شبنم حاتم پور

شبنم حاتم پور

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۶ مورد از کل ۲۶ مورد.
۲۱.

بررسی مدرنیسم در رمان «سه دختر حوا» بر اساس طرح ساختاری کنراد کنست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۷
مدرنیسم یک جنبش ادبی، فرهنگی و هنری در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بوده است. این جنبش با تمرکز بر نوآوری در فرم و محتوا، به تزلزل و بازسازی الگو های سنتی داستان پردازی پرداخته است. در این زمینه نظریه کنراد کنست، نویسنده و منتقد آلمانی، سه مؤلفه کلیدی وداع با قهرمان سنتی، وداع با پیرنگ کلاسیک و وداع با راوی المپی را معرفی می کند. این پژوهش به تحلیل نحوه تجلی این ویژگی ها در رمان "سه دختر حوا" اثر الیف شافاک می پردازد؛ که هدف از آن بررسی چگونگی ظهور این مؤلفه های مدرنیستی در این اثر است. برای دستیابی به این هدف، از روش های تحلیل متن در ادبیات داستانی مدرن استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شخصیت اصلی داستان به عنوان ضد قهرمان و ساختار غیرخطی پیرنگ با بهره گیری از تکنیک های مدرنیستی نظیر جریان سیال ذهن به نحوی مؤثر بر ویژگی های مدرنیستی کنست استوار بوده است؛ همچنین تغییر روایت از دانای کل به دیالوگ های میان شخصیت ها، به درک عمیق تر ابعاد مدرنیستی کمک می کند. این تحلیل به فهم بهتر ساختار و تکنیک های مدرن در ادبیات معاصر می افزاید.
۲۲.

بررسی نقش های عاطفی و ادبی در خسرو و شیرین نظامی گنجوی بر اساس نظریه ارتباط رومن یاکوبسن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
نظریه روشی منسجم برای مطالعه ادبی است که بر اساس دیدگاه خاصی قرار گرفته باشد. یکی از این نظریه ها، نظریه ارتباطی یاکوبسن است. برای ایجاد هر ارتباطی به مجرایی نیاز است تا بتوان به کمک آن پیوند ذهنی میان فرستنده و مخاطب برقرار کرد. نظریه پردازان نقش های مختلفی را برای زبان در نظر گرفتند. نظامی از شاعرانی است که قریحه و استعداد بالایی در سرودن اشعار غنایی و عاشقانه دارد. در منظومه غنایی خسرو و شیرین، نقش عاطفی و ادبی، کمک کرده تا شاعر نگرش و احساس خود را بیان کرده، اشعار زیبایی خلق کند. دو نقش عاطفی و ادبی از نقش های پرکاربرد در خسرو و شیرین نظامی هستند. در خسرو و شیرین، نظامی احوالِ شخصی شخصیت های داستان را برای مخاطبش بیان می کند. این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی نقش های عاطفی و ادبی در خسرو و شیرین نظامی گنجوی براساس نظریه ارتباط رومن یاکوبسن پرداخت و میزان تأثیر این نقش ها در داستان ها و مخاطب مشخص گردید. نتایج پژوهش نشان داد که احساس، تخیل و اندیشه نظامی در متن داستان ها قابل مشاهده است و عنصر عاطفه در کلامِ نظامی سبب شور و شادی شده، مضمون آن به آسانی در ذهن مخاطب جای می گیرد. همچنین مشخص شد که کارکرد ادبی در شعر غنایی نظامی به اوج خود رسیده و نظامی برای منتقل کردن پیام خود از صنعت ادبی بهره برده است.
۲۳.

بررسی و تحلیل استعاره مفهومی نور در مثنوی معنوی دفتر سوم بر اساس نظریه جورج لیکاف و مارک جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۸
مولانادرمثنوی از استعارهمفهومی نور به عنوان ابزار زبانی جهت گسترش معانی و مفاهیم معرفتی بهره برده است. به همین دلیل نگارندگان، دفترسوم مثنوی را برای دریافت استعاره مفهومی نور به همراه واسطه های معنایی کاویده اند.پرسش اصلی در مقاله چنین است: استعاره مفهومی نوردرمثنوی چگونه می تواند با نظریه ی معاصرزبان شناسی شناختی مطابقت معنایی هدفمند داشته باشد؟ در این راستا نتایجی چشمگیر حاصل شده است. و معانی متعددی از جمله نوربه مثابه ی حیات بخشی، به مثابه حزم و دوراندیشی، جنگجوی عالم ملکوت، رونق بخش وجود، روشنی دل و دیدگان و...به دست آمده است. به دلیل حجم بالای کار در مثنوی نمونه ها از دفتر سوم انتخاب شده اند. نگارندگان با مطالعه ژرف نگرانه در دفتر سوم 90 بیت را به صورت گزینشی برگزیدند که در میان آن ها واژه ی نور 101 مورد به کار رفته است. تحقیقات لیکاف و جانسون در زمینه استعاره ثابت کردکه کاربردهای استعاره به حوزه مطالعات ادبی محدود نیست، آن ها معتقدند که استعاره در تفکر ریشه دارد و یکی از مظاهر آن زبان است. به همین جهت استعاره مفهومی اصطلاحی است در زبان شناسی شناختی که به فهمیدن یک ایده یا یک حوزه مفهومی بر اساس ایده یا حوزه مفهومی دیگر اشاره می کند که همراه با یک الگوبرداری مبدا _ مقصد است.
۲۴.

از تقابل عقل و نفس تا وحدت وجود در مثنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹
متابعت از نفس، همواره دلیل ابتلای انسان به درد هجران و موجب خسران او در دستیابی به حقیقت و معرفت در مسیر سیر الی الله بوده است. مولوی نیز در مثنوی بر این باور است که پیروی از فرامین عقل و توجه به راهنمایی های آن پیر طریقت و در پی آن دوری از راهزنی و شرارت های نفس، سالک را در مسیر روشن، حفظ و به هدف نهایی که همان فنای فی الله است، رهنمون می سازد. او نفس را سایه وجودی انسان و حایل او با حقیقت الهی دانسته و معتقد است که تنها با نور عقل می توان آن را از میان برداشت تا درون آدمی تجلی گاه معرفت حق گردد. ازاین رو، پژوهش حاضر با بررسی تقابل عقل و نفس در داستان هایی از مثنوی که برمبنای این تقابل شکل گرفته اند یا در ابیاتی از آنها به این موضوع اشاره شده است، تحلیلی دقیق از نگرش مولانا با بهره گیری از آیات، احادیث، مضامین عرفانی و تعلیمی ارائه داده است. با بررسی دقیق آماری مشخص شد که از 962 عنوان این حماسه عرفانی، 146 داستان تقابل عقل و نفس وجود دارد که از این تعداد 47/55 درصد آن کل داستان برمبنای این تقابل و در 53/44 درصد تنها در ابیاتی از آنها تقابل وجود دارد که نمودار کارکرد و درصد آمار و ارقام مربوط به آن در شش دفتر مثنوی، در پایان این پژوهش ارائه شده است.
۲۵.

انگاره های دو وجهی خداوند و انسان در عرفان اسلامی و نوظهور؛ بررسی تطبیقی عرفان مولوی و پائولو کوئیلو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۱
اساس مفهوم عرفان مبتنی بر شناخت حقیقت و تحقق آرامش و سعادت انسان هاست اما واقعیت این است که در عمل خوانشی متکثر، متفاوت و بعضاً متضاد از این مفهوم صورت پذیرفته است که این موضوع منجر به شکل گیری نحله های مختلفی همچون عرفان مذهبی (دارای زیرشاخه های مختلف) و عرفان های نوظهور شده است که هریک بر وجوه مختلفی از عرفان تأکید و تمرکز نموده اند. مسأله مهم آنجاست که در عرفان اسلامی، مفهوم خدامحوری و رویکردهای قرابت انسان ها به خداوند اساس و مبناست حال آنکه در عرفان های نوظهور و بر اساس مبانی پست مدرنی انسان ها در محوریت قرار می گیرند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی جایگاه خداوند و انسان در دو مکتب عرفان اسلامی با تأکید برآثار مولوی و عرفان های نوظهور با تأکید برآثار پائولو کوئیلو است. سوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: «درآثار مولوی و پائولو کوئیلو جایگاه خداوند و انسان چگونه است؟» یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای نشان داد در آثار مولوی به عنوان نماینده عرفان اسلامی، خداوند محوریت و مبنای عرفان و کسب معرفت و نیل به حقیقت است اما در آثار پائولو کوئیلو، به عنوان نماینده عرفان های نوظهور، انسان مبنا و محوریت عرفان قرار دارد. این موضوع بر اساس تطبیق مفاهیم چهارگانه شریعت محوری در برابر شریعت گریزی، عشق معنوی در برابر عشق مادی، معادباوری در برابر تناسخ پذیری و عقل گرایی در برابر عقل ستیزی قابل بررسی است.
۲۶.

بررسی تطبیقی مدرنیسم در رمان های «سه دختر حوا» اثر الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش نمودهای مدرنیسم را در دو رمان «سه دختر حوا» از الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» از زویا پیرزاد با رویکردی تطبیقی تحلیل می کند. شافاک، نویسنده ترکیه ای، از طریق درون مایه های هویت و دین، تناقض های زندگی مدرن ترکیه را بازتاب می دهد، در حالی که پیرزاد، نویسنده ایرانی-ارمنی، به زندگی روزمره با نگاهی دقیق و شاعرانه پرداخته و تجربه های زیسته شخصیت ها را ملموس می سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نحوه به کارگیری مؤلفه های مدرنیستی، از جمله توجه به درونیات شخصیت ها، جریان سیال ذهن، و تغییر زاویه دید در ساختار روایی هر دو رمان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هر دو نویسنده از تکنیک های مدرنیستی برای تقویت عمق روایتی و بیان چندلایگی تجربه های انسانی بهره گرفته اند. شافاک با استفاده از ساختار غیرخطی و تغییرات زاویه دید، پیچیدگی روانی و اجتماعی شخصیت ها را برجسته کرده، در حالی که پیرزاد، با تمرکز بر جزئیات و ساختار غیرمتعارف زمان، به بیان احساسات و کنش های روزمره معنا و عمق می بخشد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مدرنیسم به عنوان یک جریان فکری، در آثار این دو نویسنده ابزاری مؤثر برای بازنمایی جهان متناقض و چندوجهی معاصر به شمار می رود؛ جریانی که با ایجاد لایه های متعدد معنایی و دعوت مخاطب به تجربه تفکرات پیچیده، بر تحول روایت های مدرن تأثیرگذار بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان