رضا قنبری عبدالملکی

رضا قنبری عبدالملکی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

نقش مؤلّفه های ملی گرایی و دین گرایی در تقویت گفتمان ضداستعماری محمّدتقی بهار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
شعر «ایران مال شماست» از محمدتقی بهار، نمونه ای برجسته از ادبیات ضداستعماری دوران قاجار است که با بهره گیری از گفتمان های ملی گرایی و دین گرایی، تصویری هماهنگ از این دو مفهوم را ارائه می دهد. این اثر در دوره ای خلق شد که ایران با چالش های گسترده ای از جمله تهدیدات خارجی، دخالت های استعماری و بحران های داخلی روبرو بود. بهار با درآمیختن مفاهیم ملی و دینی و استفاده از زبانی خطابی و استعاری، تلاش کرده است حس مسئولیت پذیری و آگاهی ملی و دینی مخاطبان خود را تقویت کند. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی عناصر زبانی، تصاویر شعری و استعاره های موجود در این اثر پرداخته و به تحلیل نقش آن ها در بازتاب شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که بهار چگونه از ترکیب گفتمان های ملی و دینی برای تشویق مخاطبان به واکنش اجتماعی و سیاسی بهره گرفته است. یافته ها نشان می دهد که شاعر با تکرار عبارت «ایران مال شماست»، نه تنها بر تعلق ایرانیان به سرزمین خود تأکید می کند، بلکه این عبارت را به عنوان فراخوانی برای اتحاد ملی و مقابله با چالش های داخلی و خارجی به کار می برد. همچنین، استفاده از مفاهیم تاریخی و دینی بهار را قادر ساخته است تا تصویری هشداردهنده از آینده ایرانِ تحت تهدید ارائه دهد. هدف اصلی این پژوهش نشان دادن این است که چگونه بهار از تهدیدات بیرونی و بحران های درونی به عنوان محرکی برای بیداری ملی و دینی بهره برده و زمینه را برای شکل گیری یک گفتمان ضداستعماری قوی فراهم کرده است.
۲۲.

فروپاشی معنا در زبان شعر: خوانشی ساختارشکنانه از «مرگ ناصری» احمد شاملو بر پایه نظریه ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۹
این مقاله با اتکا به نظریه ساختارشکنی ژاک دریدا، به تحلیلی چندسطحی از شعر مرگ ناصری سروده احمد شاملو می پردازد. در این خوانش، زبان شعر نه ابزار تثبیت معنا، بلکه بستر تعلیق، واژگونی و لغزش دلالت ها تلقی می شود. بر پایه مفاهیم کلیدی همچون "دیفرنس"، "غیاب مرکز" و "فروپاشی تقابل های دوتایی" نشان داده می شود که چگونه معنا در متن به جای استقرار، همواره در حال تعویق و بازتولید است. تحلیل گفتمانیِ ساختارهای دستوری امری چون «شتاب کن ناصری!» و همچنین بررسی سکوت ناصری به مثابه نوعی مقاومت، از جمله مواردی است که این مقاله به آن ها پرداخته است. شعر شاملو با بهره گیری از نمادهای متضاد ("تاج خار"، "ریسمان سرخ"، "قوی مغرور") صدای تماشاگران، کنش منفعل العازر و ساختار گفتمانی چندصدایی، روایت کلاسیک و تقابل های تثبیت شده را فرو می پاشد. در این میان، جابه جایی نقش سوژه ها، تعلیق زمان و غیاب گفتار، به فهمی تازه از نسبت زبان و قدرت، و معنا و هویت می انجامد. این تحلیل نشان می دهد که شعر مرگ ناصری نه فقط بازتابی از رنج فردی، بلکه میدان گفتمانی بازتعریف معنا در مواجهه با خشونت، قضاوت و حذف است؛ متنی که ساختارشکنی را نه فقط به مثابه نظریه، بلکه به مثابه روش زبانیِ خود شعر به کار می گیرد.
۲۳.

تحلیل گفتمان پسااستعماری شعر «باز برمی خیزم» از مایا آنجلو با تأکید بر مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۷
این پژوهش با هدف تحلیل شعر «باز برمی خیزم» سروده مایا آنجلو، شاعر سیاه پوست آمریکایی، به بررسی نقش عناصر بلاغی و ساختاری در بازنمایی مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت پرداخته است. رویکرد نظری پژوهش، بر تلفیق نقد پسااستعماری و ساختارگرایی تکوینی استوار است و تلاش دارد تا ارتباط میان زبان، قدرت و گفتمان رهایی را در متن آشکار سازد. پژوهش با روش کیفی و تحلیلی، از طریق خوانش دقیق و تفسیر درون متنی و بینامتنی شعر، در سه مرحله انجام شده است: استخراج مضامین کلیدی چون مقاومت، هویت و امید؛ بررسی مؤلفه های پسااستعماری مانند نفی دیگری سازی، استعمارزدایی زبانی و بازیابی صدای تاریخی؛ و تحلیل ساختارهای درونی شعر همچون ریتم، ترجیع بند و قافیه در پیوند با زمینه های اجتماعی و تاریخی. این پژوهش با تأکید بر پیوند ناگسستنی میان فرم و محتوا، می کوشد نشان دهد که چگونه شعر آنجلو، به مثابه گفتمانی فرهنگی، ظرفیت مقاومت را از سطح تجربه فردی به سطح آگاهی تاریخی و جمعی ارتقا می دهد. یافته ها نشان می دهد که آنجلو با استفاده از تکنیک هایی چون تکرار، استعاره، تصویرسازی و تشبیه، هویتی پویا و رهایی بخش را بازآفرینی کرده و سوژه زن سیاه پوست را از جایگاه انفعال به عاملی فرهنگی و مقاوم ارتقا می دهد. ترجیع بند «برمی خیزم» نه تنها بیانی شاعرانه از تاب آوری فردی، بلکه پژواکی از صدای جمعی تاریخی است که در دل حافظه استعمار و تبعیض طنین انداز می شود. در نهایت، این شعر با هم نشینی فرم و محتوا، از سطح یک متن ادبی، فراتر رفته و به بیانیه ای فرهنگی و سیاسی بدل می شود که در آن، ادبیات، ابزار بازتعریف قدرت، هویت و عاملیت به شمار می آید.
۲۴.

رمزگشایی از شعر «صدای پای آب»: خوانشی نشانه شناختی بر مبنای نظریه مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۴
این مقاله با هدف تحلیل نشانه شناختی شعر «صدای پای آب» از سهراب سپهری، به بررسی سازوکارهای معنایی پنهان در متن می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که نشانه های به کاررفته در این شعر چگونه به بازنمایی تجربه های انسانی و پیوند میان انسان و طبیعت یاری می رسانند. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر مدل نشانه شناختی مایکل ریفاتر است و پژوهش با روش کیفی و تحلیلی انجام شده است. در این راستا، از خوانش اکتشافی و پس نگر، تحلیل شبکه ساختاری (ماتریس) و تداعی های واژگانی و مفهومی (هیپوگرام ها) بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد سپهری با تکیه بر عناصر طبیعی و ظرفیت های زبانی، ساختاری نشانه مند و چندلایه خلق کرده است که در آن تجربه های زیسته و احساسات انسانی در پیوندی معنایی با جهان طبیعت بازتاب می یابد. درنهایت، نتایج پژوهش حاکی از آن است که زبان شاعرانه سپهری با بهره گیری از سازوکارهای نشانه ای، توانمند در بازنمایی جهان بینی شاعرانه و ابعاد درونی تجربه انسانی است.
۲۵.

تحلیل هرمنوتیکی-معناشناختی شعر «در آستانه» احمد شاملو با رویکرد هانس گئورگ گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش با تکیه بر هرمنوتیک فلسفی هانس گئورگ گادامر، شعر بلند «در آستانه» احمد شاملو را در چارچوب معناشناسی ادبی بررسی می کند. در این راستا، چهار مؤلفه کلیدی نظریه گادامر یعنی «پیش فهم»، «تاریخ مندی»، «بازی/ دیالوگ» و «هم آمیزی افق ها» مبنای تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش کیفی-تفسیری بوده و ابتدا لایه های زبانی و تصویری شعر استخراج شد. سپس این لایه ها با مفاهیم یادشده تحلیل و نتایج به صورت استنتاجی در چهار گام سامان دهی شد. نتایج نشان می دهد: ۱) سازوکار «بازی زبانی» خواننده را وارد دیالوگی پویا می کند و پیش فهم های او را به چالش می کشد؛ ۲) تاریخ مندی متن و خواننده در هم آمیزی افق ها معنایی سیّال خلق می کند؛ ۳) این سیّالیّت امکان تأویل های چندلایه و بازتاب تجربه زیسته فردی و جمعی را فراهم می سازد؛ ۴) فرآیند «هم آمیزی افق ها» نشان می دهد که معنا محصول گفت وگوی مداوم متن و خواننده است. رویکرد گادامری، ابزاری کارآمد برای معناشناسی شعر شاملو و گشودن افق های تازه در نقد ادبیات معاصر به شمار می رود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان