فریبرز ارغوانی پیرسلامی

فریبرز ارغوانی پیرسلامی

مدرک تحصیلی: استادیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۵ مورد از کل ۶۵ مورد.
۶۱.

کالایی شدن جنسیت در پس زمینه جهانی شدن اقتصاد در تایلند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۶
جهانی شدن اقتصاد افزون بر جنبه های مثبتی همچون گسترش تجارت و سرمایه گذاری یا توسعه فناوری های نوین که همگی در پیشرفت جوامع بشری نقش داشته اند بسته به نوع رویکرد جوامع به پدیده توسعه، با پیامدهایی ناخوشایند همچون تبدیل شدن جنسیت به کالا و ابزار توسعه و انباشت ثروت همراه بوده است. در این میان تایلند به عنوان یکی از کشورهای حوزه جنوب شرق آسیا که در دوران بعد از جنگ جهانی دوم حرکت در مسیر توسعه اقتصادی را سرعت بخشیده متأثر از الزام های اقتصادی و شرایط اجتماعی زمینه ای، در مسیری در حال حرکت بوده که جنسیت در این جامعه عمیقاً متمایل به کالایی شدن بوده است. هدف این مقاله وارسی تأثیر جهانی شدن اقتصادی بر تبدیل شدن جنسیت به کالا با تمرکز بر مطالعه موردی تایلند است. ازاین رو با طرح این پرسش که جهانی شدن اقتصادی چه تأثیری بر کالایی شدن جنسیت در تایلند داشته است، این مقاله با بهره گیری از چارچوب مفهومی جهانی شدن، اقتصاد و جنسیت، بر این ادعاست که پیرو جهانی شدن اقتصاد و اولویت یابی توسعه و رشد اقتصادی و توجه به کسب سود و انباشت سرمایه، کالایی شدن افراد و شیئیت بخشیدن به موضوع جنسیت در بعد اقتصادی حادث شده و در نتیجه باهدف ایجاد یک صنعت جاذب سرمایه و اشتغال زا، زمینه ساز رواج پدیده کارگران جنسی شده است.
۶۲.

رسانه و ارتقای قدرت نرم در نظام بین الملل؛ رویکردی تطبیقی به تجربه چین و هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
تأثیر رسانه ها در افزایش قدرت نرم کشورها به ویژه در بین قدرت های نوظهور در سه دهه اخیر اهمیت بیشتری یافته است. چین و هند ازجمله کشورهایی هستند که از دهه 1990 به بعد با تجدیدنظر در سیاست خارجی خود گام های مؤثری در مسیر ارتقای قدرت نرم برداشته و در این راستا سعی کرده اند تا از شبکه های اجتماعی و رسانه ها بهره گیرند. این مقاله با طرح این پرسش که که رسانه ها چه تأثیری بر افزایش قدرت نرم چین و هند در نظام بین الملل داشته اند؟ با اتکا به رویکرد مقایسه ای و تحلیل محتوای عملکرد این رسانه ها، معتقد است که رسانه های چینی و هندی در هر سه شاخص ذیل مؤلفه های قدرت نرم یعنی القای تصویر مثبت بین المللی، دیپلماسی عمومی و توانمندی های اقتصادی و فرهنگی این کشورها در سطح بین الملل تأثیرگذار بوده اند. یافته ها حاکی از آن است که رسانه های چینی با وجود مواجهه با کنترل و سانسور شدید، در پررنگ نشان دادن توانمندی های اقتصادی و فرهنگی و همچنین دیپلماسی عمومی با تمرکز بر نقش میانجی گری چین در منطقه و طرح کمربند- راه چین بسیار تأثیرگذار بوده اند. در مقابل، رسانه های هندی با وجود نفوذ و تأثیر جهانی کمتر دارای چشم انداز رسانه ای متنوع تر با ترکیبی از رسانه های دولتی و خصوصی بوده اند که در شاخص القای تصویر مثبت بین المللی از هند و دیپلماسی عمومی آن با تمرکز بر جلب اعتماد و اعتبار بین المللی و توانمندی های فرهنگی هند تأثیرگذارتر از چین فعالیت کرده اند.
۶۳.

وابستگی متقابل اقتصادی و گسترش بنیادهای همکاری در نظم حقوقی بین المللی: تبیینی از منظر چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
شکل گیری وابستگی متقابل به عنوان یکی از اصلی ترین مبانی همکاری در نظام حقوق بین الملل معاصر علی رغم اهمیت فراوان با چالش هایی در حوزه های مختلف مواجه است. تشدید وابستگی متقابل میان دولت ها در نتیجه تجارت، مهاجرت و فناوری که از ویژگی های برجسته دهه 1990 است، سبب شده تا اقتصاد بسیاری از کشورها به صادرات و واردات کالاها متکی شود. هدف این پژوهش، تحلیل ظرفیت های وابستگی متقابل در نظام بین المللی معاصر و ارزیابی چالش ها و موانعی است که در فرایند گسترش بنیادهای همکاری در نظم حقوقی بین المللی وجود دارند. در این پژوهش، این پرسش مطرح می شود که وابستگی متقابل در تحقق بنیادهای همکاری نظام حقوقی بین المللی معاصر با چه چالش هایی مواجه است. این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی برای ارزیابی داده ها بهره گرفته و داده ها را از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی جمع آوری کرده است. فرضیه این پژوهش بر این اساس است که تفاوت سطوح توسعه دولت ها، عملکرد ناهماهنگ نهادهای بین المللی اقتصادی با اهداف توسعه پایدار و تعمیق و تشدید نظام تحریم ها از مهم ترین چالش های فراروی تحقق وابستگی متقابل و گسترش بنیادهای همکاری بین المللی هستند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که با اینکه نظام بین المللی معاصر اهمیت ایده وابستگی متقابل را پذیرفته و در عرصه هایی نیز به اجرایی سازی آن مبادرت کرده است، اما به دلیل چالش ها و ضعف های حقوقی نتوانسته است زمینه های تسهیل وابستگی متقابل و گسترش بنیادهای همکاری بین المللی را فراهم کند و به جای توسعه بیشتر منطق اقتصادی همچنان بر مناسبات قدرت افزوده است.
۶۴.

موانع همکاری های استراتژیک در سیاست خارجی ایران: تحلیلی از منظر کلان نظریه های روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
جهانی شدن اقتصاد و ارتباطات بین المللی سبب شده است تا تأمین منافع ملی بیش از هر زمان دیگری درگرو بسط و تقویت همکاری های بین المللی باشد. این ضرورت در مورد کشورهایی همچون ایران که از موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ممتازی برخوردارند، بیشتر احساس می شود. پژوهش حاضر با ابتنای نظری بر تئوری های کلان روابط بین الملل و بازخوانی نحله های مفهومی رئالیسم، لیبرالیسم، سازه انگاری و انتقادی در پیِ تبیین تمهیدات مفهومی و نظری است که تکوین و تعمیق همکاری های استراتژیک جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها را در سطح بین المللی به تعویق انداخته اند. این مقاله با طرح این سؤال که موانع همکاری های استراتژیک در سیاست خارجی ایران چیست؟ با رویکردی نظری و روش تبیینی به این نتیجه رسیده است که فقدان افق های مشترک در بازنمایی تهدیدات امنیتی، گسست در زیرساخت های تعاملی اقتصادی، تفاوت و تعارض هویتی و ایدئولوژیک با دیگر بازیگران نظام بین الملل و سرشت گفتمان گریز و ساختارشکن سیاست خارجی ایران در قبال نظم مستقر موجبات شکل گیری نوعی انزوای ژئوپلیتیک مستمر و واگرایی راهبردی مزمن را فراهم آورده است. این وضعیت نه تنها ایران را از بسترهای همکاری در چهارچوب اتحادسازی کلاسیک و نهادینه دور نگاه داشته بلکه بازتولید نوعی خودبسندگی استراتژیک را به مثابه بدیلی برآمده از تاریخ مندی مقاومت در برابر منطق هژمونیک غرب تقویت کرده است. بدین ترتیب، سیاست خارجی ایران در منظومه ای از تعارضات ساختاری و مفهومی بازتعریف می شود که مسیر هرگونه همکاری راهبردی را در بستر نظم بین الملل معاصر با چالش های جدی مواجه ساخته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان