محمدعلی حیدری مزرعه آخوند

محمدعلی حیدری مزرعه آخوند

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۷ مورد از کل ۲۷ مورد.
۲۱.

عوامل پیدایش دو پدیده «ما تأخّر حکمه عن نزوله» و «ما تأخّر نزوله عن حکمه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۲۹۴
در میان کتاب های علوم قرآنی و تفسیر، اصطلاحی با عنوان «ما تأخّر حکمه عن نزوله وما تأخّر نزوله عن حکمه» خودنمایی می کند. عبارت «ما تأخر حکمه عن نزوله» بدین معناست که آیاتی از قرآن کریم نازل شده اند، اما پس از مدتی حکمشان تشریع شده است؛ مانند نزول آیه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی» ﴿اعلی/ 14﴾ در مکه و تفسیر «تَزَکَّی» به زکات واجب و تشریع آن در مدینه. عبارت «ما تأخّر نزوله عن حکمه» بدین معناست که حکمی در مکه تشریع شده و پس از مدتی در مدینه آیات مربوط به آن حکم نازل شده است؛ مانند تشریع حکم نماز جمعه در مکه و نزول آیات مربوط به این حکم در سوره جمعه و در مدینه. اولین بار بغوی اصطلاح «ما تأخّر حکمه عن نزوله» را بیان کرد. اصطلاح «ما تأخّر نزوله عن حکمه» نیز توسط سیوطی ابداع شد. اعتباربخشی مطلق به سخنان صحابه پیامبر و تابعان، بی توجهی به قاعده جری و تطبیق و اعتقاد به سبب نزول خاص و تفسیر نادرست برخی از آیات قرآن کریم، از دلایل اصلی پیدایش این دو پدیده است. در این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی ضمن تشریح علل پیدایش این دو پدیده، به تفسیر آیات مدعای این دو پدیده پرداخته شده و بیش از پیش نادرستی این دو پدیده آشکار گشته است.
۲۲.

نقد و بررسی پژوهش های عبدالمجید اکجو و حسین آیدین در تبیین اعجاز قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف این مقاله نقد و بررسی آثار نویسندگان ترک استانبولی؛ یعنی عبدالمجید اکجو و حسین آیدین در زمینه تبیین اعجاز قرآن کریم است، برای تحقق این هدف ابتدا الگوی پسینی - منطقی که ما اصطلاحا به آن " فرضیه وحدت متدیک " می گوییم و برای شناسایی تطبیقی آراء و روش های مولفان در تبیین اعجاز قرآن ضروری است، عرضه شده است سپس با تکیه بر محورهای دوگانه و مراحل چهارگانه آن، به نقد و بررسی آثار نویسندگان ترک استانبولی؛ یعنی عبدالمجید اکجو و حسین آیدین در زمینه تبیین اعجاز قرآن کریم پرداحته شده است، مقایسه کار مولفان مذکور نشان می دهد نحوه عملکرد آنان در دو محور یاد شده؛ یعنی 1-بررسی شکل کلی 2- بررسی مراحل بطور مستقل از صورت کلی، وضعیتی کاملا معکوس دارد، یعنی اگر چه پژوهش اکجو در شکل کلی تبیین اعجاز، بر کار حسین آیدین پیشی داشته، ولی حسین آیدین در جزئیات مطالب ارائه شده در هر مرحله عملکرد بهتری دارد.
۲۳.

تحلیل گفتمان عبارت توحیدی خطبه فدکیه حضرت زهرا (سلام الله علیها) با روش تحلیل گفتمان پدام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۲
از آن جایی که توحید، بنیادی ترین اصل دین اسلام و پایه و مبنای شناخت آن است و با شناخت صحیح از توحید به یک جهان شناسی دقیق نائل می گردیم و شناخت خدا از زبان اولیای خاصش، ما را به شناخت هرچه بیش تر او مدد می رساند، لذا بررسی و فهم فراز توحیدی خطبه فدکیه که در برهه حساس تاریخی ایراد شده، حائز اهمیت است. در این پژوهش، روشِ تحلیل گفتمان به روش عملیاتی پدام که بر مبنای بینش اسلامی طراحی شده است به عنوان روش تحلیل انتخاب شده و هدف از به کارگیری این روش دستیابی به معناهای آشکار و معناهای ضمنی و پنهانی متن و همچنین ناگفته های فراتر از متن است. در تحلیل گفتمان فرازِ توحیدی ِخطبه به روش عملیاتی پدام، فرازِ توحیدی در پنج فضای ساختاری، معنایی، ارتباطی، گفتمانی و فراگفتمانی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است که در این پنج فضا، اکثر مؤلفه ها و جوانب مؤثر در یک تحلیل، در نظر گرفته شده است و در تحلیل نهایی، این نتیجه حاصل گردید که شخصیت حضرت زهرا(س) شخصیتی دارای عصمت و فراتاریخی است و فراز توحیدی خطبه، جزئی از تحلیل حضرت از واقعه در خطبه فدکیه است؛ لذا حضرت در این فراز، علاوه بر معارف عمیق توحیدی، موضوعات دیگری مانند: فضای گفتمان رقیب، موضوع درگیری دو جریان و وسعت گفتمان را تبیین می کند و تحقق توحید را در تحقق جریان امامت ترسیم می نماید.
۲۴.

تفسیر عباد مکرَم در آیه: «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
مفسران بر این امر اتفاق نظر دارند که مخاطبان آیات 35 19 سوره انبیاء، مشرکان هستند و با این پیش فرض به تفسیر آیه: «وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون » پرداخته اند؛ با وجود این، در تعیین مصادیق عباد مکرم دارای اختلاف هستند؛ اغلب مفسران تنها ملائکه را مصداق این آیه می دانند، برخی نیز علاوه بر ملائکه، انسان های برگزیده الهی را در تفسیر «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون» ذکر کرده اند و مصادیق آن را ملائکه، عیسی(ع) و عزیر(ع) و یا ملائکه، عیسی(ع)، عزیر(ع) و اهل بیت(ع) دانسته اند. در این میان برخی از تفسیرپژوهان تنها انسان های برگزیده الهی را مراد از «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون» دانسته و مصادیق آن را: «انبیاء و اهل بیت(ع)»، «اهل بیت(ع)». این بررسی از جهت حل اختلاف مفسران و تبیین جایگاه اهل بیت(ع) در قرآن ضرورت دارد. در این پژوهش تلاش شده تا به شیوه توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی به بررسی دیدگاه مفسران پیرامون تعیین مصادیق «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون» پرداخته شود. در این راستا با بررسی سیاق آیات 35 19 این نتایج حاصل شد که اولاً آراء مفسران مبنی بر مصداق دانستن ملائکه در عبارت «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُون » با سیاق آیات مذکور سازگار نیست. ثانیاً دیدگاهی که اهل بیت(ع) را تنها مصداق عبارت مورد بحث دانسته، رأی کاملی نیست. ثالثاً با توجه به وجود عبارت «هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی » در سیاق این آیات، انبیاء پیشین و اهل بیت(ع) دو مصداق بندگان مکرم خداوند هستند.
۲۵.

تفسیر تطبیقی «شهداء» در آیه ۱۴۳ بقره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۷
محور اصلی اختلاف مفسران در آیه «لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یکونَ الرَّسُولُ عَلَیکمْ شَهِیداً» (بقره: ۱۴۳) تبیین واژه «شهداء» است. مفسران در معنای این واژه اختلاف نظر دارند. برخی آن را به گواه در روز قیامت و برخی دیگر آن را به الگو در این دنیا تفسیر کرده اند. علاوه بر این، مفسران در تعیین مصادیق این دو دیدگاه با هم متحد نیستند. معتقدان به معنای گواه مصادیق ذیل را بیان کرده اند: (الف) گواه بودن امت پیامبر (ص) بر امت های انبیای پیشین، (ب) گواه بودن اهل بیت (ع) بر سایر مردم، (ج) گواه بودن مبلّغ دین اسلام بر سایر مردم، (د)گواه بودن انبیا و اوصیای هر امت بر مردم زمان خود. معتقدان به معنای الگو پیرو مصادیق ذیل هستند: (الف) الگو و نمونه بودن امت پیامبر برای سایر امت ها، (ب) الگو بودن اهل بیت (ع) برای سایر مردم. این بررسی هم از جهت حل اختلاف مفسران و هم تبیین جایگاه اهل بیت (ع) در قرآن ضرورت دارد. در این پژوهش، که به روش تفسیر تطبیقی سامان گرفته است، با توجه به سیاق آیات و آیات دیگر و احادیث، این نتیجه آشکار شد که شهداء به معنای الگو و نمونه است و اهل بیت (ع) کامل ترین مصداق شهداء هستند.
۲۶.

تحلیل گفتمان فراز نبوت خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) به روش عملیاتی تحلیل گفتمان پدام (PDAM)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۵
خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) به عنوان یکی از احتجاجات زنده علیه ظلم و طاغوت در طول تاریخ مورد توجه بوده و هست. یکی از مباحث عبارات آغازین خطبه به موضوع نبوت اختصاص دارد. بعضی از تحلیلگران از این عبارات به عنوان مقدمه ای برای ورود به بحث، به طوری که ارتباط چندانی با فضای کلی خطبه ندارد، عبور کرده اند. لذا در این پژوهش برای درک عمیق این عبارات و ارتباط آن با مبحث کلی خطبه، از میان روش های تحلیل گفتمان، نظریه تحلیل گفتمان پدام (PDAM) به عنوان نظریه ای بومی و روشمند بر مبنای بینش اسلامی انتخاب شد. فراز نبوت خطبه با این روش که به کشف روابط پیچیده تولید متن و ناگفته ها و معنای آشکار و پنهان متن می پردازد، در پنج فضای ساختاری، معنایی، ارتباطی، گفتمانی و فراگفتمانی برررسی و تحلیل شد و این نتیجه حاصل گردید که حضرت زهرا(س) یکی از عوامل انحرافات بعد از رحلت پیامبر(ص) را عدم معرفت حقیقی و عمیق به مقام نبی و نبوت و اهداف آن می دیده است. ایشان با بینشی فرانگرانه که برخاسته از علم فوق بشری است، مقام نبی و نبوت را طرح و برنامه خداوند پیش از خلقت بیان می کند و با بیان تحولات عظیمی که با بعثت انجام شد، گفتمان رقیب را که با محوریت حاکمیتی جلوه دادن مقام نبوت و شخصی سازی دستورات نبی است، به حاشیه می راند. همچنین با بیان انتساب خود در این فراز، به تثبیت جایگاه معنوی اش می پردازد که پیامبر(ص) بارها معرفی کرده بود.
۲۷.

The Perspective of Zaqlūl al-Najjār on the Centrality of the Kaaba on Earth from the Qur’ānic Viewpoint(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
Throughout history, numerous locations have been proposed as the center of the Earth, including cities such as Çorum in Turkey, Giza in Egypt, Tulsa in Oklahoma, Shiz in Iran, Jerusalem, and Mecca in Saudi Arabia. However, with the exception of Mecca, advocates for these sites have generally failed to provide compelling evidence for their centrality, often basing their claims on cultural or religious traditions rather than empirical data. Egyptian scholar Zaqlūl al-Najjār asserts that Mecca is the true center of the Earth, supporting his view with both religious and scientific arguments. This study employs a descriptive-analytical approach to outline al-Najjār’s perspective on the centrality of the Kaaba and explores the possible manifestations of this centrality. The discussion highlights the role of religious interpretation in addressing scientific debates and substantiates the claim that the Kaaba in Mecca can be regarded as the center of the Earth. Key arguments include the global call to Islam originating from Mecca, Qur’ānic verses that reference the expansion of the Earth from Mecca-such as concepts like " Ṭaḥwul al-ʿArḍ ," " Dahwul al-ʿArḍ ," and " Mad al-ʿArḍ " and the alignment of these concepts with scientific evidence and the semantics of terms such as " al-Bayt al-‘Atīq " and " Umm al-Qura .".

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان