بررسی تطبیقی سیمای جنگاور در اساطیر هندوایرانی و اسلاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
219 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش به بررسی تطبیقی سیمای جنگاور اژدهاکش در اساطیر دو سنت هندوایرانی و اسلاوی می پردازد و به ویژه بن مایه های مشترک این روایت در هر دو فرهنگ را مورد تحلیل قرار می دهد. اگرچه میان این دو حوزه فرهنگی فاصله های زمانی و مکانی قابل توجهی وجود دارد، متون اسطوره ای و حماسی آن ها از لحاظ مفهومی و معنایی حاوی اشتراکات برجسته ای است که نشان از خاستگاهی مشترک در زیربنای هندواروپایی دارد. محور روایت ها در هر دو سنت، جنگاوری است که با یاری قهرمان یا ایزد آهنگر و سلاحی جادویی، در نبرد با اژدهای سه سر به پیروزی می رسد. غالباً این نبرد با حضور زنان جادوگر همراه است و در نهایت، شاه دختِ اسیرِ اژدها آزاد می گردد که نمادی از بازگشت باروری و تداوم نظم اجتماعی است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل تطبیقی این بن مایه حماسی در دو فرهنگ مذکور می باشد. روش شناسی : روش تحقیق به صورت تحلیلی-توصیفی و با استناد به منابع متنی، فولکلور و مظاهر زبان شناسی است. یافته ها : یافته ها نشان می دهد که جنگاور اژدهاکش نماینده کارکرد دومِ جامعه، یعنی طبقه جنگاوران در ساختار سه گانه جامعه هندواروپایی است. این جنگاوران با بهره مندی از سلاح ویژه ای که توسط آهنگر جادویی ساخته شده، به نابودی دشمنی که نمادی از آشوب و خشکسالی است، مبادرت می ورزند. از این پیروزی، بازتولید نظم، باروری و هم بستگی اجتماعی حاصل می شود. نکته تأمل برانگیز در این دست روایت ها، استفاده جنگاور از حیله و نیرنگ برای کشتن اژدهاست؛ عملی که برخلاف آداب و الگوهای شجاعت جنگاوری تلقی شده و بر اساس آن، قهرمان دچار آلودگی آیینی می شود و ناگزیر به طی مراسم تطهیر و یا تبعید می گردد. این وضعیت نمادی از تعارض میان خشونت و اخلاقیات در اسطوره های هندواروپایی و بازتاب ساختار سه گانه اجتماعی است که با کارکردهای پادشاهی، جنگاوری و باروری پیوند دارد. مطالعه همچنین به نقش محوری آهنگر به عنوان واسطه ای میان این کارکردها تأکید می کند که با قدرت جادویی خویش، سلاح ویژه جنگاور را می سازد و زمینه تحقق پیروزی و بازتولید نظم را فراهم می آورد. نزدیکی واژگانی و مضمونی میان نام های قهرمان و آهنگر در هر دو فرهنگ، نشانگر اصل مشترک و میراث هندواروپایی این اساطیر است. بر اساس این یافته ها، می توان نتیجه گرفت که روایت جنگاور اژدهاکش نه تنها بازتابی از ساختار اجتماعی فرهنگی جوامع هندواروپایی است، بلکه نشان دهنده پیوند عمیق میان اسطوره، آیین و هویت تاریخی این اقوام می باشد. افزون بر آن، این مطالعه بر استمرار و انعطاف پذیری بن مایه های اسطوره ای در مواجهه با تغییرات فرهنگی و دینی تأکید می کند و اهمیت تحلیل تطبیقی در بازشناسی ریشه ها و تحولات اسطوره های باستانی را نمایان می سازد. همچنین این پژوهش با شناسایی وجوه مشترک و تفاوت های فرهنگی، زمینه ساز مطالعات آینده در حوزه اسطوره شناسی تطبیقی و تحلیل کارکردهای اجتماعی اسطوره ها می گردد. در نهایت، نتایج به دست آمده می تواند به درک بهتر نقش اساطیری جنگاوران در شکل گیری نمادهای هویتی و فرهنگی در اقوام هندواروپایی یاری رساند و پارادایم هایی نوین برای بررسی تعامل میان اسطوره، فرهنگ و جامعه فراهم آورد