مینا جمشیدی اوانکی

مینا جمشیدی اوانکی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

مروری نظام مند بر راهبردهای بهبود مشارکت سازمان های غیردولتی ایران در سیاستگذاری نظام سلامت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سازمان های غیردولتی سیاست گذاری سلامت مشارکت مرور نظام مند متاسنتز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
سازمان های غیردولتی فعال در حوزه سلامت ایران به عنوان بخش مهمی از جامعه مدنی، نقش اساسی در شناسایی نیازهای واقعی مردم، نظارت و مشارکت در سیاست گذاری سلامت دارند، اما مشارکت اثربخش آن ها با چالش هایی همچون نبود ساختارهای قانونی شفاف، محدودیت های توانمندسازی، کمبود اعتماد و ضعف در نظام های ارزیابی مواجه است. این مطالعه با هدف شناسایی راهبردهای ارتقای مشارکت، به صورت مرور نظام مند کیفی بر اساس دستورالعمل PRISMA 2020 انجام شد؛ جستجو در پایگاه های Web of Science، Scopus، Embase و PubMed در جولای 2025 انجام گرفت و از میان ۱۷۶۴ مطالعه شناسایی شده، ۲۴ مطالعه واجد شرایط با روش توماس و هاردن و نرم افزار MAXQDA 2022 تحلیل شدند. کیفیت مطالعات با چک لیست SRQR ارزیابی شد و برای افزایش اعتبار، از مثلث سازی و نظرات گروه مشورتی متشکل از صاحب نظران و فعالان NGOها بهره گرفته شد. یافته ها نشان می دهد مشارکت مؤثر سازمان های غیردولتی در سیاست گذاری سلامت مستلزم تحقق هفت راهبرد کلیدی و به هم پیوسته است: نهادینه سازی مشارکت از طریق تعریف جایگاه قانونی شفاف و کاهش موانع بوروکراتیک؛ توانمندسازی سازمانی با ارتقای مهارت های تحلیل سیاست، مدیریت و حکمرانی؛ استقرار ارتباطات ساختاریافته و مبتنی بر اعتماد از طریق کانال های رسمی گفت وگو و شفافیت؛ توسعه شبکه سازی و همکاری های چندبخشی برای ایجاد هم افزایی؛ تأمین مالی پایدار از طریق سازوکارهای شفاف و قراردادهای بلندمدت؛ استقرار نظام پایش و ارزیابی مبتنی بر شواهد برای یادگیری سازمانی؛ و ترویج فرهنگ مشارکت و اعتماد عمومی از طریق آگاه سازی اجتماعی و مسئولیت پذیری نهادی. تحقق این راهبردها نیازمند رویکردی یکپارچه و چندبعدی است که تقویت زیرساخت های قانونی، توانمندسازی فنی و مدیریتی، شکل گیری ارتباطات نهادی مبتنی بر شفافیت و اعتماد، توسعه شبکه های همکاری، تأمین مالی پایدار، استقرار نظام های ارزیابی و گسترش فرهنگ مشارکت را شامل می شود و زمینه را برای نهادینه سازی مشارکت و حرکت به سوی حکمرانی سلامت مشارکتی و اثربخش فراهم می سازد.
۲.

شناسایی الگوی بازاریابی حسی با رویکرد هوش هیجانی به منظور تحقق حکمرانی خوب: مورد مطالعه مشتریان بانک سپه شعب شمال تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی بازاریابی حسی هوش هیجانی حکمرانی خوب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۹۸
هدف: پژوهش حاضر در پاسخ به پرسش مطروحه از جانب محقق مبنی بر اینکه چه عواملی در حکمرانی با خاستگاه تحقق استراتژهای عملیاتی بیشترین اثر را دارند، طراحی شده است. نتایج به دست آمده پس از یک مرحله پیش تحقیق، پژوهش اصلی  با هدف شناسایی الگوی بازاریابی حسی با رویکرد هوش هیجانی به منظور تحقق حکمرانی خوب: مورد مطالعه مشتریان بانک سپه شعب شمال تهران را محقق کرده است. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و و کیفی و از حیث روش اجرا از نوع تحقیقات توصیفی-پیمایشی بوده و نتایج مصاحبه با افراد خبره در فرآیند تحقیق استفاده شده  است.. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان که به عنوان تیم تصمیم در شناسایی شاخص ها و ابعاد متغیرها که از روش غیرتصادفی( هدفمند) و روش گلوله برفی استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوی بازاریابی حسی با رویکرد هوش هیجانی به منظور تحقق حکمرانی خوب: مورد مطالعه مشتریان بانک سپه شعب شمال تهران  به 51 شاخص در غالب 11 مولفه و 3 بعد شناسایی شد. معیارهای شناسایی شده شامل معیارهای درک عواطف، کیفیت روابط عاطفی، پاسخگویی به عواطف، ایجاد انگیزش، ظرفیت سازی، آموزش، ارتباطات، آگاه سازی، مهارت اجتماعی، خلق ارزش و راهبردهای مشارکت می باشد.   نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در طراحی الگوی بازاریابی حسی با رویکرد هوش هیجانی به منظور تحقق حکمرانی خوب: مورد مطالعه مشتریان بانک سپه شعب شمال تهران باید به سه بعد عملکرد احساسی، خودکارآمدی احساسی و مشارکت احساسی توجه داشت
۳.

طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی سبز در صنعت فولاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مدیریت سبز مدیریت منابع انسانی سبز صنعت فولاد فولاد غرب آسیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف این پژوهش، طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی سبز در صنعت فولاد و جامعه آماری پژوهش، شرکت فولاد غرب آسیا است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، جزء پژوهشهای ترکیبی (کیفی-کمی) است. برای طراحی مدل پژوهش از روش مصاحبه استفاده شد. بدین منظور با انجام 22 مصاحبه مدل اولیه پژوهش طراحی شد. برای بررسی روایی در بخش کیفی از روشهای مثلثی، بررسی اعضا و بررسی زوجی و برای تأیید پایایی از روش بازآزمون استفاده شد. در بخش کمی برای تأیید مدل طراحی شده براساس مصاحبه ها پرسشنامه ای متناسب با مدل طراحی شد و این مدل با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. در بخش کمی جامعه آماری شامل 987 نفر بودند که حجم نمونه براساس جدول گرجسی و مورگان، 686 نفر تعیین شد. برای سنجش روایی پرسشنامه از روش روایی محتوایی و جهت تعیین پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار AMOS تأییدکننده مدل طراحی شده بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی سبز بر پیامدهای فردی، سازمانی، گروهی و باتوجه به ضرروت درونی شدن و تغییر نگرش کارکنان و مدیران فولاد غرب آسیا در حوزه مسائل محیط زیست، مهم ترین راهکار جهت تغییر نگرش در این شرکت آموزش و افزایش دانش در حوزه محیط زیست است.
۴.

الگوی شایستگی راهبران آموزشی تربیتی مدارس روستایی و عشایری ابتدایی وزارت آموزش و پرورش مبتنی بر مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شایستگی های راهبران شرایط مداخله گر راهبردها پیامدها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۷ تعداد دانلود : ۳۵۷
به دلیل نهادینه نشدن جایگاه و مفهوم راهبری در سیاست گذاری های آموزشی، با «قلت دانش محتوایی و موضوعی» در این حوزه روبرو هستیم. این وضعیت خود را در فهم درست ماهیت امکانات راهبری نشان داده است. به دلیل سستی نقش و جایگاه، راهبران در یک وضعیتی قرارگرفته اند که تلقی از آن ها را به مدیر و یا بازرس فروکاسته است به منظور غلبه بر گسست های ناشی از این وضعیت مطالعه ی حاضر باهدف شناسایی شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدهای مرتبط با طراحی شایستگی های راهبران انجام گرفته است. جامعه موردمطالعه، راهبران آموزشی تربیتی کشور هست نمونه گیری، به صورت هدفمند و نظری و تعیین حجم نمونه بر اساس اشباع نظری انجام گرفت. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه ی نیمه ساختاریافته استفاده شد. تحلیل ها بر اساس سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. پدیدهمحوری «دانش محتوایی در پیشبرد تفکر راهبری» هست یافته ها بیانگر آن است که شرایط مداخله گر مرتبط با طراحی و تبیین شایستگی های راهبران «ارزیابی/عملکرد دائمی راهبران»، «انطباق ناپذیری -نهادی/دانشی»، «ضعف اشتراک -گذاری دانشی»، «معنابخشی هم افزا -از شایستگی حرفه ای»، هستند شرایط زمینه ای «سیاست گذاری مشخص در حوزه راهبری آموزشی»، «تقویت عدالت -توزیعی/فرهنگی»، «راهبر به مثابه -هادی نه بازرس»، راهبردهای اتخاذشده در برابر این شرایط «ظرفیت سازی و نیازسنجی مشارکتی»، «توسعه -طرح های خود راهبر»، «ارتقای مهارت های کلامی/ارتباطی» می باشند که پیامدهای «راهبر به مثابه تسهیل گر»، «تعدیل روابط معلمان/مدارس»، «تحقق عدالت و توانمندسازی آموزشی»، «جهت دهی و اولویت بخشی به روندها توسط راهبران» را در پی دارد.
۵.

پیچیدگی های شناسایی مسائل عمومی در ایران با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خط مشی گذاری عمومی شناسایی و اولویت بندی مسئله مسائل عمومی نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۳۰
آنچه دولت تصمیم به انجام آن می گیرد یا تصمیم به انجام آن ندارد خط مشی عمومی خوانده می شود. این فرآیند با شناسایی مسئله آغاز می شود و تمرکز آن بر شناسایی مسئله است که عموم مردم را تحت تأثیر قرار می دهد. این پژوهش الگوی شناسایی مسائل عمومی با رویکرد داده بنیاد در ایران را ارائه می دهد. در این پژوهش از نظریه داده بنیاد استفاده شده و 15 مصاحبه با خبرگان نظام خط مشی گذاری انجام گردیده است. داده ها توسط کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و قضایا والگوی پژوهش ارائه گردید. تحلیل داده ها در نهایت به احصای 122 مفهوم و 23 مقوله و شکل گیری الگوی داده بنیاد انجامید. نتایج پژوهش نشان می دهد شرایط علّی شامل مقوله های حساسیت عمومی نسبت به موضوع، هزینه ایجاد شده ناشی از وجود موضوع برای کشور، محدوده و قلمرو جغرافیایی درگیر با موضوع و حوادث غیرمترقبه و بلایای طبیعی و عوامل مداخله گر شامل قانونگذاران و مجریان دولتی، بازیگران سیاسی، بازیگران غیردولتی، رسانه های جمعی، و دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی در فضای عمومی نظام خط مشی گذاری ایران شامل جریان های فکری و مدل های ذهنی خط مشی گذاران، جریان های سیاسی و امنیتی، شرایط اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، شرایط اقتصادی و فناوری، جریان های خارجی و بین المللی، و جریان های سازمانی و اداری بر شناسایی مسائل عمومی در ایران تأثیرگذارند.
۶.

Impact of social capital on employees' job performance of Forensic Medicine Organization(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Social capital Job Performance Tehran's Forensic Medicine Organization

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۹۶
The aim of this study is to investigate the relationship between social capital among employees with their job performance in Tehran's Forensic Medicine Organization. The study population consisted of all the employees of Tehran's Forensic Medicine Organization in 2015 that based on available statistics are 120 employees that because of limited statistical population, sampling has not been done. To collect data, two instruments were used to measure including social capital questionnaire of Nahapiet and Ghoshal (1998), with average reliability coefficient of 93% and job performance questionnaire of Hersey and Goldsmith Achiu model with average reliability coefficient of 88%. Descriptive statistics were used to describe the data and to analyze and evaluate the research hypotheses; test of inferential statistics including univariate regression analysis was used. While confirming the research hypotheses, results showed: Structural, cognitive and communicative dimensions of social capital of employees have an increasing and positive impact on their job performance and this effect is statistically significant.
۷.

ارتباط بین به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات با توانمندسازی کارکنان دانشگاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سیستم های اطلاعاتی فن آوری اطلاعات و ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی توانمندسازی کارکنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۳ تعداد دانلود : ۷۸۲
پژوهش حاضر، با هدف مطالعه ارتباط بین به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات با توانمندسازی کارکنان دانشگاه انجام گرفت. این تحقیق، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، از نوع همبستگی است. جامعه آماری، کلیه کارکنان حوزه ستادی در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران و واحد تهران مرکز می باشند که تعداد آنها در سال تحصیلی 92 -1391 مشتمل بر 225 نفر بود. از بین افراد مذکور، با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه و با استفاده از فرمول کوکران، 143 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، پرسش نامه فن آوری اطلاعات و ارتباطات با 15 سؤال و پایایی 925/0 و پرسش نامه توانمند سازی کارکنان با 35 سؤال و پایایی 928/0، در طیف پنج گزینه ای لیکرت مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک روش های آمار توصیفی و استنباطی هم چون، ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون از طریق نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بین به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات با مؤلفه های توانمند سازی کارکنان شامل بهبود عملکرد، استقلال و آزادی کاری، احساس مسؤولیت تصمیم گیری، تنوع شغلی، خود کنترلی، توان و تمایل و رشد حرفه ای کارکنان، همبستگی معناداری وجود دارد و از بین ابعاد توانمندسازی، مؤلفه بهبود عملکرد کارکنان، بیشترین رابطه و مؤلفه خود کنترلی کارکنان ، کمترین رابطه را با متغیر فن آوری اطلاعات و ارتباطات داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان