سید زکریا محمودی رجا

سید زکریا محمودی رجا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

بررسی و تحلیل نقش علم و فناوری در حکمرانی عزت آفرین ایران در گام دوم انقلاب (با تأکید بر نقد نظام سلطه و تبیین الگوی بومی از منظر آیت اللّه خامنه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
تحولات پرشتاب دانش و فناوری در عصر حاضر، افزون بر خلق بسترهای نوین برای تعالی بشر، اغلب به ابزاری در خدمت بازتولید هژمونی و تعمیق ساختارهای نابرابر در نظام بین الملل تبدیل شده است. سیاست گذاری های علمی و فناورانه در غرب، به ویژه از حیث سازوکارهای حکمرانی دانش، عمدتاً معطوف به تحکیم منافع انحصاری قدرت های مسلط و تثبیت مناسبات سلطه گرانه بوده و از این رهگذر، علم را از کارکردهای اصیل خود در راستای تحقق عدالت، ارتقای معنویت و رفع نیازهای واقعی انسان معاصر دور ساخته است. در واکنش به این وضعیت، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به بنیان های فلسفی و تمدنی فرهنگ اسلامی ایرانی و اتخاذ رویکردی انتقادی به منطق سلطه علمی غرب، درصدد طراحی و استقرار الگویی بومی، مستقل و عزت آفرین از حکمرانی علم و فناوری برآمده است. این مطالعه با بهره گیری از چهارچوب مفهومی اسپریگنز، به واکاوی فرایند تکوین و تطور اندیشه راهبردی حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره نسبت علم، فناوری و حکمرانی می پردازد. بر مبنای چهار مرحله مدل اسپریگنز شامل ادراک بحران، تبیین علل، ارائه راه حل و تجویز عملی نشان داده می شود که معظم له با شناسایی بحران وابستگی علمی و شکاف دانشی، ریشه های آن را در سلطه ساختارهای جهانی دانش و ضعف استقلال و خودباوری علمی می دانند. راهبرد ایشان بر توسعه «علم نافع»، تربیت نیروی انسانی متعهد و نوآور، تحکیم زیرساخت های خوداتکایی علمی و پیوند عمیق میان علم، اخلاق و عدالت اجتماعی استوار است و بر لزوم شکل دهی به نظام حکمرانی بومی و مقتدر در عرصه دانش و فناوری تأکید دارند. برایند این تحلیل حاکی از آن است که در چهارچوب فکری رهبر انقلاب اسلامی، حکمرانی علم و فناوری باید به مثابه ابزاری راهبردی برای ارتقای اقتدار ملی، تحقق عدالت اجتماعی و ایفای نقش فعال و تمدن ساز در نظام بین الملل تلقی شود. این رویکرد امکان عبور فعال و خلاقانه از ساختارهای سلطه و ارائه الگویی الهام بخش برای دیگر جوامع مستقل و عدالت خواه را فراهم می سازد.
۲۲.

گردشگری و معمای هویت: حکمرانی چند سطحی و تعادل بین تعلقات ملی و قومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر باهدف تبیین سازوکار تحقق توازن میان هویت محلی-قومی و هویت ملی در مناطق قومی ایران، بر نقش حکمرانی چندسطحی و ظرفیت های گردشگری تمرکز دارد. پرسش اصلی این است که چگونه می توان با بهره گیری از الگوهای حکمرانی چندلایه و سیاست گذاری مبتنی بر توسعه گردشگری، همزمان به همزیستی سازنده هویت های قومی و تحکیم انسجام ملی دست یافت. این مطالعه ماهیت پیچیده مدیریت هویت در بستر چندقومیتی ایران و ضرورت عبور از رویکردهای متمرکز به الگوهای مشارکتی و تعاملی را بررسی می کند. روش شناسی پژوهش کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد است؛ داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه هویت، حکمرانی و گردشگری، بررسی اسناد و مشارکت در نشست های علمی تا اشباع نظری گردآوری و با سه مرحله کدگذاری تحلیل شده اند. مدل پارادایمی پژوهش، با مقوله هسته ای «حکمرانی چندسطحی و تعادل هویتی پایدار» و شش محور علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها، پیامدهای ایجابی و سلبی سازمان یافته است. یافته ها نشان می دهد تمرکزگرایی و ضعف در تعامل میان سطوحی، زمینه تقلیل گرایی هویتی و واگرایی قومی را ایجاد می کند و تحقق توازن هویتی به استقرار حکمرانی چندسطحی، تقویت ساختارهای بومی، توزیع عادلانه منافع و توسعه هدفمند گردشگری قومی وابسته است. تأسیس نهادهایی چون «خانه اقوام ایرانی» و ارتقاء مشارکت محلی، بنیان های تعامل و انسجام اجتماعی-ملی را شکل می دهد و صنعت گردشگری ابزاری محوری برای بازتولید وحدت در عین کثرت فراهم می آورد.
۲۳.

هویت اسلامی در تنگنای تکفیر؛ واکاوی انتقادی بحران و چشم انداز نوین تقریب مذهبی بر محور اندیشه های شیخ شلتوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با رویکرد انتقادی به تحلیل بحران هویت اسلامی در عصر معاصر می پردازد و نشان می دهد گسترش گفتمان تکفیر در کنار رشد سکولاریسم، مانند دو روی یک سکه، به تضعیف بنیادهای همبستگی، مشروعیت و هویت دینی در جوامع اسلامی منجر شده است. مسئله اصلی تحقیق، واکاوی سازوکارهای گفتمانی و بحران آفرین جریان های تکفیری و تحلیل ظرفیت های وحدت محور اندیشه های شیخ محمود شلتوت در مقابله با این بحران است. براین اساس، پژوهش به روش تحلیل گفتمان انتقادی و مدل چهارمرحله ای توماس اسپریگنز به بررسی روند شکل گیری و تداوم بحران موجود می پردازد. به این معنا که نخست، بحران هویت درنتیجه غلبه گفتمان تکفیری و انحصارگرایی مذهبی رخ داده و به فروپاشی همبستگی و سستی مشروعیت دینی انجامیده است. سپس در تبیین علل، سلطه رویکردهای جزمی، حذف گرایانه و غیریت ساز و فاصله گرفتن از سنت عقلانیت و تعامل میان مذاهب، ریشه یابی شده است. در گام سوم، راهبرد اصلاحی شیخ شلتوت بر تقریب مذاهب، گفتگوی عقلانی، به رسمیت شناختن تنوع فقهی، به ویژه با پذیرش فقه شیعه به عنوان مذهب پنجم و تکیه بر مشترکات اصول دینی بنا شده که درنهایت، جامعه آرمانی در اندیشه او براساس مکتب توحیدی و وحدت در بستر اشتراک اصول ایمانی شکل می گیرد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که برای عبور از بحران چندلایه تکفیر و سکولاریسم، بازاندیشی در گفتمان هویت اسلامی و احیای عقلانیت، وحدت و پذیرش رسمی کثرت مذاهب، بر پایه منظومه فکری و انتقادی اصلاح گرانه ای مانند اندیشه شیخ شلتوت، ضرورتی جدی برای جهان اسلام معاصر به شمار می رود.
۲۴.

غرب حقیقی و حقیقتِ غربی: هرمنوتیک انتقادیِ سیاست متأله و پنهان سازی حقیقت در نظم رسانه ای سرمایه دارانه غرب در اندیشه آیت الله خامنه ای (مورد مطالعه: نامه به جوانان اروپا و آمریکای شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
مدرنیته ی متأخر، در بطن خود، مکانیسم های تولید معنا را با سازوکارهای بازتولید سلطه درهم آمیخته و طی سده های اخیر، تصویری هژمونیک از «مدینه ی فاضله ی لیبرال–مدرن» را به مثابه فرجام محتوم تاریخ بشر تثبیت کرده است. این تصویر، از حیث سطح بیانی، بر مفاهیم کرامت انسانی، تکثرگرایی، حقوق بشر و رفاه عمومی تکیه می کند، اما در لایه ی پنهان، منطق همگون سازی هستی شناسی لیبرال و حذف دیگری را بازتولید می نماید. چنین روندی نه تنها در عمل، بلکه در حافظه ی تاریخی سه قرن اخیر نیز به عنوان بسط ماشین جنگ، ترور ساختاری و مهندسی ادراک ثبت شده است. این پارادوکس میان «وعده های رهایی بخش» و «کارکردهای سلطه گرایانه»، بستری را فراهم ساخته که جریان های انتقادی در درون غرب از پسامدرنیسم رادیکال تا گفتمان های پسااستعماری – با افشای تناقض های درونی مدرنیته و پیوندهایش با نظم سرمایه دارانه صهیونیستی، آن را مورد چالش قرار دهند. همین شکاف گفتمانی، فرصت مداخله را برای رهبران بدیل تمدنی گشود؛ جایی که آیت الله خامنه ای، به عنوان معمار رویکرد «سیاست متأله»، با نامه نگاری راهبردی به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، کوشید نه صرفاً پیام رسانی تبلیغاتی، بلکه مداخله ای پارادایمی در سپهر روایتگری جهانی بیافریند. این مداخله، بر بستر منطق حکمرانی اسلام سیاسی و هدف گذاری پروژه ی تمدن نوین اسلامی، تلاشی است برای احیای حیثیت هستی محور دین و بازآفرینی جهان زیست عدالت محور. ازاین رو، پرسش محوری پژوهش چنین شکل می گیرد: در چه فرایندی این نامه ها به مثابه کنش گفتارهایی ریشه دار در عقلانیت وحیانی – قادرند دوگانگی وجودی «امر واقع» و «امر مفروض» در نظم رسانه ای سرمایه دارانه ی غرب را واسازی کنند و درعین حال، بدیلی تمدنی غیرلیبرال را به آگاهی عمومی عرضه نمایند؟ به منظور پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با اتخاذ هرمنوتیک انتقادی کوئینتن اسکینر، به تبارشناسی مفاهیم و تحلیل مضمون چندسطحی پرداخته و از رهگذر داده های اسنادی، ۹۰ مضمون پایه استخراج شده که در قالب ۱۰ مضمون میانجی و چهار مضمون فراگیر – شامل هراس سازی هویتی– تمدنی، مهندسی ادراک، نقد نظام سلطه و صهیونیسم و تبیین حکمرانی اسلامی – دسته بندی شده اند. این چارچوب، مسیر فهم کارکرد گفتمانی نامه ها را روشن کرده است. یافته ها نشان می دهد که نامه ها، با انتخاب آگاهانه ی جوانان غربی به عنوان «سوژه های گسست از روایت رسمی» و با برساخت شبکه ای از مفاهیم بدیل، نه تنها نقدی ساختاری بر نظم موجود وارد می کنند، بلکه مرزهای شناخت و هویت را جابه جا ساخته و افقی تازه برای بازاندیشی در ذات و غایت تمدن بشر می گشایند. بدین سان، این نامه ها به منزله ی مداخله ای گفتمانی–تمدنی، «حجاب حقیقت» را از بنیان های معرفتی و هنجاری مدرنیته برمی دارند. درنهایت، نتایج پژوهش نشان می دهد «سیاست متأله» در قالب نامه نگاری راهبردی، ظرفیت آن را دارد که همچون یک «معرفت–کنش» عمل کرده و نه فقط به عنوان الگویی نظری، بلکه به مثابه روشی عملی در دیپلماسی عمومی جهان اسلام، بنیان های هستی شناختی و هژمونیک نظم غربی را در سطحی هم زمان نظری و عینی به چالش کشد و مسیر گذار به نظمی چندصدایی، عدالت محور و الهی را هموار نماید.
۲۵.

نفوذ چین و همکاری سه جانبه در نظم جدید قدرت غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۸
با ظهور و گسترش نفوذ راهبردی چین در غرب آسیا و تغییر موازنه قدرت سیاسی و اقتصادی منطقه، ضرورت بازنگری در الگوهای همکاری جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با پکن برجسته شده ست. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، به واکاوی ابعاد و زمینه های شکل گیری ترتیبات نوین قدرت پرداخته و نقش چین را در ایجاد فرصت ها و در عین حال، چالش های پیش روی همکاری سه جانبه میان این سه بازیگر کلیدی ارزیابی می کند.پرسش محوری آن است که نفوذ و سیاست های پکن چگونه بر شکل گیری و گسترش ظرفیت های همکاری و نیز بر موانع موجود در این مسیر تأثیرگذار است. فرضیه پژوهش بر این مبناست که افزایش نقش آفرینی چین در حوزه های اقتصادی،زیرساختی و فناورانه، در کنار فراهم سازی بستر همگرایی، هم زمان با تداوم رقابت های ژئوپلیتیک و فشار قدرت های فرامنطقه ای روبه رو است و این امر مانع از بهره برداری کامل از ظرفیت های همکاری می شود. یافته ها حاکی از آن است که چین با تعمیق روابط اقتصادی، سرمایه گذاری در بخش انرژی،فناوری و زیرساخت،و بهره گیری از شکاف ها و رقابت های منطقه ای، جایگاه خود را به عنوان بازیگری موازنه گر تثبیت کرده است.در این چارچوب، ایران از فرصت کاهش فشار تحریم ها و تقویت عمق راهبردی بهره مند شده و عربستان و امارات نیز با تنوع بخشی به سیاست خارجی و دسترسی به سرمایه و فناوری، قدرت مانور بیشتری یافته اند.هم پوشانی منافع، رقابت های ژئوپلیتیک و فشارهای بیرونی همچنان به عنوان موانعی مهم در مسیر تعمیق همکاری ها باقی مانده است. در مجموع، پویایی و پیچیدگی تعاملات قدرت در غرب آسیا بیش از پیش با نقش چین و تحولات ساختاری نظام بین الملل درهم تنیده و وابسته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان