تحلیل الگوی صورت بندی و دستورکارگذاری مسائل خط مشی استانی: مطالعه موردی استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خط مشی استانی مؤثر نیازمند شناسایی دقیق مسائل استانی و دستورکارگذاری در تصمیم گیری است؛ با این حال، پژوهش های انجام شده اغلب بر سطح ملی متمرکز بوده و از سازوکارهای استانی غفلت کرده اند. این مطالعه با هدف شناخت الگوی شناسایی مسائل و دستورکار خط مشی استانی در استان زنجان، عوامل شکل دهنده این فرایند را تحلیل کرده است. با بهره گیری از رویکرد گلیزری در نظریه داده بنیاد و چارچوب شش گانه سی (C6)، داده های کیفی حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد که منجر به شناسایی 111 کد، ۵۵ مفهوم و ۱5 مقوله اصلی گردید. یافته ها حاکی از آن است که الگوی محوری «شناسایی مسائل و دستورکارگذاری استانی» تحت تأثیر تمرکزگرایی نهادی_سیاسی، گسست های اجتماعی_ فرهنگی و آرایش قدرت ذی نفعان شکل می گیرد. عواملی نظیر ظرفیت محدود اقتصادی-فناورانه، فرهنگ سازمانی ناکارآمد، شکاف هماهنگی دستگاهی و کمبود مهارت انسانی، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد را مختل کرده اند؛ رخدادهای برانگیزاننده (مانند بحران های اجتماعی) و دگرگونی های جمعیتی-زیست محیطی، فرایند را به واکنش های مقطعی سوق داده و به ناکارآمدی خط مشی استانی و اولویت بندی گزینشی مسائل منجر شده اند. این مطالعه با تحلیل استانی و تأکید بر نقش شبکه های غیررسمی، خلأ مطالعه های پیشین را پر می کند. پیشنهادهای پژوهش شامل استقرار سامانه های رصد مشترک، تقویت شوراهای مشارکتی با حضور ذی نفعان، بهره گیری از فناوری کلان داده و مدل های تصمیم گیری برای ارتقای هماهنگی و شفافیت است.