهای خلاق در مسیر بهبود خلاقیت کودکان به عنوان یکی از معیارهای مهم در توسعه استفاده می نمایند. کودک خلاق می تواند ظرفیت های مناسبی را برای محیط خود ایجاد نماید و از این توانایی خود در سایر سنین نیز بهره مند شود. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان است. پژوهش حاضر در سال 1402 با روش دلفی و جامعه تحقیق متشکل از کاربران فضاهای مسکونی انجان شده است. که در چارچوب مصاحبه ای باز و به روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انتخاب شد و به تحلیل دیدگاه ها در نرم افزار SPSS26 پرداخته شده است. در آخر باتوجه به ضرایب بدست آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گراف ها توسط نرم افزار گفی پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموع 5 مؤلفه محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان در فضاهای مسکونی مشخص شدند. این 5 مؤلفه عبارتند از: کالبدی، اجتماعی، طراحی، روانشناختی و امنیت. توجه به مسائل محیطی می تواند باعث خودشناسی در میان کودکان جهت بروز خلاقیت شود. مسائل محیطی می تواند به عنوان یک عامل محرک باعث کشف خلاقیت شود و از طرفی خود زمینه جهت پرورش و بهبود توانایی های کودکان در حوزه خلاقیت را فراهم نماید
۲۶.

شناسایی و دسته بندی الگوهای ذهنی متخصصان با تاکید بر کاهش افسردگی بیماران در طراحی فضاهای درمانی با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۷
بر مبنای تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامتی یک مساله چند بعدی است که علاوه بر بعد جسمی، دارای ابعاد روحی- روانی است. هدف از طراحی فضای درمانی، علاوه بر ارایه خدمات درمانی، باید تامین نیازهای روحی و روانی کاربران باشد که هنوز به طور کامل مورد توجه قرار نگرفته است. اخیرا بیماری افسردگی علاوه بر افراد عادی، در بین بیماران جسمانی مانند کرونا، بیماران قلبی، ریوی، دیابت و ... نیز بسیار شایع شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و دسته بندی ویژگی های کالبدی مؤثر بر کاهش میزان افسردگی در طراحی فضاهای درمانی و تعیین الگوی غالب در میان اساتید متخصص حوزه معماری و روانشناسی انجام گرفته است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است. شناسایی عوامل مؤثر کاهش میزان افسردگی در سه بخش 1- تحلیل محتوای اسنادی؛ 2- پیمایش دلفی طی دو مرحله و 3- تحلیل عاملی اکتشافی از نوع کیو جهت شناسایی و دسته بندی الگوی ذهنی متخصصان انجام گرفته است. در پیمایش دلفی از میان متخصصان فعال در حوزه معماری و روانشناسی، تعداد 15 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. در گام پیمایش دلفی جهت دستیابی به الگوهای ذهنی افراد متخصص، پرسشنامه در میان 20 نفر متخصص توزیع و تحلیل عامل اکتشافی از نوع کیو و با استفاده از نرم افزار SPSS، انجام شد. در نهایت شش الگوی ذهنی غالب از نظر متخصصان شامل توالی منطقی، فضای طبیعت گرا، فضای متنوع، فضای اجتماع پذیر هدفمند، فضای امن و آسایش بصری استخراج گردید که معمار از این عوامل در طراحی فضاهای درمانی استفاده می کند و در اثر نهایی او منعکس می گردد.
۲۷.

تبیین الگوی بهینه قرارگیری آپارتمان های مسکونی شهر شیراز با هدف جذب نور خورشید در جهت ارتقا پایداری اقلیمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۵
یکی از مباحثی که امروزه در رویکرد های اقلیمی معماری و طراحی شهری پایدار اقلیمی به آن توجه نمی شود، عدم توجه به میزان عمق نور طبیعی می باشد. یکی از راهکار های موثر در این زمینه استفاده از نور طبیعی در ساختمان های مسکونی، در راستای مشخص کردن جهت گیری مناسب ساختمان مسکونی برای استفاده هرچه بهینه تر از نور طبیعی و بهره مندی از این عنصر تاثیر گذار اقلیمی در فضا های ساختمان های مسکونی اشاره کرد. بنابراین، مسئله اصلی پژوهش یافتن مناسب ترین زاویه قرار گیری ساختمان مسکونی در راستای استفاده بهینه تر از نور طبیعی و دیگری افزایش عمق نور طبیعی می باشد. که از این رو، پژوهش پیش رو در پی دستیابی به اهدافی چون افزایش کیفیت نور طبیعی در ساختمان مسکونی و همچنین علاوه بر ارتقا کیفیت فضا، به کاهش استفاده از سوخت های فسیلی با کم کردن استفاده از نور مصنوعی در طول روز بوده، و همچنین با دستیابی به زاویه ای مناسب بتواند به حداکثر عمق نور نیز دست یابد. برای دستیابی به اهداف ذکر شده در این تحقیق کوشش گردیده تا شرایط نور طبیعی در ساختمان های مسکونی شهر شیراز با استفاده از نرم افزار های هانی بی و لیدی باگ شبیه سازی شده. و روش کلی پژوهش به صورت کمی بوده و با شبیه سازی یک ساختمان مسکونی و چرخش یک درجه ای آن از جنوب تا جنوب شرق، یافته های پژوهش به صورت تطبیقی با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفته تا به مناسب ترین زاویه از نظر کیفیت نور و عمق نور طبیعی دست یافت. تا بهینه سازی مصرف انرژی صورت گرفته، و همچنین در مقیاس ساختمان های مسکونی کلان شهر شیراز می توان منجر به کم شدن مصرف سوخت های فسیلی به میزان قابل توجهی گردد. در نهایت با تایید فرضیه پژوهش، می توان به مناسب ترین زوایا که 10، 17، 27 درجه از جنوب به جنوب شرق بوده اشاره کرد، که مناسب ترین زاویه قرار گیری ساختمان نسبت به خورشید در راستای حداکثر جذب نور طبیعی و عمق نور در فضای مسکونی می باشد.
۲۸.

کاربرد رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری برای بهبود کیفیت تدریس (مطالعه موردی: طرح ۵)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۶
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری به منظور بهبود کیفیت تدریس، با تمرکز بر درس «طرح معماری ۵» است. با توجه به چالش های موجود در ساختار سنتی آموزش طراحی، این مطالعه تلاش دارد تا با بهره گیری از مبانی پساساختارگرایی، زمینه های تحول در محتوای آموزشی، فرایند تدریس و نقش آفرینی دانشجویان را شناسایی و تحلیل کند. روش پژوهش حاضر کیفی و  با استفاده از راهبرد فراترکیب مبتنی بر تحلیل مضمون تدوین شده است. به منظور بررسی پیشینه نظری مرتبط با رویکرد پساساختارگرایی در طراحی معماری،جست وجویی نظام مند در پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی مانند: (Scopus، Web of Science، ScienceDirect،  SID و ( Noormags در بازه زمانی 1960 تا 2024 انجام شد. از میان 325 سند شناسایی شده، پس از ارزیابی محتوایی و علمی، 96 سند که بیشترین ارتباط با اهداف پژوهش داشتند انتخاب و اطلاعات آن ها برای تدوین مبانی نظری و تقویت تحلیل ها مورد استفاده قرار گرفت.جهت تحلیل داده ها در روش تحلیل مضمون از نرم افزار ATLAS.ti و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مؤلفه های کلیدی آموزش مبتنی بر رویکرد پساساختارگرایی از طریق مطالعات نظری و مصاحبه استفاده شده است.جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز و دانشگاه سراسری شیراز است که با روش نمونه گیری هد فمند 6 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رویکرد پساساختارگرایی از طریق تأکید بر چندمعنایی، بازاندیشی، خودبیان گری، و زمینه مندی فرهنگی می تواند به ارتقای کیفیت تدریس، افزایش خلاقیت طراحی و توانمندسازی دانشجویان در فرآیند تولید معنا در پروژه های معماری منجر شود. نتایج همچنین بیانگر ضرورت بازنگری در برنامه درسی طرح ۵ و توجه به ساختارشکنی در طراحی تمرین ها و شیوه ارزیابی است. این پژوهش می تواند الگویی نوین برای بهبود آموزش طراحی معماری فراهم سازد.
۲۹.

Assessing the Quality of Spatial Organization and Wayfinding Perception in Transitional–Interface Spaces of Residential Complexes (A Case Study: of District 6 of Shiraz)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۹
In recent years, the quality of transitional spaces in residential complexes has emerged as a crucial factor in helping residents find their way and improving their overall spatial experience. To fill a gap in existing research, this study investigated how these spaces influence wayfinding based on visual perception in District 6 of Shiraz. using a mixed-method approach, the research sought to answer two central questions: (1) Which visual perception components are key to wayfinding? and (2) How does the spatial layout of transitional areas affect wayfinding quality? In the qualitative phase, the research team identified core components through a detailed content analysis. For the quantitative phase, they surveyed 378 residents from nine selected complexes, using a questionnaire they had developed. the statistical analysis revealed that the average scores for environmental (2.65), human (2.72), and visual field (2.94) variables were all below optimal levels. The results also confirmed significant differences across various residential types, with lower scores found in complexes that had more blocks. Among the visual indicators, "environmental cues" (mean rank 3.76) and "spatial extent" (3.37) were the most influential, while factors like "enclosure" and "curvilinearity" had minimal impact. ultimately, a balanced combination of environmental factors (form, light, color, signage), human factors (accessibility, safety, social vitality), and visual factors (openness, field of view) is essential for improving legibility, safety, and ease of navigation. These findings offer practical guidance for designers to create residential interface zones that are more legible and easier to navigate.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان