سراج الدین محمودیانی

سراج الدین محمودیانی

مدرک تحصیلی: استادیار بخش جامعه شناسی دانشگاه شیراز
پست الکترونیکی: serajmahmoudiani@gmail.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

تأثیر خشونت خانگی علیه زنان بر تعداد ایده آل فرزند (نتایج پیمایشی در شهر صدرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۳۷۱
تعداد ایده آل فرزند می تواند برآوردی از باروری واقعی زنان را به دست دهد. خشونت خانگی علیه زنان علاوه بر پیامدهای متعدد اجتماعی و سلامت می تواند بر باروری زنان و ایده آل های فرزندآوری آن ها اثر بگذارد. در مطالعه حاضر تلاش شد که تأثیر خشونت خانگی علیه زنان بر باروری ایده آل آن ها بررسی شود. مطالعه حاضر از نوع کمی و با روش پیمایش انجام شد. برای این منظور، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 379 نفر از زنان دارای همسر واقع در سنین باروری ساکن شهر صدرا در استان فارس پیمایش شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ساخت یافته استفاده شد. یافته ها نشان داد که داشتن 2 فرزند غالب ترین الگوی باروری ایده آل است. همچنین یافته ها بیانگر آن بود که 5/13 درصد زنان مورد مطالعه، خشونت را در سطح متوسط و زیاد تجربه کرده اند. تحلیل رگرسیون چندمتغیری نشان داد که با افزایش خشونت خانگی علیه زنان تعداد ایده آل فرزند آن ها کاهش می یابد. تلاش در جهت استحکام بنیاد خانواده و کاهش خشونت خانگی علیه زنان می تواند بر رشد جمعیت تاثیرگذار باشد. پیشنهاد می شود که کاهش خشونت خانگی علیه زنان در سیاست های جدید جمعیتی لحاظ شود.
۲۲.

بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
اهداف: این پژوهش، در پی بررسی سلامت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بود. چارچوب نظری این پژوهش بر اساس نظریه سلامت اجتماعی کییز بود. روش پژوهش: روش پژوهش کمی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان دانشگاه شیراز بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای و حجم نمونه مورد مطالعه بر اساس فرمول کوکران 376 نفر بود. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه ساختارمند شامل مقیاس های سلامت اجتماعی کییز و شاپیرو (2005) و سرمایه اجتماعی میرفردی و ولی نژاد (1394)، استفاده شد. اعتبار ابزار به روش اعتبار صوری مورد تائید قرار گرفت و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و داده ها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان سلامت اجتماعی و سرمایه اجتماعی دانشجویان در سطح متوسطی است. تفاوت معناداری بین سلامت اجتماعی دانشجویان زن و مرد وجود نداشت. بین سلامت اجتماعی با توجه به مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، گروه سنی و قومیت تفاوت معناداری وجود نداشت. میزان سلامت اجتماعی دانشجویان برحسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی متفاوت بود و طبقه بالا، بیشترین سلامت اجتماعی را داشت. بین متغیرهای سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری در سطح 99 درصد وجود داشت. در مجموع، متغیرهای سرمایه اجتماعی و پایگاه اقتصادی- اجتماعی، 12 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند. نتیجه: همراستایی بین سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی، نشانگر کارکردهای اجتماعی آنها برای اهداف عمومی جامعه است.
۲۳.

شاخص سازی و رتبه بندی عملکرد جمعیّتی شهرهای جدید در ایران با تأکید بر عوامل اجتماعی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
امروزه وضعیت اقتصادی و اجتماعی شهرهای جدید و نیز بارگذاری جمعیّتی آنها از مهم ترین موضوعاتی است که توجه سیاست گذاران و محققان حوزیه اجتماعی را به خود جلب نموده است. هدف از پژوهش حاضر مطالعیه وضعیت اجتماعی و جمعیّتی شهرهای جدید در ایران است. نظریه های شهر خطی و توسعه مرحله ای یک ناحیه شهری چارچوب نظری تحقیق حاضر است. تحقیق حاضر از نوع کمّی و بر پاییه تحلیل ثانویه داده های سرشماری های عمومی نفوس و مسکن سال های 1385، 1390 و 1395 است. برای این منظور از بین تمامی شهرهای جدید، تعداد 12 مورد از آنها، که هم موفق به جذب جمعیّت شده و هم در سال 1395، از نقاط شهری کشور به شمار آمده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که تمامی شهرهای جدید در دوریه مورد بررسی در شاخص های اقتصادی و جمعیّتی_اجتماعی روند نسبی بهبود را طی کرده اند و نمریه تمامی شهرها در این زمینه، روند صعوی داشته است. شهرهای جدید صدرا، بهارستان و اندیشه بالاترین نمره در شاخص نهایی جمعیّتی و اجتماعی را کسب کرده اند. شهرهای مذکور از نظر معرف های کالبدی و فضایی، یعنی فاصله از مادرشهر و تراکم شهری در وضعیت خیلی مناسبی قرار دارند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که نشانگرهای فوق مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر عملکرد شهرهای جدید در ایران هستند.
۲۴.

ماندگاری جمعیت شهرهای جدید و تبیین آن با تأکید بر کیفیت زندگی شهری (مورد مطالعه: شهر جدید صدرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۳
یکی از مسائل حال حاضر برخی شهرهای جدید عدم ماندگاری جمعیت آن ها و تمایل به مهاجرت ساکنان آن است. در همین زمینه نشان داده شده است که عدم رضایت از کیفیت زندگی شهری از مهمترین علل عدم پایداری جمعیت شهرهای جدید است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه میزان رضایت از کیفیت زندگی شهری و تمایل به ماندگاری در شهر جدید صدرا انجام شده است. برای این منظور با استفاده از پرسشنامه ساخت یافته و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 382 نفر از افراد 15 سال و بالاتر ساکن شهر جدید صدرا پیمایش شدند. یافته ها نشان داد که با افزایش مدت زمان اقامت در شهر جدید احتمال ماندگاری بیشتر خواهد شد. همچنین با افزایش میزان رضایت از کیفیت کالبدی احتمال ماندگاری در این افزایش خواهد یافت. افرایش رضایت از کیفیت اجتماعی و اقتصادی زندگی احتمال ماندگاری افراد در شهر جدید را به طور معنی داری بالا خواهد برد. بنابراین وضعیت نامناسب زیرساخت های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی در شهرهای جدید عدم ماندگاری جمعیت شهری آن ها را به دنبال خواهد داشت و بهبود زیرساخت های کالبدی شهرهای جدید و توجه به مسائل اجتماعی و اقتصادی ساکنان آنها می تواند ماندگاری جمعیت شهرهای جدید را به دنبال داشته باشد.
۲۵.

مطالعیه جامعه شناختی تأثیر سواد سلامت بر سلامت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۰
اهداف: یکی از مسائل مهم در جوامع امروز، سلامت اجتماعی افراد جوامع است. با بهبود و افزایش سلامت اجتماعی، جامعه می-تواند به سمت توسعه حرکت کند. یکی از گروه های مهم در جامعه، مردان آن جامعه هستند. هدف از این مطالعه، بررسی رابطیه بین سواد سلامت و سلامت اجتماعی بر مبنای نظرییه سلامت اجتماعی کییز است. روش مطالعه: روش این مطالعه از نوع پیمایشی است و جامعیه آماری شامل کلییه مردان 18 سال و بالاتر شهر شیراز می باشد که بر اساس فرمول کوکران تعداد 400 نفر به شیویه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای جهت گردآوری داده ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه و نرم افزار مورد نیاز جهت تجزیه وتحلیل آماری، نرم افزار اس پی اس اس بوده است. یافته ها: نتایج نشان داد که رابطیه سواد سلامت با سلامت اجتماعی در بین مردان شهر شیراز معنی دار است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای مستقل حاضر در مدل رگرسیونی، توانسته اند 22 درصد از تغییرات متغیر سلامت اجتماعی را تبیین نمایند. نتیجه گیری: با عنایت به اینکه سلامت اجتماعی و سواد سلامت یکی از رکن های مهم سلامتی در هر جامعه و افراد آن جامعه است، توجه به آن ضروری و حائز اهمیت است. شهر شیراز به عنوان یکی از کلان شهرهای ایران دارای امکانات بهره گیری از سواد سلامت و به دنبال آن افزایش سلامت اجتماعی است. لذا با کمک های مردم و مسؤولین می توان این سطح آگاهی از سلامت اجتماعی و سواد سلامت را گسترش داد.
۲۶.

نگرش نسبت به رحم جایگزین و تعیین کننده های اجتماعی و اقتصادی آن در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۹
باروری در جوامع مختلف منبع مهمی از کسب موقعیت اجتماعی برای زنان و مردان است؛ باروری، فراتر از یک مسئله زیستی، به‌عنوان یک شاخص اجتماعی و فرهنگی در بسیاری از جوامع عمل می‌کند و توانایی افراد برای داشتن فرزند، اغلب به‌عنوان نمادی از توانمندی و صلاحیت اجتماعی شناخته می‌شود. ناباروری در زوجین باعث می‌شود خانواده یکی از کارکردهای خود را ازدست‌داده و اعضای آن به‌مرور حس رضایتمندی خود را از دست بدهند. این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین تعیین‌کننده‌های اجتماعی- اقتصادی و نگرش نسبت به رحم جایگزین بین زنان و مردان متأهل ساکن شهر شیراز انجام شد. برای این منظور تعداد 400 نفر از زنان و مردان متأهل 18 تا 49 ساله‌ی شهر شیراز پیمایش شدند. این افراد با روش نمونه‌گیری احتمالی خوشه‌ای چندمرحله‌ای از مناطق شهری شهر شیراز انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که بین نگرش نسبت به رحم جایگزین و تجربه ناباروری، قومیت، شغل، احساس تعلق طبقاتی، مدت ازدواج، تعداد فرزند، تحصیلات، درآمد و سرمایه فرهنگی رابطه معنی‌دار وجود دارد و سرمایه فرهنگی قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌ی نگرش به رحم جایگزین در بین متغیرهای مستقل پژوهش است. درمجموع می‌توان گفت که ضرورت دارد آگاهی بخشی در خصوص رحم جایگزین و ایجاد بسترهای قانونی و اجتماعی مناسب جهت استفاده ازاین‌روش در برنامه‌‌ها و سیاست‌های جمعیتی و بهداشتی لحاظ شود.
۲۷.

اولویت های ارزشی دانش آموزان و تعیین کننده های اجتماعی-فرهنگی آن در مدارس متوسطه دوم شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۴
هدف ارزش ها به عنوان یکی از بنیادی ترین ابعاد شخصیت اجتماعی نوجوانان، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به نگرش ها، کنش ها و انتخاب های فردی و اجتماعی آنان ایفا می کنند. دوره نوجوانی، به ویژه در مقطع متوسطه دوم، مرحله ای حساس در فرایند جامعه پذیری ارزشی به شمار می آید؛ مرحله ای که در آن نوجوانان در تعامل با نهادهای مختلف اجتماعی همچون خانواده، مدرسه و رسانه ها، نظام ارزشی خود را بازتعریف می کنند. در جوامع در حال گذار، از جمله جامعه ایران، هم زمانی عناصر سنتی با الگوهای نوین فرهنگی و سبک های زندگی جهانی، موجب تنوع و گاه تعارض در اولویت های ارزشی نسل جوان شده است. از این رو، شناخت الگوهای ارزشی دانش آموزان و عوامل اجتماعی–فرهنگی مؤثر بر آن ها، می تواند تصویری روشن از جهت گیری های فرهنگی جامعه و پیامدهای آن برای سیاست گذاری آموزشی و توسعه اجتماعی ارائه دهد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اولویت های ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز و تبیین تعیین کننده های اجتماعی–فرهنگی آن بود. این پژوهش به طور خاص به بررسی نقش جنسیت، نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها در شکل گیری اولویت های ارزشی دانش آموزان پرداخت. تمرکز بر شهر شیراز، به عنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و آموزشی کشور، امکان تحلیل دقیق تر پیوند میان ساختارهای اجتماعی، نهاد آموزش و تحولات ارزشی نوجوانان را فراهم می سازد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی و با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مدارس دولتی و غیردولتی شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بوده است. به منظور انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد؛ بدین صورت که ابتدا مدارس به عنوان خوشه های اصلی انتخاب و سپس دانش آموزان به طور تصادفی از میان آن ها گزینش شدند. با مراجعه به جدول مورگان، حجم نمونه ۴۰۰ نفر تعیین شد که از نظر آماری برای تعمیم نتایج به جامعه آماری کفایت دارد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساخت یافته بود که شامل دو بخش اصلی می شد: بخش نخست به اطلاعات زمینه ای و متغیرهای اجتماعی–فرهنگی شامل جنسیت، نوع نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها اختصاص داشت؛ بخش دوم به سنجش اولویت های ارزشی دانش آموزان بر اساس الگوی شش بعدی ارزش های آلپورت (نظری، اقتصادی، اجتماعی، زیبایی شناختی، سیاسی و دینی) می پرداخت. گویه ها بر اساس طیف لیکرت تنظیم شدند. روایی محتوایی ابزار با نظر خبرگان حوزه جامعه شناسی و آموزش تأیید شد و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که مقدار آلفای کرونباخ برای تمامی سازه های پژوهش بالاتر از 7/0است که بیانگر پایایی قابل قبول ابزار پژوهش است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند و از آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که میانگین واقعی تمامی ابعاد ارزش ها بالاتر از میانگین نظری طیف قرار دارد که بیانگر برخورداری دانش آموزان از سطح نسبتاً بالایی از گرایش های ارزشی است. در میان ابعاد مختلف ارزش ها، ارزش های زیبایی شناختی و اقتصادی بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند؛ در حالی که ارزش های دینی و سیاسی پایین ترین میانگین را داشتند. این الگو نشان دهنده گرایش بیشتر دانش آموزان به ارزش های مرتبط با سبک زندگی، لذت های فردی و موفقیت مادی و در مقابل، کاهش اهمیت ارزش های نهادی و رسمی است. نتایج آزمون های همبستگی نشان داد که میان جنسیت و اولویت های ارزشی کلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، تفاوت های جنسیتی با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و دینی ارزش ها رابطه معنی دار نشان داد. نظام آموزشی نیز با اولویت های ارزشی کلی و اغلب ابعاد ارزشی رابطه مثبت و معنی داری داشت که بیانگر نقش مهم مدرسه در فرایند جامعه پذیری ارزشی دانش آموزان است. میزان استفاده از رسانه ها با اولویت های ارزشی کلی رابطه معنی داری نداشت، اما با ارزش های دینی رابطه مثبت و معنی دار نشان داد. پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده تنها با ارزش های اجتماعی و سیاسی رابطه معنی دار داشت و با سایر ابعاد ارزش ها رابطه معنی داری مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که با کنترل سایر متغیرها، جنسیت و نظام آموزشی بیشترین سهم را در تبیین تغییرات اولویت های ارزشی دانش آموزان دارند، در حالی که نقش پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و استفاده از رسانه ها محدودتر و گزینشی تر است. نتیجه نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم
۲۸.

احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و تمایل به مهاجرت از کشور در میان دانشجویان دانشگاه شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
هدف مهاجرت دانشجویان در سال های اخیر به یکی از دغدغه های مهم اجتماعی و توسعه ای در کشورهایی که درحال تجربه تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی هستند تبدیل شده است. در ایران نیز افزایش تمایل دانشجویان به مهاجرت، بحث های گسترده ای را درباره خروج سرمایه انسانی و پیامدهای بلندمدت آن برانگیخته است. اگرچه در بسیاری از مطالعات، عوامل اقتصادی و ساختاری به عنوان تبیین کننده های اصلی قصد مهاجرت مورد تأکید قرار گرفته اند، اما نقش عوامل روانی–اجتماعی، به ویژه احساس ازخودبیگانگی اجتماعی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. احساس ازخودبیگانگی اجتماعی به تجربه ذهنی فرد از گسست، بی قدرتی، بی معنایی و انزوای اجتماعی در محیط پیرامون اشاره دارد. این پژوهش با بهره گیری از چارچوب های نظری کلاسیک و معاصر در حوزه ازخودبیگانگی، به بررسی این مسئله می پردازد که آیا تجربه ذهنی گسست اجتماعی در میان دانشجویان می تواند تمایل آنان به مهاجرت را تقویت کند یا خیر. هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه میان احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان دانشگاه شیراز و سنجش قدرت تبیینی این متغیر در پیش بینی قصد مهاجرت با کنترل ویژگی های جمعیت شناختی و آموزشی بوده است. روش این پژوهش با رویکرد کمی و به شیوه پیمایشی مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه شیراز  در مقاطع و رشته های مختلف بود. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 376 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم و به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. دانشکده ها در سه خوشه اصلی (علوم پایه، مهندسی و علوم انسانی) طبقه بندی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساختاریافته بود. احساس ازخودبیگانگی اجتماعی با استفاده از مقیاس 26 گویه ای استاندارد که ابعادی نظیر بی قدرتی، بی معنایی، انزوای اجتماعی و هنجارگریزی را پوشش می داد، سنجیده شد. تمایل به مهاجرت نیز با استفاده از گویه های معتبر اندازه گیری شد. تمامی گویه ها بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده بودند. اعتبار محتوایی ابزار از طریق نظر خبرگان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. مقدار آلفا برای احساس ازخودبیگانگی اجتماعی 864/0 و برای تمایل به مهاجرت 896/0 به دست آمد که نشان دهنده انسجام درونی مناسب ابزار بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و از طریق آمار توصیفی و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. یافته ها نتایج توصیفی نشان داد 5/58 درصد از پاسخگویان دارای سطح متوسط احساس ازخودبیگانگی اجتماعی و 4/10 درصد دارای سطح بالا بودند. یافته ها همچنین نشان داد که 3/46 درصد نمونه تمایل متوسطی به مهاجرت داشتند و 6/22 درصد نیز تمایل زیاد به مهاجرت از کشور گزارش کردند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مدل کلی 33 درصد از واریانس تمایل به مهاجرت را تبیین می کند. در میان متغیرهای وارد شده در مدل، احساس ازخودبیگانگی اجتماعی قوی ترین و تنها متغیر معنی دار بود. با افزایش احساس ازخودبیگانگی اجتماعی، تمایل به مهاجرت نیز افزایش یافت. در مقابل، متغیرهای جمعیت شناختی نظیر جنسیت، سن، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، وضعیت اشتغال، قومیت، مذهب و تعلق طبقاتی در مدل نهایی اثر معنی داری نشان ندادند. نتیجه احساس ازخودبیگانگی اجتماعی یکی از تعیین کننده های اصلی تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان بود. دانشجویانی که سطوح بالاتری از احساس ازخودبیگانگی اجتماعی را تجربه می کنند، بیش از دیگران مهاجرت را به عنوان راهبردی جایگزین در نظر می گیرند. این نتایج نشان می دهد که مهاجرت دانشجویان را نمی توان صرفاً در چارچوب تبیین های اقتصادی یا فرصت محور فهم کرد، بلکه کیفیت تجربه زیسته آنان در بستر اجتماعی داخلی نیز نقش مهمی ایفا می کند. بنابراین، سیاست های کاهش مهاجرت دانشجویان باید فراتر از مشوق های اقتصادی عمل کرده و به تقویت احساس تعلق اجتماعی، افزایش اعتماد نهادی، گسترش مشارکت دانشجویی و ارتقای سرمایه اجتماعی توجه داشته باشند. مدیریت روند رو به افزایش مهاجرت دانشجویان مستلزم رویکردی جامع است که هم ابعاد ساختاری و هم ابعاد روانی–اجتماعی زندگی دانشجویی را در نظر گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان