ویژگی های انگاره ی[1] اقتصادی جدید موجب انتقال ماهیت مزیت رقابتی از دارایی های ملموس به دارایی های ناملموس شده است. از این رو منابع انسانی به عنوان مهم ترین وجه دارایی های نامشهود هر سازمان بیش ازپیش اهمیت یافته است. اکنون توجه عمومی به منابع انسانی و هم راستایی اثربخش آن با راهبرد کلی سازمان جلب شده است. سامانه ی ارزیابی و معماری منابع انسانی باید در پاسخ به نیاز این انگاره ی اقتصادی جدید تغییر کند. نقشه ی راهبرد پویای منابع انسانی، ابزاری برای ارزیابی و بازتعریف نقش منابع انسانی به عنوان شریکی راهبردی است. این روش بر مبنای کارت امتیازی متوازن و پویایی شناسی سامانه ها توسعه داده شده است، تا درک مدیران و صاحبان کسب و کار، از منابع انسانی را دگرگون کند. در این تحقیق، پس از نگاه اجمالی به پیشینه ی تحولات در مدیریت راهبردی منابع انسانی، الگوی مفهومی جدیدی با استفاده از مفاهیم ارزیابی متوازن و با تکیه بر پویایی شناسی سامانه ها ارایه شده و چگونگی پیاده سازی این مراحل تشریح می شود.
اهداف : در محیط پویای کنونی، سازمان های آموزشی باید با رفتاری فعال و پویا محیط خود را با نگاهی جامع رصد کنند و عوامل دستیابی به اهداف خود را در این محیط شناسایی نمایند. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی، بررسی و رتبه بندی عوامل موثر بر موفقیت حوزه آموزش دانشکده های فنی و مهندسی به روش FCM بود.
روش ها : پس از بررسی ادبیات پژوهش و شناسایی عوامل موثر در موفقیت حوزه آموزش دانشکده های فنی و مهندسی، نمونهای 36 نفری که به روش نمونهگیری قضاوتی هدفمند از میان اساتید و مدیران انتخاب شده بودند، به شناسایی عوامل نهایی پرداختند. روایی محتوایی پرسش نامه به روش لاشه و همچنین پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (81/0) تایید شد. پس از طبقه بندی عوامل نهایی در 7 بخش، روابط علی بین عوامل و میزان تاثیر آنها بر یکدیگر با کمک 12 نفر از خبرگان تعیین شد. از نرمافزارهای FCMapper 1 و Pajek 64 برای رسم FCM استفاده شد.
یافته ها : از نظر شاخص مرکزیت (مجموع تاثیرپذیری و تاثیرگذاری)، مفاهیم ""توانمندسازی دانشجو""، ""اعتبار و وجهه دانشگاه""، ""بودجه دریافتی دانشکده""، ""هماهنگی آموزش با نیاز جامعه""، ""جذب و حفظ استاد برتر""، ""توانایی علمی و به روزبودن استادان""، ""آزمایشگاه ها و کارگاه های مناسب و دردسترس""، ""تعداد رشته های تحصیلی برگزارشده"" و ""هدف 10ساله""، مرکزی ترین مفاهیم بودند .
نتیجه گیری: FCM ابزاری کارآمد و مفید برای تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر مفاهیم و اهداف است و می تواند متغیرهای زبانی فازی را به وزن هایی تبدیل نماید و از آنها در مدل سازی استفاده کند.
به منظور پیشرفت علمی، تحول و توسعه، بهبود عملکرد و تبدیل دانشگاه مورد مطالعه به یک دانشگاه راهبردمحور، استفاده از مدیریت عملکرد سازمانی و پشتیبانی از تحقق چشم انداز ضرورت می یابد که یکی از الزامات آن استفاده از مدل های ارزیابی عملکرد می باشد. بررسی های انجام شده نشان می دهد که با تلفیق مدل های ارزیابی متوازن(BSC) و تعالی سازمانی(EFQM) می توان چارچوب مناسبی را برای ارزیابی عملکرد فراهم نمود. در این مقاله، پس از بررسی مفاهیم نظری و مقایسه ی مدل های یادشده، نقاط قوت و ضعف هر یک مورد بررسی قرارگرفته و در پایان به ارایه ی مدل مفهومی مدیریت عملکرد پرداخته که نتایج مفیدی در بر داشته است. برای شناسایی اهداف راهبردی با رویکرد کارت امتیازی متوازن و متناسب با چشم انداز تعیین شده، از دو ایزار مصاحبه و پرسش نامه ی استفاده شد. سپس برای تعیین روابط علّی اهداف، از ماتریس QFD استفاده شد. درپایان، به منظور هم راستاسازی این دو مدل و تحقق دو عامل اثربخشی و کارآیی، ماتریسQFD مورد استفاده قرارگرفت که تلفیق دو مدل، باعث بهبود مستمر و افزایش بهروری در دانشگاه می شود
اهداف: چشم انداز در سازمان، توسط استراتژی ها تحقق می یابد و این استراتژی ها می توانند توسط کارت امتیازی متوازن تبیین شوند. هدف از انجام این مطالعه، ارایه چارچوب مدل مفهومی تلفیقی از دو مدل کارت امتیازی متوازن ( BSC ) و مدل تعالی سازمان EFQM با استفاده از ماتریس ( QFD ) برای بهبود عملکرد مستمر در محیط دانشگاهی بود.
روشها: در این مطالعه توصیفی برای گردآوری داده ها از تلفیق مطالعه اسنادی و میدانی (مصاحبه سازمان یافته و پرسش نامه) استفاده شد. پس از بررسی مفاهیم نظری به بررسی و مقایسه دو مدل پرداخته و نقاط قوت و ضعف دو مدل بیان و سپس مدل مفهومی مدیریت عملکرد با استفاده از تلفیق دو مدل ارایه شد. برای شناسایی اهداف استراتژیک با رویکرد کارت امتیازی متوازن و متناسب با چشمانداز تعیین شده، از دو پرسش نامه روایی و پایایی استفاده شد. برای تعیین روابط علت و معلولی اهداف و تلفیق دو مدل، از ماتریس گسترش عملکرد کیفیت استفاده شد.
یافتهها: پس از تعیین اهداف استراتژی و روابط بین آنها، با نظرخواهی از خبرگان، نقشه استراتژی دانشگاه رسم شد. همچنین پس از تعیین روابط بین اهداف BSC با معیارهای EFQM ، روابط بین آنها نیز توسط ماتریس QFD ترسیم شد.
نتیجهگیری: مدل های ارزیابی متوازن و تعالی سازمانی EFQM در صورت تلفیق ، میتوانند چارچوب مناسبی را برای ارزیابی عملکرد فراهم نمایند. همراستاسازی این دو مدل، قادر است بهبود مستمر و افزایش بهره وری در دانشگاه را در پی داشته باشد .